قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

گفتند «برو کمدی بساز»!

یک دهه پیش سعید حسینی فیلمنامه‌ای پر از مفاهیم هوش مصنوعی و فیزیک کوانتوم نوشت؛ اما جوابی که از یک تهیه‌کننده باتجربه شنید، فقط یک جمله بود: «برو کمدی بساز». حالا کارگردان «سرآغاز» می‌گوید هنوز هم در سینمای ایران کسی جرأت سرمایه‌گذاری روی فیلم‌های علمی و فلسفی را ندارد.
 گفتند «برو کمدی بساز»!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، در بحبوحه لحظاتی که همه چیز را آرمانی و رویایی می‌بینیم، به‌ناگاه اتفاقاتی می‌افتد که انگار ما را به گذشته یا آینده یا شاید هم دنیایی موازی پرت می‌کند؛ جایی که باز باید از نو آغاز کنیم. گذشته نیز همچون آینده نامحدود است و فقط به عنوان گسترهٔ وسیعی از احتمالات وجود دارد. 

این دقیقاً همان فضایی است که سعید حسینی -نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «سرآغاز»- در تازه‌ترین اثر خود به تصویر کشیده است؛ فیلم درامی معمایی روانشناسی که بر پایه تئوری جهان‌های موازی و زندگی‌های چندگانه است که کشمکش پارادوکسیکال یک شخصیت مرد در چند زندگی متفاوت را روایت می‌کند.

این فیلم ابتدا در گروه هنر و تجربه اکران شد و این روزها به شکل آنلاین در یکی از پلتفرم‌های نمایش خانگی در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

در ادامه بیشتر با فضای این فیلم آشنا خواهید شد:

آقای حسینی، ایدهٔ اولیهٔ ساخت فیلمی با این مضمون فلسفی-علمی از کجا شکل گرفت؟

سعید حسینی: ببینید، من همیشه به‌عنوان یک فیلمساز، این پرسش برایم مطرح بوده که آیا واقعیتی که ما در زندگی تجربه می‌کنیم، تنها واقعیت موجود است یا نه؟ تفاوت بین حقیقت و واقعیت همیشه ذهن مرا درگیر می‌کرده؛ حقیقت آن چیزی است که باید اتفاق بیفتد و واقعیت، آن چیزی است که اتفاق می‌افتد. سؤال این است که چه اتفاقی بین این دو می‌افتد؟

این دغدغه، هستهٔ اولیهٔ شکل‌گیری «سرآغاز» بود. کم‌کم با نظریه ریسمان، فیزیک کوانتوم و مباحث فلسفی در این حوزه آشنا شدم و این مفاهیم، ایده فیلم را پروراندند. سعی کردم جهان‌های موازی را با تجزیه هویت در روانشناسی پیوند بدهم و نشان دهم که چگونه انتخاب‌های متفاوت در زندگی، انسان را به دنیاهای متفاوتی سوق می‌دهند. از طرفی، تجربه‌های شخصی خودم هم بی‌تأثیر نبود؛ گاهی در یک لوکیشن خاص یا با شنیدن یک داستان، احساس می‌کردم شاید ما در یک دنیای شبیه‌سازی شده، انعکاسی از یک زندگی واقعی را تجربه می‌کنیم.

با توجه به فضای فلسفی و تخصصی فیلم، کار پژوهشی و نگارش فیلمنامه چقدر طول کشید و دشوار بود؟

حسینی: تولید یک فیلم مستقل با این رنگ‌وبوی علمی، کار بسیار سختی است. من حدود پنج سال، شاید هم هفت سال، با بازنویسی فیلمنامه درگیر بودم. بخش اعظم زمان صرف پژوهش و تحقیق شد تا بتوانم مفاهیم را به‌درستی در قصه بگنجانم. اما هیچ‌وقت از این داستان ناراضی نبودم، چون دغدغه‌ام این بود که فیلمی بسازم که مخاطب را صرفاً سرگرم نکند. وقتی من به‌عنوان مخاطب از سینما بیرون می‌آیم، دوست دارم حداقل چند سؤال مهم در ذهنم ایجاد شود که تا مدت‌ها به فکر آن فیلم باشم، تحقیق کنم و تفحص کنم. این برای من در سینما خیلی مهم است و از فیلمسازان بزرگی مثل کریستوفر نولان الهام گرفته‌ام.

