
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دوران میان دو جنگ جهانی، بهویژه در اروپا، دورهای از تحولات و آشفتگیهای سیاسی گسترده بود. این قاره شاهد رویارویی ایدئولوژیها بود و نیروهای کمونیسم، فاشیسم و لیبرالیسم در هر کشور با یکدیگر به نبرد پرداختند. ایتالیا یکی از نخستین کشورهایی بود که شاهد پیروزی قاطع یکی از این جریانها شد. نارضایتی از جنگ جهانی اول و تشدید بحران اقتصادی، به افزایش چشمگیر گرایشهای سیاسی افراطی انجامید. اما چگونه بنیتو موسولینی، که پیشتر سردبیر بدنام یک روزنامه سوسیالیستی بود، توانست جلوی موج جنبش انقلابیِ رو به گسترش را بگیرد، نظم لیبرال موجود را که دههها آشوب و بحران را پشت سر گذاشته بود برهم بزند و پادشاه ویکتور امانوئل سوم را وادار کند زمینه را برای انتقال قدرتی عمدتاً بدون خونریزی فراهم کند؟
از چپ به راست: دیوید لوید جورج از بریتانیا، ویتوریو اورلاندو از ایتالیا، ژرژ کلمانسو از فرانسه و وودرو ویلسون از ایالات متحده؛
برگرفته از آرشیو ملی، واشنگتن دیسی، ۱۹۱۹، به نقل از واشنگتن پست پایان جنگ جهانی اول و بنیتو موسولینی
جنگ جهانی اول برای ایتالیا، همانند بسیاری از دیگر کشورهای اروپا، تجربهای تلخ بود. ایتالیا بلافاصله وارد جنگ نشد و درعوض، درباره اینکه باید در کدام سوی این درگیری قرار گیرد، بحث و رایزنی میکرد. پس از مذاکرات محرمانهای که یک سال پس از آغاز جنگ انجام گرفت، آنتونیو سالاندرا، نخستوزیر ایتالیا، در سال ۱۹۱۵ موافقت کرد که این کشور به اتفاق مثلث بپیوندد. ایتالیا با امضای پیمان لندن، جبههای جدید گشود و با تغییر جبهه، در کنار متحدان پیشین خود، اتریش-مجارستان، به جنگ پرداخت.
پس از آن، سلسلهای از شکستهای سنگین رقم خورد؛ ارتشی که آمادگی بسیار اندکی برای جنگ داشت، در تلاش بود تا از مرز اتریش عبور کند و پیشروی کند. شکستهای پیدرپی در جبهه، که سرانجام در سال ۱۹۱۷ به نابودی نیروهای ایتالیا در نبرد کاپورتو انجامید، یکی پس از دیگری نخستوزیران را از قدرت کنار زد؛ نخستوزیرانی که هیچیک نتوانستند وضعیت سیاسی متزلزل کشور را ثبات بخشند.
پیروزی سرانجام در ویتوریو ونتو و فروپاشی اتریش-مجارستان، موجی از شادی فوری به راه انداخت، هرچند این شادی کوتاهمدت بود. …






