
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ «یک ترقه کوچک [هجویه ناچیز] که شاید سرگرمتان کند»؛ جورج اورول با این عبارت، کتابی را که در فوریه ۱۹۴۴ در حال اتمامش بود، بیاهمیت جلوه داد. او در خلاصهسازی طرح داستان نوشت: «ماجرا در یک مزرعه میگذرد؛ حیوانات از نحوه اداره آن توسط مزرعهدار جانشان به لب میرسد، پس او را بیرون میاندازند و سعی میکنند خودشان مزرعه را اداره کنند. اما خودشان هم آن را به همان بدیِ مزرعهدار اداره میکنند و مثل او به مستبدانی بیرحم تبدیل میشوند.» بهندرت نویسندهای چنین اشتیاق عمیق و پرشوری را که در کارش دمیده بود، اینگونه بیمقدار جلوه داده یا رمانی را تا این حد فاقد جذابیت برای ناشران معرفی کرده است.
طبیعتاً چندین ناشر کتاب را رد کردند، اما نه به این دلیل که اثری پیشپاافتاده بود. این «ترقه کوچک» حملهای مستقیم به اتحاد جماهیر شوروی، متحدِ زمان جنگ بریتانیا، بود و از این رو میتوانست همچون یک دینامیت سیاسی عمل کند. کتاب سرانجام در اوت ۱۹۴۵ [تابستان ۱۳۲۴] با عنوان «قلعه حیوانات» (مزرعه حیوانات) منتشر شد. «فردریک واربرگ» آن را در بحبوحه مخالفت شدید مدیر فروش خود منتشر کرد؛ کسی که نمیتوانست بپذیرد روسیه یک کشور سوسیالیستی نیست. همچنین همسر واربرگ که بهشدت از رنجهای عظیم مردم روسیه پس از تهاجم نازیها در سال ۱۹۴۱ آگاه بود، با انتشار آن مخالفت کرد. او واربرگ را تهدید کرده بود که اگر کتاب را بپذیرد، ترکش خواهد کرد («فکر نکن این کار را نمیکنم!»). با این حال، این تصمیمی بود که واربرگ هرگز از آن پشیمان نشد. چاپ اول کتاب با شمارگان ۴۵۰۰ نسخه ظرف چند روز نایاب شد و تا سال ۱۹۷۳، یعنی زمانی که واربرگ خاطرات خود را مینوشت، حدود ۹ میلیون نسخه از آن به فروش رفته بود.
این اثر، هم در عرصه نشر و هم در قلمروی ادبیات، یک نقطه عطف بود. اورول نوشت: «قلعه حیوانات نخستین کتابی بود که در آن با آگاهی کامل تلاش کردم تا هدف سیاسی و هدف هنری را در یک کلِ واحد ادغام کنم.» در اینجا، برخلاف آثار قبلی او، خبری از پند و اندرزهای مستقیم نویسنده نبود؛ درعوض، این خودِ طرح داستان بود که پیام اخلاقی کتاب را آشکار میکرد. بیشتر منتقدان بر این باورند که او در این کار به شکلی درخشان موفق شد و نوشتنِ سیاسی را به یک هنر بدل ساخت. «مالکلوم بردبری» این کتاب …












