ریحانه اسکندری: فرهاد مهراد را میشود با «مرد تنها» به یاد آورد، با «جمعه» به خاطر سپرد، با «بوی عیدی» به کودکی برگشت و با «گنجشکک اشیمشی» به سالهای دور سفر کرد؛ اما در میان همه این خاطرهها، یک نام جای دیگری دارد: «محمد». صدای خشدار فرهاد وقتی «والا پیامدار محمد» را خواند، به یکی از ماندگارترین روایتهای موسیقایی معاصر ایران از پیامبر اسلام(ص) تبدیل شد؛ قطعهای که در روزهای پرالتهاب انقلاب ساخته و ضبط شد و حالا، در سالروز میلاد پیامبر اکرم(ص)، دوباره میتوان به سراغ داستانش رفت. پسری که موسیقی را جدی گرفت
فرهاد مهراد ۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران متولد شد. پدرش رضا مهراد، دیپلمات بود و فرهاد بخشی از دوران کودکی خود را در خارج از ایران گذراند. علاقهاش به موسیقی از کودکی شکل گرفت و بعدها به یادگیری ساز و فعالیت حرفهای در موسیقی رسید.
او در آغاز سراغ ویولنسل رفت، اما این تجربه چندان طولانی نبود. بعدها گیتار و پیانو را دنبال کرد و بهتدریج به یکی از متفاوتترین صداهای موسیقی ایران تبدیل شد؛ خوانندهای که برخلاف بسیاری از همنسلانش، علاقهای به حضور پرزرقوبرق و ستارهبودن نداشت. از راک و کوچینی تا «مرد تنها»
فرهاد در دهه ۱۳۴۰ با گروه «بلککتس» همکاری کرد و در کلوپ کوچینی روی صحنه رفت. او از چهرههای اثرگذار در ورود و تثبیت موسیقی راک و پاپ مدرن در ایران بود و در کنار خوانندگی، نوازندگی و آهنگسازی را نیز دنبال میکرد.
اما نقطه عطف کارنامهاش با ترانه «مرد تنها» رقم خورد؛ قطعهای که در فیلم «رضا موتوری» به کار رفت و فرهاد را بیش از گذشته به مخاطبان معرفی کرد.
پس از آن، «جمعه»، «شبانه»، «آینهها»، «کودکانه»، «بوی عیدی» و «گنجشکک اشیمشی» هرکدام بخشی از حافظه موسیقایی ایرانیان شدند.
فرهاد در انتخاب ترانه نیز سلیقهای متفاوت داشت. او به سراغ شعرهایی میرفت که صرفاً برای سرگرمی نوشته نشده بودند؛ شعرهایی درباره تنهایی، جامعه، کودکی، امید و اعتراض. شاید به همین دلیل است که بسیاری از آثارش، حتی دههها پس از انتشار، هنوز برای مخاطب امروزی قابل لمساند.
جالب است بدانید فرهاد علاوه بر خوانندگی، گیتار و پیانو مینواخت و در آهنگسازی نیز فعالیت داشت. فرهاد مهراد مردی که زندگی خصوصیاش را پنهان نگه داشت …