ابتدای فیلم، فضایی علمی و تخیلی دارد، اما به مرور حس می‌شود قصه به سمت انسان‌محوری و مسائل فردی می‌رود. این تغییر فضا عمدی بود یا به دلیل محدودیت‌ها؟

حسینی: عرض می‌کنم که برخی از این تغییرات کاملاً عامدانه بود. به‌عنوان مثال، ما شخصیت مرد اصلی فیلم را در سه دنیای متفاوت روایت می‌کنیم؛ گاهی او راوی کتابی به نام «آئوراس» است، گاهی نویسندهٔ آن کتاب، و گاهی خود قصهٔ آن کتاب. جاهایی عمداً از قصهٔ اصلی فاصله می‌گیریم تا به راوی یا شخصیت‌های دیگر بپردازیم.

اما درست می‌فرمایید که بخشی از این خلأها به دلیل مسائل مالی بود. ما فیلمنامه‌ای ۱۲۰ صفحه‌ای داشتیم و حداقل پنج یا شش دقیقه تصویربرداری بیشتر باید به سکانس‌های واقعیت مجازی شرکت اضافه می‌شد، اما بودجه این اجازه را نداد. متأسفانه در فیلم‌های مستقل، عدم حمایت مالی باعث می‌شود از خیلی چیزها بگذریم. ناچار شدیم آنچه را که در تصویر نمی‌گنجید، در دیالوگ‌ها بگنجانیم. هرچند خودم سینما را با تصویر بیشتر دوست دارم و این موضوع برایم دلنشین نبود، اما سعی کردم در لابه‌لای قصه، آن خلأها را کمرنگ‌تر کنم.

خرده داستان‌هایی مثل زندگی زن و شوهری با شغل خبرنگاری و خدمهٔ هواپیما، چه نسبتی با خط اصلی فیلم داشتند؟

حسینی: این داستانک‌ها به هیچ‌وجه اضافی نیستند. آنها بُعد قضاوتی شخصیت بشر را نشان می‌دهند. مثلاً ما همسر رئیس شرکت را داریم که قاضی است و در دادگاه، داوری دیگران را انجام می‌دهد، اما در کوچک‌ترین مسائل زندگی شخصی خودش گرفتار است و نمی‌تواند آنها را حل کند. این اتفاق برای تک‌تک شخصیت‌های فیلم می‌افتد؛ یعنی شخصیتی که می‌آید جلوی خودش بوده و به «تجزیه هویت» دچار شده. این داستانک‌ها، چالش درونی آدم‌ها را با خودشان به تصویر می‌کشند و در نهایت، مسیرشان را به سادگی توضیح داده‌ایم.

 فیلم چه سالی تولید شد و چقدر زمان برد؟

حسینی: اگر تولید را از سال ۱۳۹۷ در نظر بگیریم، من حدود پنج سال درگیر این پروژه بودم. اما خود فیلم در سال ۱۴۰۲ تولید شد. بخش اعظم این زمان به خاطر مشکلات تأمین بودجه و مستقل بودن کار بود. متأسفانه در سینمای ما، تهیه‌کنندگان تمایل چندانی به سرمایه‌گذاری روی فیلمهای فلسفی و تفکربرانگیز ندارند.

