قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۲ ساعت قبل

توجیه‌تراشی به سبک ترامپ؛ ۵ بهانه محبوب رئیس‌جمهور آمریکا پس از ناکامی

رئیس جمهور آمریکا هرگز علاقه ندارد که شکست را بپذیرد، به همین دلیل پس از آنکه هر یک از نامزدهای مورد حمایتش در انتخابات مقدماتی درون حزبی جمهوری‌خواهان شکست می‌خورند، یک بهانه برای این شکست جور می‌کند. شبکه خبری ام‌اس ناو، ۵ بهانه مورد علاقه ترامپ را دسته‌بندی کرده‌است.
 توجیه‌تراشی به سبک ترامپ؛ ۵ بهانه محبوب رئیس‌جمهور آمریکا پس از ناکامی

به گزارش خبرآنلاین، استیو بنن، ستون نویس شبکه خبری ام‌اس ناو نوشت: دونالد ترامپ همواره تلاش کرده این باور را جا بیندازد که تأیید و حمایت او می‌تواند به تنهایی سرنوشت انتخابات را تعیین کند. به باور او، کافی است تمایل خود را اعلام کند تا رای‌دهندگان، به‌ویژه در رقابت‌های درون‌حزبی جمهوری‌خواهان، بدون چون‌واچرا دستور او را اطاعت کنند.

ترامپ سال گذشته ادعا کرده بود: «اگر من از کسی حمایت کنم، او پیروز می‌شود. در حزب جمهوری‌خواه، آمار من چیزی شبیه به ۳۹۹ برد و صفر باخت است. به این فکر کنید!» او حتی چندی پیش دوباره تاکید کرد: «باعث افتخار است که بگویم تقریباً هر کسی که من حمایتش می‌کنم پیروز می‌شود، آن هم با اختلاف زیاد.»

اما برای ترامپ، این ادعاها صرفاً جنبه خودشیفتگی ندارد. هرچه او بیشتر مقامات و نامزدهای جمهوری‌خواه را قانع کند که می‌تواند با یک اشاره، موقعیت شغلی آن‌ها را نابود یا تقویت کند، بیشتر می‌تواند وفاداری و اطاعت کامل آن‌ها را طلب کند. در واقع، اگر ادعاهای ترامپ درست بود، نامزدها تنها به اندازه یک پست در شبکه اجتماعی ایکس با بیکاری فاصله داشتند و منطقی بود که تا حد امکان چاپلوسی او را بکنند.

اما واقعیت با ادعاهای او فاصله زیادی دارد. گزارش‌ها و آمار انتخابات درون‌حزبی نشان می‌دهد که ادعاهای او صحت ندارند؛ شکست چندین نامزد مورد حمایت ترامپ در رقابت‌های مقدماتی اخیر، بار دیگر این موضوع را به اثبات رسانده است.

اما ترامپ چگونه این شکست‌های آشکار را توجیه می‌کند؟ پاسخ در مجموعه بهانه‌های غیرقابل باوری نهفته است که او پس از هر ناکامی مطرح می‌کند:

بهانه اول؛ «پشت پرده مخالف بودم»: پس از شکست نامزد مورد حمایتش در انتخابات مقدماتی، ترامپ ادعا می‌کند که به صورت خصوصی به آن نامزد گفته بود از رقابت انصراف دهد اما او گوش نکرده است. با این حال، او هرگز حاضر نشده بود به‌صورت علنی حمایت خود را پس بگیرد یا از رقیب او حمایت کند.

بهانه دوم؛ «من زیادی مهربان و وفادارم»: ترامپ در مواردی ادعا می‌کند که از ابتدا می‌دانست نامزد مورد نظر شانس زیادی برای پیروزی ندارد، اما صرفاً به دلیل «وفاداری» به او، حمایتش را ادامه داده است.

بهانه سوم؛ «اطلاعات نادرست به من داده بودند»: یکی دیگر از خطوط دفاعی ترامپ، متهم کردن مشاوران و اطرافیان است؛ به این صورت که ادعا می‌کند افراد نادرستی به او اطلاعات اشتباه داده‌اند و نباید او را مقصر تصمیم اشتباه دانست.

بهانه چهارم؛ «اصلاً روحم خبر نداشت!»: در برخی موارد و پس از شکست‌های غیرمنتظره، ترامپ کلاً ابراز بی‌اطلاعی کرده و مدعی می‌شود که در جریان آن رقابت نبوده یا از نامزدی آن فرد خبر نداشته است؛ حتی اگر درست یک روز قبل رسماً از او حمایت کرده باشد!

