
آگامبن در تمایز از کارل اشمیت
برای درک آگامبن، نخست باید او را با کارل اشمیت، فیلسوف سیاسی و حقوقدان آلمانی قرن بیستم مقایسه کنیم، مقایسه کنیم؛ این مقایسه ضروری است چون آگامبن خود از اشمیت شروع می کند. اشمیت در کتاب مشهور خود، «الهیات سیاسی»، میگوید: «حاکم کسی است که دربارهٔ وضعیت استثنا تصمیم میگیرد.» به باور اشمیت، در شرایط بحرانی (جنگ، شورش، هرجومرج) حاکم میتواند قانون را به حالت تعلیق درآورد و حالت اضطراری اعلام کند تا نظم را بازگرداند. برای اشمیت، وضعیت استثنا ابزاری برای نجات قانون است؛ یک تعلیق موقتی که در نهایت به استحکام نظام حقوقی میانجامد. به بیانی ساده، در شرایطی که وضعیت بحرانی است حاکم می تواند با اعلام حالت اضطرار قوانین متعارف را تعلیق کند تا حکومت قانونی برجای بماند. مثلا شهروندان در حالت عادی قانونا آزادند تا عکس بگیرند و از اتفاقات بگویند و حتی قانون با کسی که مانع آنها شود برخورد میکند؛ اما در شرایط جنگی این کارها ممنوع است.
اما آگامبن این روایت را وارونه میکند. او میگوید که اشمیت درباره وضعیت استثنا اشتباه میاندیشد. از نگاه آگامبن، وضعیت استثنا نه یک استثنای موقتی، بلکه الگوی دائمی حکومتداری مدرن است. به عبارت دیگر، دولت مدرن نه بر پایهٔ قانون، که بر پایهٔ توانایی در «تعلیق قانون» بنا شده است. این تفاوت بنیادین، هستهٔ اندیشهٔ آگامبن را شکل میدهد. استدلال اصلی آگامبن: دولت بر خلأیی خشونتآمیز استوار است
آگامبن با الهام از فوکو و والتر بنیامین، استدلال میکند که قانون و خشونت در دولت مدرن چنان درهم تنیدهاند که مرز میان آنها از میان رفته است. او میگوید:
«وضعیت استثنا فضایی است که در آن قانون بهعنوان قانون به حالت تعلیق درمیآید، اما خشونتِ بدون قانون در آن جاری میشود.»
به بیان سادهتر، دولت حاکم همواره این قدرت را در اختیار دارد که اعلام کند «اوضاع عادی نیست» و به این بهانه، تمام قوانین عادی و حتی حقوق بشر را کنار بگذارد. این تصمیمگیری، خود یک کنش خودسرانه است، زیرا هیچ قاعدهٔ حقوقی نمیگوید که دقیقاً چه زمانی بحران به اندازهٔ کافی جدی است. بنابراین، در قلب دولت مدرن، یک خلأ حقوقی و یک خشونت بنیادین نهفته است که هر لحظه میتواند به سطح بیاید.
آگامبن این وضعیت را با …