به خاطر دارم که فیلمنامه را برای یک تهیه‌کننده باسابقه بردیم، اما ایشان گفت بروید کمدی بسازید! من سال ۹۷ در فیلمنامه دربارهٔ هوش مصنوعی و واقعیت مجازی حرف می‌زدم، در حالی که حتی در بدنهٔ علمی کشورمان هم چندان به این موضوعات پرداخته نمی‌شد. ولی برای تهیه‌کنندگان، بحث بیزینس و فروش در اولویت است و من ذره‌ای دغدغه برای ساخت چنین فیلم‌هایی در آنها نمی‌دیدم. در وضعیت فعلی کشور هم که برخی تهیه‌کنندگان ترجیح می‌دهند در ملک یا خرید و فروش ماشین سرمایه‌گذاری کنند تا اینکه فیلمی با ریسک تجاری بالا بسازند.

بودجهٔ نهایی فیلم چقدر شد؟

حسینی: حدود ۹۸۰ میلیون تا یک میلیارد تومان، با احتساب نوسانات ارز.

در انتخاب بازیگران، فاکتور خاصی داشتید؟ چرا از چهره‌های شناخته شده استفاده نکردید؟

حسینی: دو نکته در انتخاب بازیگران برایم مهم بود. اول اینکه معمولاً نویسنده‌ها هنگام نوشتن فیلمنامه، شخصیت‌ها را با شناختی که از بازیگران دارند، می‌نویسند. اما در «سرآغاز» به این نتیجه رسیدم که بهتر است از بازیگران غیرچهره استفاده کنم تا مخاطب با پیش‌زمینهٔ ذهنی از نقش‌های قبلی بازیگر، فیلم را نبینند و شخصیت‌ها را باورپذیرتر احساس کند. این الگو را در سینمای آلمان و فرانسه هم می‌بینیم که از بازیگران ناشناخته استفاده می‌کنند.

دوم اینکه من می‌خواستم فیلم را صفر تا صد در مشهد تولید کنم. خودم متولد مشهد نیستم، اما سالهاست با دوستان مشهدی فعالیت می‌کنم و بچه‌های بسیار مستعدی آنجا هستند که متأسفانه فضای کافی برای بروز استعدادشان پیدا نمی‌کنند. دوست داشتم بازیگران و عوامل پشت صحنهٔ ما بومی باشند و فیلمی بسازیم که هم در سطح کشور محبوبیت داشته باشد و هم در جشنواره‌ها دیده شود. 

حدود ۷۰ درصد بازیگران سابقهٔ حرفه‌ای نداشتند و ما برای برخی، مثل سجاد محبی که در تیتراژ اول معرفی شده، بیش از سه ماه تست و تمرین بازیگری انجام دادیم. خود سجاد محبی تعریف می‌کرد که تنها یک فیلم ایرانی در سینما دیده و اصلاً فیلم ایرانی نگاه نمی‌کرده، اما عاشق سینما بود و کارهای خارجی تماشا می‌کرد و با دیدن آگهی تست، حس کرد این فیلم متفاوت است و آمد.

چرا فیلم را به جای اکران عمومی، در گروه هنر و تجربه نمایش دادید؟ از نتیجهٔ کار راضی بودید؟

حسینی: ببینید، من از همان ابتدا می‌دانستم که فیلم قرار نیست از نظر مالی در هنر و تجربه موفقیت خارق‌العاده ای داشته باشد، چون این گروه، مخاطب خاص خودش را دارد و سالن‌های محدودی در اختیار دارد. اما خودم دوست داشتم «سرآغاز» در این قالب اکران شود. آقای شهاب کاظمی تهیه‌کننده فیلم که زحمت بسیاری کشیدند، حتی پیشنهاد اکران عمومی را هم به من دادند، اما من خودم تصمیم نهایی را گرفتم و از ایشان ممنونم که به این تصمیم احترام گذاشتند. 

دلم می‌خواست فیلمی که حرفی هنری و فلسفی برای گفتن دارد، در همان قالب هنری دیده شود، نه در رده عمومی. گرچه از نظر مالی، حتی فیلم‌های چهره‌دار و پرفروش هم در هنر و تجربه، فروش چندانی ندارند اما شیرینی‌اش این است که مخاطب خاص و فهیم، قدر فیلم را بیشتر می‌داند.