بهانه پنجم؛ «شکست ما در واقع یک پیروزی بود»: در نهایت، وقتی نامزد دیگری پیروز می‌شود، ترامپ مدعی می‌شود که فرد پیروز هم کاملاً بر اساس خط‌مشی و شعارهای او تبلیغ کرده و در نتیجه پیروزی او، پیروزی تفکر ترامپ محسوب می‌شود.

۴۲/۴۲ کد مطلب 2263445



۲۱ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

پس از شش ماه جنگ ترامپ در حال شکست خوردن است

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ مجله نیویورکر گزارش داد، دونالد ترامپ با اعتماد به نفسی کاذب و در اوج غرور وارد مناقشه با ایران شد.

اکنون او خود را ناتوان از پایان دادن به جنگی می‌بیند که هیچ‌یک از همسایگان عرب ایران خواهان آغاز آن نبودند.

هیچ‌یک از اهداف اولیه‌ای که ترامپ بر آن‌ها تأکید داشت از جمله و در عوض، ایالات متحده اکنون در تکاپوی یافتن راهی است تا ایران را از ابزار تنگه هرمز محروم کند که اهمیت و نقش‌آفرینی آن تنها به دلیل مداخلات خود ترامپ تشدید شده است.


۲۷ دقیقه قبل / خبرگزاری ایلنا

شکست مذاکرات تجاری کانادا و آمریکا؛ ترامپ تعرفه ۵۰ درصدی وضع کرد

به گزارش ایلنا به نقل از رویترز، واشنگتن و اتاوا بامداد امروز- شنبه- اعلام کردند در مذاکرات تجاری به توافق نرسیده‌اند. پس از این ناکامی، مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، از تعلیق مذاکرات خبر داد و تأکید کرد اتاوا به تعرفه‌های جدید آمریکا پاسخ متقابل خواهد داد.

یک مقام ارشد دولت ترامپ نیز اعلام کرد تعرفه ۵۰ درصدی بر کالاهای کانادایی به ارزش حدود ۲۰ میلیارد دلار، بر اساس ماده ۳۳۸، از نیمه‌شب شنبه اجرایی می‌شود.

این تصمیم پس از سه روز مذاکره در واشنگتن میان دومینیک لبلان، وزیر کانادایی مسئول تجارت با آمریکا، و جیمیسون گریر، نماینده تجاری آمریکا، اتخاذ شد؛ مذاکراتی که در نهایت بدون توافق پایان یافت.

اقدام تازه واشنگتن و تهدید اتاوا به پاسخ متقابل، اختلافات تجاری دو کشور را وارد مرحله تازه‌ای کرده و می‌تواند به دور جدیدی از افزایش تعرفه‌ها و اقدامات تلافی‌جویانه منجر شود. انتهای پیام/


۳۱ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

ترامپ و معضل قیمت نفت؛ آمار‌های رسمی دروغ‌های کاخ سفید درباره هرمز را آشکار می‌کنند

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ ترامپ در ۱۱ اوت مدعی شد که آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد و گفت: «ما مالک آن هستیم.» این اظهارات در شرایطی مطرح شد که تردد کشتی‌ها در این آبراه به‌شدت کاهش یافته بود و تهران نیز ادعای واشنگتن درباره کنترل هرمز را رد می‌کرد.

اما واقعیت بازار جای دیگری است.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، نفت برنت به ۹۳.۹۸ دلار در هر بشکه رسید و نفت خام WTI نیز ۸۶.۹۰ دلار معامله شد. برنت طی یک هفته بیش از ۶.۱ درصد و WTI حدود ۵.۳ درصد افزایش یافته بودند. Reuters این افزایش را به تشدید فشار آمریکا علیه ایران، تهدید به تحریم‌های شدیدتر، کاهش صادرات نفت ایران و نگرانی از تداوم اختلال در تردد از تنگه هرمز مرتبط دانست.

