
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیات پایانی سوره واقعه، در ادامه بحث معاد و سرنوشت انسان، از جایگاه قرآن آغاز میشود و به صحنهای میرسد که هیچ انسانی نمیتواند حقیقت آن را انکار کند، لحظه مرگ.
بنابر روایت فارس، علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، میان این بخشهای به ظاهر متفاوت، ارتباطی روشن میبیند، قرآن کتابی الهی و محفوظ است که انسان را به حقیقتی قطعی یعنی مرگ، حیات پس از مرگ و نظام جزای الهی متوجه میکند. در پایان نیز سوره حدید با توصیف مطلق قدرت و مالکیت خداوند، مبنای توحیدی همین حقیقت را آشکارتر میسازد.
قرآن، کتابی که دست تحریف به آن نمیرسد
سوره واقعه در آیات ۷۷ تا ۸۰ میفرماید: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ * فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ * لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ * تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ». قرآن، «کریم» معرفی میشود؛ یعنی دارای کرامت، ارزش و خیر فراوان و برخوردار از جایگاهی بلند.
«کتاب مکنون» اشاره به حقیقتی محفوظ و پوشیده از دسترس عادی دارد و تعبیر «لا یمسه إلا المطهرون» نیز در اصل ناظر به این است که تماس حقیقی با آن مرتبه از حقیقت قرآن، جز برای پاکشدگان امکانپذیر نیست. بنابراین، آیات تنها درباره یک کتاب مکتوب در دست انسانها سخن نمیگویند، بلکه از حقیقتی الهی سخن میگویند که منشأ آن «رَبِّ الْعَالَمِینَ» است.
این نکته اهمیت ویژهای دارد قرآن محصول تجربه، اندیشه یا ساخته ذهن بشر نیست «تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ» است، نازلشده از سوی پروردگار همه جهانها. از همینرو، مواجهه با پیام قرآن نمیتواند یک برخورد سطحی و بیتفاوت باشد.
مشکل فقط انکار نیست، بیتفاوتی هم خطرناک است
بلافاصله پس از بیان عظمت قرآن، خطاب تندتری مطرح میشود «أَفَبِهَذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ»؛ آیا در برابر این سخن، سستی و مداهنه میکنید؟
علامه طباطبایی «مداهنه» را در اینجا به معنای برخورد مسامحهآمیز و کوتاهآمدن در برابر حقیقت میداند. یعنی مسئله فقط این نیست که کسی صریحاً قرآن را تکذیب کند انسان ممکن است حقیقت را بشنود، اما در عمل با آن برخورد جدی نداشته باشد.
آیه بعد این بیاعتنایی را با تعبیر تکاندهندهای دنبال میکند «وَتَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ». انسان …










