
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: نظیر چنین اقداماتی در دورههای گذشته و در زمان مدیران قبلی بانک مرکزی نیز سابقه داشت و مدت زمان کوتاهی از التهاب بازار کم کرد. اما به تجربه دیدیم که عمر دوام این سیاست چندان دراز نبود. اینکه چرا رئیس جدید بانک مرکزی که اتفاقاً در گذشته هم تجربه نسبتاً خوبی در اداره این بانک داشته همین سیاست نسبتاً تجربه شده و شکست خورده را بهکار گرفته و یا ناگزیر از آن شده است، سؤالی است که پاسخش را باید از ایشان سراغ گرفت.
حال اما امید داریم ایشان، راهکاری برای عدم وقوع چند احتمال در آینده داشته باشند. اما چند پرسش:
۱ـ اگر این ترفند به جای آنکه تقاضای ارز را پائین بیاورد عکس آن عمل کند چه؟ در گذشته هم شاهد بودیم ارز پاشی از این طریق موجب هجوم جماعت بسیاری برای تبدیل پول خود به ارز خارجی شد و کوتاه مدتی پس از آن، هم میزان ارز تخصیصی به هر فرد براساس کدملی کم شد و هم مدتی دیگر پس از آن کل مجوز از بین رفت.
۲ـ اگر این نصاب قیمتی (۱۹۵ هزار تومان) نتوانست این سقف را در بازار آزاد کنترل کند و با رشد قیمت در بازار آزاد، فاصله قیمتی ایجاد شد مزیّت نسبی بالایی برای خرید بیشتر و هجوم بیشتر فراهم آورد و رانت تازهای به انواع رانتهای توزیعی موجود افزود چطور؟ همانطور که در گذشته هم شاهدش بودهایم.
۳ـ اگر با این شیوه، این گزاره و باور در جامعه جا افتاد که دولت ارز دارد اما از فقدان آن گلایه میکند به این خاطر که میخواهد با فروش بالای آن کسب درآمد کند در حالیکه میتوانست آن را صرف واردات داروهای کمیاب کند که بیماران نیازمند برای تهیه آن به بهانه کمبود ارز، برخی اوقات مجبور به فروش داراییهای ضروری خود نشوند، چه توضیح قانعکنندهای برای جلوگیری از آسیب به سرمایه اجتماعی دولت میتوان داشت؟
۴ـ اگر خدای ناکرده با اقدامات آدم غیرمتعادلی مثل ترامپ اوضاع درآمد ارزی دولت به مرحله بحرانی رسید و حسرت از دستدادن سرمایه ارزی برای نیازهای ضروری جامعه پیش آمد، چه باید کرد؟
از این سوالات و احتمالات باز هم میتوان ذکر کرد اما …