این ارقام به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که هر سخن مقام آمریکایی «دروغ» است؛ اما یک سؤال جدی ایجاد می‌کنند:

اگر بحران واقعاً تحت «کنترل کامل» است، چرا بازار نفت همچنان برای اختلالات جدید قیمت‌گذاری می‌کند؟

هرمز؛ جایی که روایت کاخ سفید به دیوار آمار برخورد می‌کند

  ۷ کشتی؛ عددی که روایت ترامپ درباره هرمز را فرو ریخت

 

شاید هیچ شاخصی به اندازه میزان تردد کشتی‌ها برای ارزیابی وضعیت واقعی هرمز قابل استفاده نباشد.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، بر اساس داده‌های شرکت ردیابی کشتی Kpler، تنها هفت کشتی تجاری حامل کالا در روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کردند؛ چهار کشتی وارد و سه کشتی خارج شدند. مهم‌تر اینکه در میان این هفت کشتی، هیچ نفتکش بزرگ حامل نفت خام یا LNG وجود نداشت.

این عدد البته یک داده روزانه است و نباید مستقیماً با میانگین‌های ماهانه یا فصلی مقایسه شود. اهمیت آن در جای دیگری است: این داده نشان می‌دهد که در همان روز، جریان عادی کشتیرانی انرژی از هرمز برقرار نبوده است.

به گزارش Reuters، تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان بود و حدود یک‌پنجم جریان جهانی نفت خام و LNG از این مسیر عبور می‌کرد.

از سوی دیگر، Reuters در ۱۹ اوت گزارش داده بود که تنها شش کشتی تجاری از هرمز عبور کرده‌اند؛ رقمی که پایین‌تر از میانگین اخیر ۱۱ کشتی در روز بود. در آن روز نیز یک نفتکش بسیار بزرگ وارد تنگه شده بود، اما مجموع تردد همچنان بسیار پایین باقی مانده بود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که آیا یک کشتی می‌تواند از هرمز عبور کند یا خیر.

مسئله این است که آیا هرمز به یک مسیر تجاری عادی و قابل اتکا برای انتقال انرژی بازگشته است یا نه.

داده‌های فعلی پاسخ روشنی به این پرسش نمی‌دهند.

یک نکته مهم نیز باید در نظر گرفته شود: Kpler بر اساس داده‌های ردیابی کشتی‌ها فعالیت می‌کند و Reuters تصریح کرده که کشتی‌هایی که فرستنده‌های خود را خاموش می‌کنند ممکن است در این داده‌ها دیده نشوند؛ بنابراین عدد هفت را نباید به‌عنوان شمارش مطلق تمام شناور‌ها تلقی کرد؛ اما حتی با این محدودیت، کاهش شدید تردد ثبت‌شده یک نشانه مهم از اختلال در تجارت دریایی است.

در نتیجه پرسش ساده باقی می‌ماند:

اگر هرمز واقعاً تحت «کنترل کامل» و در وضعیت عادی قرار دارد، چرا ترافیک انرژی آن هنوز به وضعیت پیش از جنگ بازنگشته است؟

حتی نهاد رسمی دولت آمریکا هم از «عادی‌شدن سریع» سخن نمی‌گوید

برای زیر سؤال بردن روایت واشنگتن حتی نیازی نیست به رسانه‌های منتقد آمریکا استناد کنیم.

به گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در ۱۱ اوت ۲۰۲۶، این نهاد در گزارش Short-Term Energy Outlook خود محدودیت‌های شدید عبور از تنگه هرمز را همچنان در مفروضات بازار لحاظ کرده است. این گزارش نشان می‌دهد اختلال در جریان انرژی از هرمز همچنان یکی از عوامل اصلی وضعیت بازار جهانی نفت است.

اهمیت این مسئله در آن است که EIA یک نهاد رسمی آماری دولت آمریکاست؛ بنابراین برای نشان دادن فاصله میان روایت سیاسی و ارزیابی کارشناسی بازار انرژی، الزاماً نیازی به استناد به رسانه‌های مخالف واشنگتن وجود ندارد.

در واقع، حتی برآورد رسمی آمریکا نیز از بازگشت فوری بازار انرژی به شرایط پیش از جنگ سخن نمی‌گوید.

  ۷۷ درصد سقوط؛ عددی که نمی‌توان با بیانیه سیاسی پنهانش کرد

 

مهم‌ترین عدد شاید همین باشد.

طبق داده‌های رسمی EIA در گزارش امنیت انرژی منتشرشده همراه با STEO اوت ۲۰۲۶، حجم کل نفت عبوری از تنگه هرمز در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود.

این رقم در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ به ۱۴.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و در سه‌ماهه دوم به تنها ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسید.

به این ترتیب، جریان کل نفت از هرمز در مقایسه میان سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ و سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۷۷ درصد کاهش داشته است.

