
۱. همکاری علمی با سازمانهای خارجی (زندان ۶ ماه تا ۲ سال)
- نقد: علم ماهیت جهانی دارد و پیشرفت هر کشوری در گرو تبادل دانش است. تبدیل همکاری علمی به جرم باعث فرار مغزها، انزوای دانشگاهی و عقبماندگی تکنولوژیک میشود. در دنیای امروز، هیچ پیشرفتی بدون ارتباطات بینالمللی ممکن نیست و این قانون، دانشگاهها را به محیطهای بسته و ناکارآمد تبدیل میکند.
۲. دورههای آموزشی ناسازگار با فرهنگ (زندان ۵ تا ۱۰ سال)
- نقد: عبارت ناسازگاز با فرهنگ یک تعریف بسیار مبهم و نسبی است. وقتی معیار قانونی شفاف نباشد، هر کسی میتواند بر اساس سلیقه خود، هر دورهای (حتی روانشناسی یا مدیریتی) را ناسازگار بداند. همچنین، مجرم دانستن شرکتکننده در دوره، نوعی سرکوب تفکر و حق آموزش است.
۳. محرومیت مادامالعمر هنرمندان (مروج فرهنگ ضد اسلامی یا چهره سیاه)
- نقد:عبارت چهره سیاه از کشور کاملاً سلیقهای است. هنر ذاتاً منتقد است و نمایش واقعیتهای تلخ جامعه برای اصلاح آنها، نباید چهره سیاه تلقی شود. محرومیت مادامالعمر تضاد شدیدی با مفهوم اصلاح دارد و در واقع یک حکم اعدام اجتماعی برای هنرمند است که باعث میشود هنر تبدیل به ابزار تبلیغاتی شود، نه هنر.
۴. پیشنهادهای سیاستی برخلاف مصالح نظام (زندان ۳۰ سال)
- نقد: این بند،خطرناکترین و غیرعقلانیترین بخش این مصوبات است. ۳۰ سال زندان برای یک پیشنهاد (که حتی ممکن است در محیطهای خصوصی یا اداری باشد)، عملاً هرگونه نقد سازنده و پیشنهاد اصلاحی را میکشد. در مدیریت مدرن، تکثر آرا و نقد ایدهها …