 الان که فیلم در پلتفرم آنلاین اکران شده، بازخوردها چطور است؟

حسینی: خوشبختانه این امکان فراهم شده تا مخاطبان بیشتری بتوانند فیلم را ببینند. فکر می‌کنم هر کسی با نوع نگاه خودش، می‌تواند آن مرز بین حقیقت و واقعیت را که در فیلم روایت می‌شود، برداشت کند. جهان‌شمول بودن داستان، اجازه می‌دهد مخاطب با شناختی که از خودش دارد، به دنیای «سرآغاز» وارد شود.

با توجه به وضعیت فعلی سینما، چه برنامه‌ای برای پروژه‌های بعدی دارید؟

حسینی: متأسفانه وضعیت فعلی کشور مزید بر علت شده. من چند روز پیش آمار فروش سینما را دیدم که بسیار نگران‌کننده و ترسناک است. مردم در معیشت روزمره‌شان ماندند و تهیه‌کننده‌ها هم ریسک سرمایه‌گذاری روی فیلم‌های غیرکمدی را ندارند. من دو فیلمنامه در دست دارم؛ یکی در ژانر معمای جنایی که بسیار جذاب است و دیگری اثری روانشناختی بر اساس تحقیقات فروید و یونگ که یک فیلم تک‌لوکیشنی و کلاس آموزشی است و فکر می‌کنم اگر ساخته شود، بسیار تأثیرگذار خواهد بود.

اما ترجیح می‌دهم فعلاً صبر کنم تا شرایط بهتر شود یا از طریق رایزنی با دوستان در کشورهای دیگر، بتوانم آنها را در خارج از ایران تولید کنم. نمی‌خواهم فیلمنامه‌هایم را که سال‌ها برایشان زحمت کشیده‌ام، به خاطر ساخت یک فیلم سطحی، هدر بدهم. دوست دارم حداقل، تفکری که پشت این فیلمنامه‌هاست، جا بیفتد و یا اگر قرار است ساخته شوند، با یک ماحصل قدرتمندتر به سراغشان بروم.

آیا فیلم «سرآغاز» در جشنواره‌های خارجی هم حضور داشته است؟

حسینی: بله، آقای کاظمی فیلم را به جشنواره‌های مختلفی فرستادند و جوایزی هم گرفتیم از جمله تقدیرنامه حضور در بخش مسابقه اصلی جشنواره بین‌المللی فیلم افق‌های تازه لهستان (New Horizons Film Festival)، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران از جشنواره بین‌المللی فیلم سانتو دومینگو جمهوری دومینیکن آمریکا (Festival de Cine Global de Santo Domingo)، جایزه بهترین فیلمنامه خارجی از جشنواره بین‌المللی فیلم اواخاکا مکزیک( Oaxaca FilmFest)، جایزه بهترین کارگردان هنری از جشنواره بین‌المللی فیلم ایندی مالدیو هند (Indie Film Festival Maldives) و همچنین دیپلم افتخار استعدادجوان فیلمسازی از طرف هیات داوران جشنواره بین‌المللی فیلم گوایانا سیوداد ونزوئلا (Ciudad Guayana International Film Festival). البته هیچ کدام جایزهٔ مادی نداشت، اما حضور در جشنواره‌ها خودش ارزشمند بود.

نکته پایانی:

دنیای «سرآغاز»، دنیایی است که هر کسی با نگاه خودش می‌تواند آن را برداشت کند و این، دقیقاً همان آغازی بود که می‌خواستم در سینمای ایران رقم بخورد؛ سرآغازی برای تفکر در مورد مرزهای میان حقیقت و واقعیت.

۲۴۲۲۴۳ کد مطلب 2255488



۴ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

نادر فلاح در مصاحبه‌ی جنجالی تازه‌ی خود چه گفت؟ | انصاف نیوز

نادر فلاح، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، در گفت‌وگویی تازه از وضعیت کاری خود و آنچه بی‌مهری و فراموش‌شدن در سینمای ایران می‌داند، گلایه کرد؛ اظهاراتی که به‌خصوص با اشاره‌ی مستقیم او به داوود میرباقری و حسن فتحی، خبرساز شده است.