داده‌های تفصیلی EIA نشان می‌دهد کاهش فقط مربوط به نفت خام نبوده است. جریان نفت خام و میعانات از ۱۵.۹ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ به ۳.۷ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ رسید؛ جریان فرآورده‌های نفتی نیز از ۵.۷ میلیون بشکه به ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. حتی جریان LNG از ۱۰.۵ میلیارد فوت مکعب در روز به ۰.۸ میلیارد فوت مکعب در روز سقوط کرد.

البته این ارقام میانگین‌های فصلی هستند و با عدد هفت کشتی در یک روز مشخص قابل مقایسه مستقیم نیستند.

اما هر دو مجموعه داده یک واقعیت واحد را نشان می‌دهند:

جریان انرژی از هرمز به‌شدت از وضعیت پیش از جنگ فاصله گرفته است.

این دیگر مسئله تفسیر یک توییت یا سخنرانی نیست.

این نفتی است که از یک گلوگاه حیاتی عبور نکرده است.

IEA؛ بحران فقط در قیمت نفت نیست، میلیون‌ها بشکه تولید هنوز متوقف است

تصویری که آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در گزارش Oil Market Report مورخ ۱۲ اوت ۲۰۲۶ ارائه کرده نیز با روایت «بازگشت سریع به شرایط عادی» فاصله دارد.

طبق گزارش IEA، تولید جهانی نفت در ژوئیه به ۱۰۱.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافت، اما همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از یک سال قبل بود. در همان زمان، تولید نفت خلیج فارس به ۲۳.۹ میلیون بشکه در روز رسید، اما همچنان ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سطح پیش از جنگ قرار داشت.

همچنین IEA برآورد عرضه نفت در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ را نسبت به گزارش قبلی خود ۱.۷ میلیون بشکه در روز کاهش داد و پیش‌بینی کرد عرضه جهانی نفت در کل سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط ۴.۳ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند؛ بنابراین بحران فقط یک مسئله رسانه‌ای نیست.

بخشی از ظرفیت واقعی تولید نفت از مدار خارج شده است.

وقتی میلیون‌ها بشکه تولید در منطقه متوقف مانده و مسیر‌های اصلی انتقال انرژی نیز با اختلال روبه‌رو هستند، اینکه قیمت نفت هنوز به سناریو‌های افراطی ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار نرسیده، به معنای نبود بحران نیست.

  چرا نفت ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نشده است؟

 

اینجا دقیقاً جایی است که باید از تحلیل‌های شعاری فاصله گرفت.

ممکن است دولت ترامپ استدلال کند که، چون نفت به ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نرسیده، پس بحران تحت کنترل است.

اما این استدلال از نظر اقتصاد انرژی ناقص است.

قیمت نفت فقط تابع عرضه نیست. تقاضا، ذخایر، تولید کشور‌های خارج از منطقه، مسیر‌های جایگزین، سیاست‌های مصرفی، رفتار پالایشگاه‌ها و وضعیت اقتصاد جهانی نیز در تعیین قیمت نقش دارند.

به گزارش IEA در ۱۲ اوت، تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت؛ آژانس بخشی از این کاهش را به ادامه بسته‌بودن هرمز و افزایش قیمت سوخت مرتبط دانسته است.

یعنی بخشی از شوک عرضه از طریق کاهش مصرف جذب شده است.

از طرف دیگر، تولیدکنندگان خارج از منطقه نیز بخشی از فشار را جبران کرده‌اند. IEA در همان گزارش پیش‌بینی کرده بود افزایش تولید در قاره آمریکا بخشی از کاهش تولید خاورمیانه و روسیه را جبران کند؛ بنابراین پایین‌تر بودن قیمت نفت از ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار الزاماً به معنای موفقیت سیاست واشنگتن نیست.

این می‌تواند نشانه آن باشد که بازار جهانی تاکنون بخشی از شوک را از طریق کاهش تقاضا، تغییر مسیر تجارت و استفاده از ذخایر جذب کرده است.

  ذخایر نفتی؛ بازار دارد هزینه بحران را از جیب ذخایر می‌دهد

 

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش IEA مربوط به ذخایر جهانی است.

به گزارش IEA در گزارش اوت ۲۰۲۶، ذخایر مشاهده‌شده نفت جهان در ژوئیه حدود ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافت.

