
در بسیاری از کسبوکارها، بازاریابی هنوز به شکل کمپینهای مقطعی اجرا میشود؛ یک پیامک برای همه مشتریان، یک ایمیل عمومی برای کل دیتابیس یا یک کمپین تخفیفی برای افزایش فروش کوتاهمدت. این روش شاید در مقاطع خاص نتیجه ایجاد کند، اما برای مدیران عاملی که به رشد پایدار، حفظ مشتری و افزایش سودآوری فکر میکنند، دیگر کافی نیست.
امروز رقابت فقط بر سر جذب مشتری جدید نیست. هزینه جذب مشتری در بسیاری از بازارها بالا رفته و برندها متوجه شدهاند بخش مهمی از رشد، از شناخت بهتر مشتریان فعلی و ارتباط درست با آنها به دست میآید. اینجاست که مارکتینگ اتومیشن به یک ابزار اجرایی مهم برای مدیران عامل تبدیل میشود؛ ابزاری که کمک میکند ارتباط با مشتری از حالت دستی، پراکنده و حدسی خارج شود و بر اساس داده و رفتار واقعی مشتری پیش برود. چرا ارسال پیام یکسان دیگر جواب نمیدهد؟
مارکتینگ اتومیشن یعنی کسبوکار بتواند برای هر گروه از مشتریان، پیام مناسب، زمان مناسب و کانال مناسب را انتخاب کند. مشتری تازهوارد نباید همان پیامی را دریافت کند که مشتری وفادار میگیرد. کاربری که سبد خریدش را رها کرده، نیاز متفاوتی نسبت به مشتریای دارد که چند ماه است خرید نکرده.
اگر این تفاوتها دیده نشوند، کمپینها پرهزینهتر و کماثرتر میشوند. در بعضی موارد حتی ممکن است پیامهای تکراری و نامرتبط، تجربه مشتری را خراب کنند و باعث بیاعتمادی یا خستگی مخاطب شوند. مسئله مدیرعامل فقط اجرای کمپین نیست
برای مدیرعامل، اهمیت مارکتینگ اتومیشن فقط در اجرای بهتر کمپین خلاصه نمیشود. مسئله اصلی، اثر مستقیم آن بر شاخصهای کلیدی کسبوکار است.
مارکتینگ اتومیشن میتواند به افزایش خرید تکراری، کاهش ریزش مشتری، بهبود نرخ تبدیل، افزایش ارزش طول عمر مشتری و استفاده بهتر از بودجه بازاریابی کمک کند. وقتی هر پیام بر اساس رفتار مشتری ارسال شود، احتمال تعامل و خرید بیشتر میشود و هزینههای بیاثر کاهش پیدا میکند. چالش کسبوکارها؛ داده هست، اما قابل استفاده نیست
یکی از چالشهای رایج در کسبوکارهای ایرانی این است که داده مشتری در بخشهای مختلف پراکنده است. تیم فروش، تیم مارکتینگ، سایت، اپلیکیشن، پیامک، ایمیل و پشتیبانی هرکدام بخشی از رفتار مشتری را میبینند، …