فلاح در این گفت‌وگو با اشاره به سابقه‌ی چندین‌ساله‌ی خود در بازیگری، خطاب به میرباقری درباره‌ی سریال «سلمان فارسی» گلایه کرد و مضمون حرفش این بود که با وجود سابقه‌ی همکاری و فعالیتش، در این پروژه جایی برای او در نظر گرفته نشده است. او با لحنی گلایه‌آمیز گفت: «آقای میرباقری، من در سریال سلمان شما جایی ندارم؟» و از این گفت که احساس می‌کند برخی از کارگردانان او را فراموش کرده‌اند.

فلاح در ادامه نام حسن فتحی را نیز مطرح کرد و گلایه‌ای مشابه درباره‌ی او داشت؛ حرف‌هایی که نشان می‌دهد ناراحتی بازیگر فقط به یک پروژه یا یک کارگردان محدود نیست و او از روند انتخاب بازیگران در سینمای ایران دلخور است.

بخش دیگری از صحبت‌های آقای فلاح در رسانه‌ی تصویری «آن» به مناسبات تولید و انتخاب بازیگران مربوط می‌شد.

او معتقد است تهیه‌کنندگان در شرایط فعلی کمتر حاضر به ریسک هستند و بیشتر روی تعدادی بازیگر مشخص سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ موضوعی که باعث می‌شود بخشی از بازیگران باتجربه کمتر فرصت حضور در پروژه‌های مهم را پیدا کنند. این بخش از صحبت‌های او نیز در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا کرده است.

نادر فلاح همچنین درباره‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر با لحنی تندتر صحبت کرد. یکی از ویدئوهای منتشرشده از این گفت‌وگو با تیتر «گلایه شدید نادر فلاح به جشنواره فجر؛ لطفاً به من سیمرغ ندهید!» منتشر شده است.

این اظهارات در حالی مطرح شده که فلاح در جشنواره‌ی فیلم فجر امسال نیز برای بازی در فیلم «کوچ» در جمع نامزدهای بخش بهترین بازیگر مکمل مرد قرار داشت.

در مجموع، آنچه گفت‌وگوی تازه‌ی نادر فلاح را جنجالی کرده، صرفاً انتقاد او از کم‌کاری یا کم‌دیده‌شدن نیست؛ بلکه او این بار با نام بردن از چهره‌هایی مانند میرباقری و فتحی، گلایه‌ی خود را شخصی‌تر و صریح‌تر مطرح کرده و از فراموش‌شدن خود در پروژه‌های مهم سخن گفته است.

انتهای پیام


۷ ساعت قبل / سایت نورنیوز

یادگارهای اکبر عبدی در موزه اردبیل ماندگار شد

نورنیوز-گروه فرهنگی: خانواده زنده‌یاد اکبر عبدی در اقدامی فرهنگی، بخشی از وسایل شخصی و یادگاری‌های این هنرمند فقید را به «موزه عمارت شهرداری اردبیل» اهدا کردند و شهردار این شهر نیز قول داد فرهنگسرایی به نام آن بازیگر بزرگ سینمای ایران نامگذاری شود.

 در این دیدار که روز گذشته صورت گرفت، محمود صفری شهردار اردبیل با قدردانی از خانواده بزرگوار مرحوم عبدی بر اهمیت حفظ میراث هنرمندان بزرگ به عنوان میراث فرهنگی تاریخی شهر تاکید کرد.

وی افزود: شهرداری اردبیل در پی تکریم جایگاه این هنرمند ماندگار، لایحه‌ای را جهت نام‌گذاری یکی از فرهنگسراهای جدیدالاحداث شهر به نام اکبر عبدی به شورای شهر تقدیم خواهد کرد.

وی ادامه داد: با حرکت فرهنگی خانواده آن هنرمند نامدار، بخشی از میراث هنری ایشان در زادگاهش به نمایش گذاشته شده و برای نسل‌های آینده ماندگار خواهد بود.