همچنین مجموع کاهش ذخایر مشاهده‌شده از پایان فوریه تا پایان ژوئیه به حدود ۴۱۰ میلیون بشکه رسید.

این رقم اهمیت زیادی دارد.

زیرا بخشی از شکاف ایجادشده در عرضه، به جای اینکه تماماً در قیمت نفت منعکس شود، از طریق مصرف ذخایر موجود جبران شده است.

اما ذخایر نیز نامحدود نیستند.

به همین دلیل، سؤال اصلی بازار فقط این نیست که:

«نفت امروز چند دلار است؟»

سؤال مهم‌تر این است:

«اگر اختلال ادامه پیدا کند، بازار تا چه زمانی می‌تواند این شکاف عرضه را با ذخایر و مسیر‌های جایگزین جبران کند؟»

خود IEA نیز هشدار داده است که با کاهش سریع حاشیه ذخایر موجود، فوریت بازگشایی هرمز افزایش یافته است.

ایران؛ فشار واشنگتن مستقیماً به بازار نفت منتقل شده است

در همین شرایط، سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه صادرات نفت ایران نیز آثار مستقیمی بر بازار گذاشته است.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، پیشنهاد‌های نفت ایران به خریداران چینی به‌شدت کاهش یافته و ورود نفت ایران به چین در ماه اوت تاکنون حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز برآورد شده است؛ این رقم در مقایسه با میانگین حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ کاهش قابل توجهی نشان می‌دهد.

Reuters همچنین گزارش داده است که از اواسط ژوئیه، هیچ عبور قابل مشاهده‌ای از ابرنفتکش‌های حامل نفت خام ایران از هرمز ثبت نشده است؛ البته این رسانه تأکید کرده که خاموش‌کردن فرستنده‌های موقعیت‌یابی می‌تواند بخشی از تردد واقعی را از دید داده‌های ردیابی خارج کند.

بر اساس همین گزارش، پالایشگاه‌های مستقل چین که بخش مهمی از نفت تحریمی ایران را خریداری می‌کنند، در حال جست‌وجوی منابع جایگزین از جمله نفت برزیل و عراق هستند.

اینجا یک تناقض جدی در سیاست واشنگتن آشکار می‌شود.

از یک سو آمریکا تلاش می‌کند صادرات نفت ایران را محدود کند؛ از سوی دیگر، این کاهش عرضه در شرایطی اتفاق افتاده که بازار جهانی هم‌زمان با اختلال در یکی از اصلی‌ترین مسیر‌های انتقال انرژی روبه‌روست؛ بنابراین تحریم نفت ایران فقط یک ابزار فشار علیه تهران نیست؛ در شرایط بحران، مستقیماً بخشی از معادله عرضه جهانی نفت نیز محسوب می‌شود.

  چین هم رفتار خود را تغییر داده است

 

یکی دیگر از نشانه‌های ملموس بحران، رفتار شرکت‌های بزرگ کشتیرانی چین است.

به گزارش Reuters در ۱۸ اوت، دو شرکت بزرگ دولتی چین، COSCO Shipping Energy Transportation و China Merchants Energy Shipping (CMES)، از اواخر ژوئیه عبور از گلوگاه‌های هرمز و باب‌المندب را متوقف کرده‌اند.

این شرکت‌ها برای ادامه واردات نفت، به استفاده از انتقال کشتی‌به‌کشتی در خارج از خلیج فارس، به‌ویژه اطراف فجیره و بنادر عمان، روی آورده‌اند.

Reuters همچنین گزارش داده است که نرخ حمل نفت از عمان به چین به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز برای هر کشتی رسیده که تقریباً چهار برابر سطح پیشین بوده است.

این یعنی بحران فقط در نمودار قیمت نفت دیده نمی‌شود.

کشتی‌ها مسیرشان را تغییر می‌دهند؛ حمل‌ونقل گران‌تر می‌شود؛ پالایشگاه‌ها منابع جایگزین پیدا می‌کنند و زنجیره تأمین جهانی هزینه بیشتری می‌پردازد.

این همان هزینه‌ای است که در روایت‌های ساده سیاسی معمولاً دیده نمی‌شود.

بازار نفت به «خبردرمانی» پاسخ کوتاه می‌دهد، نه دائمی

بازار نفت به اخبار سیاسی بسیار حساس است.

به گزارش IEA در اوت ۲۰۲۶، قیمت نفت در ژوئیه در دامنه‌ای نزدیک به ۴۰ دلار در هر بشکه نوسان کرد و تحولات ژئوپلیتیکی نقش مهمی در این نوسانات داشتند.

