
در بازاری که هزینه جذب مشتری پیوسته افزایش پیدا میکند، تبلیغ گسترده و بدون شناخت مخاطب دیگر انتخاب کمریسکی نیست. کسبوکارها برای رسیدن به مشتریان بالقوه، بیش از هر زمان دیگری به دادههای دستهبندیشده، ابزار ارتباطی مناسب و برنامهای مشخص برای پیگیری سرنخهای فروش نیاز دارند. ترکیب بانک اطلاعات مشاغل با سامانههای پیامکی، یکی از راهکارهایی است که میتواند این مسیر را کوتاهتر کند؛ البته به شرط آنکه اطلاعات مرتبط انتخاب شود و ارتباط با مخاطب نیز مسئولانه و هدفمند باشد.
روشهای سنتی بازاریابی معمولاً بخش قابلتوجهی از بودجه را صرف افرادی میکنند که ممکن است هیچ نیازی به محصول یا خدمت تبلیغشده نداشته باشند. در مقابل، بازاریابی دادهمحور تلاش میکند پیش از آغاز کمپین به سه پرسش پاسخ دهد: مشتری احتمالی چه کسی است، در کدام بازار فعالیت میکند و بهترین راه برقراری ارتباط با او چیست؟
پاسخ دقیق به این پرسشها میتواند فاصله میان «ارسال یک پیام تبلیغاتی» و «ایجاد یک فرصت واقعی فروش» را مشخص کند.
چرا شناخت بازار هدف از انتخاب رسانه مهمتر است؟
بعضی از کسبوکارها پیش از آنکه مخاطب خود را مشخص کنند، درباره کانال تبلیغاتی تصمیم میگیرند. نتیجه چنین رویکردی ممکن است اجرای یک کمپین پرهزینه با بازدهی محدود باشد. در یک برنامه حرفهای، ابتدا ویژگیهای بازار هدف تعیین میشود و سپس رسانه متناسب با رفتار همان بازار انتخاب خواهد شد.
برای مثال، یک شرکت عرضهکننده تجهیزات صنعتی لزوماً نباید پیام خود را برای همه کاربران تلفن همراه ارسال کند. مشتریان بالقوه این شرکت احتمالاً مدیران کارخانهها، پیمانکاران، مسئولان خرید یا صاحبان کسبوکارهای صنعتی هستند. به همین ترتیب، فروشنده نرمافزار مطب، تجهیزات فروشگاهی یا خدمات حسابداری نیز به گروه متفاوتی از مخاطبان نیاز دارد.
دستهبندی مخاطبان بر اساس استان، شهر، صنف، تخصص و زمینه فعالیت، به تیم فروش کمک میکند جامعه کوچکتر اما مرتبطتری را انتخاب کند. در این شرایط، متن پیام نیز میتواند متناسب با نیاز همان گروه نوشته شود؛ موضوعی که معمولاً شانس دریافت پاسخ را بیشتر میکند. پنل پیامکی فقط ابزاری برای ارسال انبوه نیست
سامانههای پیامکی در سالهای گذشته از ابزارهای ساده ارسال گروهی فاصله …