در این مراسم، فرهاد قائمیان بازیگر سینما، به همراه میرمحمد سید هاشمی،پ رئیس شورای شهر، حبیب فتحی عضو شورا، کیوان حسن‌زاده معاون معماری و شهرسازی شهرداری و ابراهیم نیرومند از هنرمندان اردبیل حضور داشتند و در پایان، با تجلیل از خدمات بی‌نظیر مرحوم اکبر عبدی به هنر ایران، بر ضرورت حمایت از میراث فرهنگی و هنری او تأکید شد.

اکبر عبدی آقاباقر متولد چهار شهریور ۱۳۳۹ در تهران بود که از سال ۱۳۵۸ با دریافت مدرک دیپلم با نمایش‌های آماتوری فعالیت هنری‌اش را آغاز کرد و سال ۱۳۶۱ به تلویزیون راه یافت و دارنده نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود.

مرحوم عبدی که با مجموعه تلویزیونی «باز مدرسم دیر شد» در سال ۱۳۶۲ شناخته شد، در سال ۱۳۶۳ با فیلم «جنجال بزرگ» بازی در سینما را آغاز کرد و پس از آن در فیلم‌های «مردی که موش شد»، «اجاره نشین‌ها»، «گراند سینما» و «ای ایران» توانست قابلیت‌های خود را در نقش‌های کمدی ثابت کند.

نوع چهره عبدی و بازی‌های او به قدری در زمینه کمدی منحصر به‌فرد بود که حتی در فیلم «مادر» در نقش معلول و در فیلم سفر «جادویی» در ۲ نقش میانسالی و کودکی‌اش ظاهر شد و توانست در میان مخاطبان سینمایی به محبوبیت دست پیدا کند و این امر حتی در فیلم‌های «دلشدگان» و «آقای شانس» هم مشهود بود.

این بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون عصر جمعه، دوم مرداد به دلیل ایست قلبی در بیمارستانی در تهران دار فانی را وداع گفت و پیکرش صبح یکشنبه، چهارم مرداد از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.

موزه عمارت شهرداری اردبیل با تجهیز به غرفه‌ها، اقلام و اشیای تاریخی کم‌نظیر و تازه جمع‌آوری شده، از گردشگران و مسافران نوروزی استقبال می‌کند و بازدید رایگان و تنوع بخش‌های دیدنی آن، توجه مخاطبان و مردم را جلب کرده است.


۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

یادگاری‌های اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل

ایران آنلاین:

  در این دیدار که روز گذشته صورت گرفت، محمود صفری شهردار اردبیل با قدردانی از خانواده بزرگوار مرحوم عبدی بر اهمیت حفظ میراث هنرمندان بزرگ به عنوان میراث فرهنگی تاریخی شهر تاکید کرد.

به گزارش ایرنا، وی افزود: شهرداری اردبیل در پی تکریم جایگاه این هنرمند ماندگار، لایحه‌ای را جهت نام‌گذاری یکی از فرهنگسراهای جدیدالاحداث شهر به نام اکبر عبدی به شورای شهر تقدیم خواهد کرد.

وی ادامه داد: با حرکت فرهنگی خانواده آن هنرمند نامدار، بخشی از میراث هنری ایشان در زادگاهش به نمایش گذاشته شده و برای نسل‌های آینده ماندگار خواهد بود.

در این مراسم، فرهاد قائمیان بازیگر سینما، به همراه میرمحمد سید هاشمی،پ رئیس شورای شهر، حبیب فتحی عضو شورا، کیوان حسن‌زاده معاون معماری و شهرسازی شهرداری و ابراهیم نیرومند از هنرمندان اردبیل حضور داشتند و در پایان، با تجلیل از خدمات بی‌نظیر مرحوم اکبر عبدی به هنر ایران، بر ضرورت حمایت از میراث فرهنگی و هنری او تأکید شد.