طبق همین گزارش، امید به پیشرفت دیپلماتیک در مقاطعی باعث کاهش شدید قیمت‌ها شد، اما بازگشت درگیری‌ها دوباره قیمت نفت را بالا برد؛ نفت شاخص North Sea Dated در ۲۳ ژوئیه به حدود ۱۰۵ دلار رسید و در پایان ژوئیه در سطح ۹۶.۸۰ دلار قرار داشت.

EIA نیز در گزارش اوت خود نشان می‌دهد که جریان نفت از هرمز هم‌زمان با تشدید اختلالات و حملات دریایی به‌شدت کاهش یافته است. داده‌های رسمی EIA بر پایه ردیابی نفتکش‌ها نشان می‌دهد جریان کل نفت از هرمز از ۱۴.۹ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه دوم رسیده است.

این رفتار بازار یک پیام روشن دارد:

خبر می‌تواند انتظارات را تغییر دهد؛ اما خبر نمی‌تواند نفتکش تولید کند.

می‌تواند قیمت را موقتاً پایین بیاورد؛ اما نمی‌تواند چند میلیون بشکه ظرفیت تولید متوقف‌شده را به بازار بازگرداند.

می‌تواند معامله‌گران را امیدوار کند؛ اما نمی‌تواند شرکت‌های کشتیرانی را مجبور کند در یک مسیر پرریسک حرکت کنند.

  واقعیت تلخ برای واشنگتن

 

شاید بزرگ‌ترین تناقض سیاست آمریکا همین‌جا شکل گرفته باشد.

واشنگتن می‌خواهد با فشار اقتصادی علیه ایران، صادرات نفت این کشور را محدود و هزینه سنگینی بر تهران تحمیل کند؛ اما هم‌زمان با کاهش عرضه نفت، اختلال در مسیر‌های حمل‌ونقل و افزایش هزینه‌های تجارت انرژی مواجه شده است.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، افزایش قیمت نفت در هفته جاری در شرایطی رخ داد که آمریکا فشار خود علیه ایران را افزایش داده، تهدید به تحریم‌های شدیدتر کرده و اختلال در جریان نفت از خاورمیانه همچنان ادامه داشته است.

در نتیجه، فشار بر ایران لزوماً بدون هزینه برای بازار جهانی نفت نیست.

این همان نقطه‌ای است که ژئوپلیتیک و اقتصاد انرژی به یکدیگر گره می‌خورند.

تحریم می‌تواند صادرات یک کشور را کاهش دهد؛ اما اگر این کاهش عرضه هم‌زمان با اختلال در یک گلوگاه جهانی رخ دهد، بخشی از هزینه آن به کل بازار منتقل می‌شود.

دولت ترامپ می‌تواند بحران را «کنترل‌شده» توصیف کند و رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند بگوید واشنگتن «کنترل کامل» هرمز را در اختیار دارد.

اما داده‌ها تصویر بسیار پیچیده‌تری ارائه می‌کنند.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، تنها ۷ کشتی تجاری در آن روز از هرمز عبور کردند و هیچ نفتکش بزرگ حامل نفت خام یا LNG در میان آنها نبود.

به گزارش EIA در ۱۱ اوت، میانگین کل جریان نفت از هرمز در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسید؛ در حالی که این رقم در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود.

به گزارش IEA در ۱۲ اوت، تولید جهانی نفت همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سال قبل بود و تولید خلیج فارس نیز ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سطح پیش از جنگ قرار داشت.

به گزارش همین نهاد، ذخایر مشاهده‌شده جهانی در ژوئیه ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافت و مجموع کاهش ذخایر از پایان فوریه تا پایان ژوئیه به حدود ۴۱۰ میلیون بشکه رسید.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، ورود نفت ایران به چین در ماه اوت تاکنون حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز بوده؛ در حالی که میانگین خرید چین از ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود؛ و به گزارش Reuters در ۱۸ اوت، شرکت‌های بزرگ کشتیرانی دولتی چین برای کاهش ریسک، عبور از هرمز و باب‌المندب را متوقف کرده و به مسیر‌های جایگزین و انتقال کشتی‌به‌کشتی روی آورده‌اند؛ در همین حال نرخ حمل عمان–چین به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز برای هر کشتی افزایش یافته است.

