
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ مغولان در اواخر قرن دوازدهم، به عنوان کوچنشینان اسبسوارِ استپهای آسیای شرقی، وارد صحنه تاریخ شدند. آنها بیش از هر چیز به سبب چنگیزخان هراسانگیز و فتوحات چشمگیر قرن سیزدهم شهرت دارند؛ فتوحاتـی که به تشکیل بزرگترین امپراتوریِ بههمپیوسته زمینی در تاریخ انجامید. اما در فهرست مغولان مشهور ــ چنگیزخان، قوبلایخان و هولاکوخان ــ غیبت زنان کاملاً به چشم میآید. شاید چنین چیزی را بتوان از قومی انتظار داشت که بیش از هر چیز به جنگاوران هراسانگیزش شهرت دارد. بااینحال، زنان در فتوحات مغول و تأسیس امپراتوری آنان نقشی اساسی ایفا کردند.
در زمان به قدرت رسیدن چنگیزخان، جامعه کوچنشین نقشهای جنسیتیِ مشخصی داشت. زنان و مردان هم در وظایف عادی زندگی روزمره و هم در وظایف فوقالعاده دوران جنگ سهیم بودند. مردان از اسبها و شترها نگهداری میکردند، زنان مراقب گاوها بودند و هردو به گلهداری گوسفندان و بزها میپرداختند. مردان ارابه و سازوبرگ اسب میساختند، شکار میکردند، اتحادهای سیاسی تشکیل میدادند و در جنگ میجنگیدند. زنان آشپزی و خیاطی میکردند، با بازرگانان مسافر دیدار داشتند، مشاوره سیاسی میدادند و برای پشتیبانی تدارکاتی، مردان را در لشکرکشیها همراهی میکردند.
از مدیریت یورت تا سیاست؛ قلمروی قدرتمند زنان
حتی درون یک «گِر» مغولی ــ یا همان یورت، چادری با دیوارههای نمدی ــ هر ابزار، کار و شخصی جای مخصوص خود را داشت. برادر ویلیام، راهب فرانسیسکنی که در قرن سیزدهم از مغولان دیدار کرده بود، دراینباره نوشت: «مردان هنگام ورود به محل سکونت، تحت هیچ شرایطی تیردانهای خود را در بخش زنان آویزان نمیکردند.»
پرورش کودکان کاری مشترک بود و براساس اینکه کودک باید در چه سنی چه مهارتی بیاموزد، تقسیم میشد: سرودن شعر یا نمدمالی؛ از بر خواندن شجرهنامهها یا آموختن محرمات؛ دوشیدن مادیان، گاو، میش یا بز؛ یا کمک به زایمان برهها، کرهها و گوسالهها. همه کودکان از سنین پایین اسبسواری و تیراندازی را میآموختند.
یکی از وظایف زنان، اداره اردوگاه کوچنشینان بود. این اردوگاه که «اُردو» نامیده میشد ــ واژه انگلیسی horde نیز از همین واژه گرفته شده است ــ از گِرهایی تشکیل میشد که براساس …