به گزارش ایرنا، اکبر عبدی آقاباقر متولد چهار شهریور ۱۳۳۹ در تهران بود که از سال ۱۳۵۸ با دریافت مدرک دیپلم با نمایش‌های آماتوری فعالیت هنری‌اش را آغاز کرد و سال ۱۳۶۱ به تلویزیون راه یافت و دارنده نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود.

مرحوم عبدی که با مجموعه تلویزیونی «باز مدرسم دیر شد» در سال ۱۳۶۲ شناخته شد، در سال ۱۳۶۳ با فیلم «جنجال بزرگ» بازی در سینما را آغاز کرد و پس از آن در فیلم‌های «مردی که موش شد»، «اجاره نشین‌ها»، «گراند سینما» و «ای ایران» توانست قابلیت‌های خود را در نقش‌های کمدی ثابت کند.

نوع چهره عبدی و بازی‌های او به قدری در زمینه کمدی منحصر به‌فرد بود که حتی در فیلم «مادر» در نقش معلول و در فیلم سفر «جادویی» در ۲ نقش میانسالی و کودکی‌اش ظاهر شد و توانست در میان مخاطبان سینمایی به محبوبیت دست پیدا کند و این امر حتی در فیلم‌های «دلشدگان» و «آقای شانس» هم مشهود بود.

این بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون عصر جمعه، دوم مرداد به دلیل ایست قلبی در بیمارستانی در تهران دار فانی را وداع گفت و پیکرش صبح یکشنبه، چهارم مرداد از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.

موزه عمارت شهرداری اردبیل با تجهیز به غرفه‌ها، اقلام و اشیای تاریخی کم‌نظیر و تازه جمع‌آوری شده، از گردشگران و مسافران نوروزی استقبال می‌کند و بازدید رایگان و تنوع بخش‌های دیدنی آن، توجه مخاطبان و مردم را جلب کرده است.

 

 

انتهای پیام/




 کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس

مارگارت کوالی در مراسم افتتاحیه فیلم «ستاره‌های سگ» در لندن، با پوششی تمام‌چنل روی فرش قرمز حاضر شد و کفش‌های جنجالی و وایرال این برند را به پا داشت؛ کفش‌هایی که به دلیل طراحی خاصشان، ظاهری شبیه راه رفتن با پای برهنه ایجاد می‌کنند.

 جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.

 «کارآگاه علوی» از امشب روی آنتن می‌رود
۵ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

«کارآگاه علوی» از امشب روی آنتن می‌رود

قصه فصل جدید «کارآگاه علوی» با بازی بهنام تشکر و کیوان ساکت‌اوف از اواسط مقطع سال ۱۳۱۹ آغاز می‌شود؛ جایی که پرونده‌های جنایی و معمایی، کارآگاه علوی را در دل وقایع سیاسی و اجتماعی سال‌های پایانی پهلوی اول و آغاز دوره‌ای تازه از تاریخ ایران قرار می‌دهند.

 اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

اصغر فرهادی در جشنواره سارایوو پس از دریافت قلب این جشنواره با شرکت در جلسه پرسش و پاسخ، درباره سینما و صداقت گفت و عنوان کرد که موفقیت می‌تواند یک چیز خطرناک باشد.

 محفل اربعین؛ به یاد قرآنی‌ترین رهبر جهان اسلام
۱۴ ساعت قبل / سایت تابناک

محفل اربعین؛ به یاد قرآنی‌ترین رهبر جهان اسلام

چهل روز از آن وداع تاریخی گذشته است؛ چهل روز از روز‌هایی که میلیون‌ها نفر برای بدرقه رهبر شهید انقلاب گرد هم آمدند و حالا در چهلمین روز، یاد او قرار است در ت...

 نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا
۱۳ ساعت قبل / سایت صبانیوز

نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

فرزانه سعادتی/صبا، در سال‌های اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهره‌هایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر می‌شوند و گاهی نیز پس از سال‌ها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر می‌گیرند. این روند اگرچه