این مجموعه داده‌ها یک نتیجه روشن دارد:

هرمز شاید از نظر فیزیکی کاملاً مسدود نباشد، اما از نظر تجاری و انرژی هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است؛ و این دقیقاً همان جایی است که ادعای «کنترل کامل» ترامپ با واقعیت بازار اصطکاک پیدا می‌کند.

اگر «کنترل کامل» به معنای بازگشت جریان عادی انرژی باشد، داده‌های EIA، IEA و Kpler هنوز چنین چیزی را نشان نمی‌دهند.

واشنگتن می‌تواند روایت سیاسی خود را تکرار کند؛ اما نفتکش‌ها، ذخایر، بشکه‌های نفت و داده‌های رسمی انرژی را نمی‌توان با یک سخنرانی تغییر داد.

در نهایت، شاید مسئله اصلی همین باشد:

کاخ سفید می‌تواند روایت بحران را مدیریت کند؛ اما نمی‌تواند آمار نفت را مجبور کند چیزی را نشان دهد که در واقعیت وجود ندارد.




 پنتاگون: ادعاهای مطرح‌شده درباره کمبود مهمات آمریکا صحت ندارد
۱۸ ساعت قبل / سایت هم میهن

پنتاگون: ادعاهای مطرح‌شده درباره کمبود مهمات آمریکا صحت ندارد

پنتاگون خبرها درباره کمبود مهمات آمریکایی را نادرست خواند.

 کارولین لیویت پس از خروج از کاخ سفید به سوپرپک وابسته به ترامپ می‌پیوندد
۳۳ دقیقه قبل / سایت فراز

کارولین لیویت پس از خروج از کاخ سفید به سوپرپک وابسته به ترامپ می‌پیوندد

کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد پس از ترک سمت خود در دولت دونالد ترامپ، به «مگا اینک.»، سوپرپک وابسته به ترامپ، بازمی‌گردد.

 اینترسپت: برکناری‌ها در موساد نشانه شکست از ایران است
۱۲ ساعت قبل / سایت تابناک

اینترسپت: برکناری‌ها در موساد نشانه شکست از ایران است

وب‌سایت آمریکایی «اینترسپت» نوشت: برکناری روسای اداره اطلاعات و بخشِ ایرانِ موساد اقدامی بی‌سابقه و آخرین مورد از این نوع برکناری‌ها به دلیل بی‌کفایتی، حدود...

 آیا جنگ تاج‌وتخت انرژی خاورمیانه را به قاره آمریکا منتقل کرد؟
۱۹ ساعت قبل / سایت هم میهن

آیا جنگ تاج‌وتخت انرژی خاورمیانه را به قاره آمریکا منتقل کرد؟

چالش آمریکا برای نفت خاورمیانه پایان نخواهد یافت

 چرا ترقی‌خواهان، دموکرات‌های سنتی را شکست می‌دهند؟
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا ترقی‌خواهان، دموکرات‌های سنتی را شکست می‌دهند؟

دنیای‌اقتصاد: تحلیلگران رسانه‌ای بارها با سردرگمی تلاش کرده‌اند بفهمند چرا نامزدهای مترقی در آمریکا با وجود بودجه‌های انتخاباتی بسیار کمتری که دارند، دموکرات‌های سنتی را در انتخابات مقدماتی شکست می‌دهند. پاسخ این معما چندان پیچیده نیست. مترقی‌ها برخلاف دموکرات‌های تشکیلات‌گرا درباره مشکلات واقعی خانواده‌های طبقه کارگر صحبت می‌کنند و برای آنها راه‌حل‌های عملی دارند. این مشکلات طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود که از فساد در نظام مالی انتخابات و نابرابری بی‌سابقه ثروت تا بحران سیستم درمان، تهدیدهای هوش مصنوعی و سیاست خارجی مخرب را دربرمی‌گیرد.

 ترکیه‌: یاوه‌گویی نتانیاهو علیه اردوغان نشان‌دهنده ناتوانی اسرائیل است
۳ ساعت قبل / خبرگزاری مهر

ترکیه‌: یاوه‌گویی نتانیاهو علیه اردوغان نشان‌دهنده ناتوانی اسرائیل است

نهادهای ترکیه ای با صدور بیانیه‌هایی جداگانه، اهانت‌های دفتر نتانیاهو به اردوغان را محکوم کرده و آن را نشانه‌ای آشکار از ناتوانی رژیم تل آویو دانستند.