قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۰

مثل خاک باید بود/ نویسنده‌ای که صدای آدم‌های خاموش را جاودانه کرد

امروز زادروز مردی است که نخستین قصه‌هایش را از زبان مردم کوچه و روستا شنید و سال‌ها بعد همان صداها را به ادبیات ایران سپرد؛ محمود دولت‌آبادی، نویسنده‌ای که زندگی را نوشت تا زندگی در کلمه ماندگار شود.
 مثل خاک باید بود/ نویسنده‌ای که صدای آدم‌های خاموش را جاودانه کرد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمود دولت‌آبادی قصه آدم‌هایی را نوشت که شاید در هیاهوی تاریخ کمتر دیده شدند، اما در جهان داستان‌هایش جان گرفتند و ماندگار شدند؛ نویسنده‌ای که «کلیدر» و «جای خالی سلوچ» را به بخشی از حافظه ادبی ایران بدل کرد.

او زمانی گفته بود: «کار برای من همواره در مقام ریاضت و عبادت بوده است.» شاید هیچ جمله‌ای بهتر از این، مسیر زندگی محمود دولت‌آبادی را توضیح ندهد؛ نویسنده‌ای که بیش از نیم قرن با کلمه زیسته است، نه برای آنکه نامی بسازد، بلکه برای آنکه جهانی را که دیده، شنیده و تجربه کرده، به یادگار بگذارد. او درباره شیوه زندگی و کارش گفته بود: «مثل خاک باید بود؛ پر از تحمل و بردباری.»

محمود دولت‌آبادی از آن نویسندگانی نیست که ادبیات را در فاصله‌ای امن از زندگی پیدا کرده باشند. ادبیات برای او از دل زندگی آمده است؛ از کوچه‌های روستا، از رنج آدم‌های فراموش‌شده، از دست‌های کارکرده، از صدای مردمانی که کمتر کسی روایتشان کرده بود. او پیش از آنکه نویسنده باشد، شاهد زندگی بود؛ کسی که نگاه می‌کرد، به خاطر می‌سپرد و سال‌ها بعد آنچه دیده بود را در قالب داستان بازمی‌آفرید.

داریوش شایگان درباره او گفته بود: «دولت‌آبادی بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان ایران معاصر است.» شایگان معتقد بود او برخلاف بالزاک که سال‌ها برای خلق «کمدی انسانی» جنگید، توانست در پانزده سال یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های روستایی ایران مدرن، «کلیدر»، را خلق کند. اما پشت این ستایش کوتاه، داستان زندگی مردی قرار دارد که برای رسیدن به این جایگاه، راهی طولانی و دشوار را پیموده است.

او از دولت‌آباد سبزوار آمد؛ از جایی که بعدها نه فقط نام خانوادگی، بلکه بخش مهمی از هویت ادبی‌اش شد. کودکی‌اش با کار گذشت. با زمین، دام، فصل‌ها و آدم‌هایی که بعدها شخصیت‌های داستان‌هایش شدند. خودش می‌گوید: «من دهقان‌زاده‌ام و با گردش فصول آشنا هستم. می‌کاری و می‌پروری و محصول را به بار و برکت می‌رسانی؛ همین.»

شاید همین نگاه به زندگی بود که بعدها در همه آثارش حضور پیدا کرد. دولت‌آبادی نویسنده آدم‌هایی شد که آرام زندگی می‌کردند اما در درونشان جهان بزرگی جریان داشت؛ آدم‌هایی که تاریخ شاید نامشان را ثبت نکرد، اما ادبیات به آنها جاودانگی بخشید.