قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۲ ساعت قبل

مغالطه های مقاله قوچانی در باره اندیشه و زندگی عبدالکریم سروش/ عبور از مرز نقد نظری به داستان‌سرایی شخصی/ آیا سروش واقعاً «کالون» روشنفکری دینی است؟

به زبان دیگر، قوچانی بحث را چنان شخصی کرده است که اعتبار ادعاهای مهم او درباره «نئومارکسیست»، «کالون» یا «توتالیتر پنهان» بودن سروش تا حد زیادی خدشه‌دار شده است/چنین تصویر تیره و یک‌سویه‌ای از سروش جای تامل جدی دارد/قوچانی حتی برای ساختن این تصویر، از گریزهای پی‌درپی و کنار هم گذاشتن مطالب مرتبط و نامرتبط نیز فروگذار نمی‌کند./ دفاع از انصاف در نقد سروش، دفاع از سروش نیست؛ دفاع از این اصل است که داوری درباره یک متفکر باید بر پایه بررسی آثار، استدلال‌ها، زمینه تاریخی و تحول فکری او صورت گیرد، نه بر مبنای گزینش شماری از گزاره‌ها و مواضع و کنار هم گذاشتن آن ها برای رسیدن به نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده.
 مغالطه های مقاله قوچانی در باره اندیشه و زندگی عبدالکریم سروش/ عبور از مرز نقد نظری به داستان‌سرایی شخصی/ آیا سروش واقعاً «کالون» روشنفکری دینی است؟

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

گروه اندیشه: بهروز ملکی، اقتصاددان، در مجله تجارت فردا شماره ۶۴۳  به بررسی و نقد روش‌شناختی و محتوایی مقاله محمد قوچانی درباره عبدالکریم سروش تحت عنوان لیبرالیسم نقابدار می‌پردازد. بهروز ملکی تأکید می‌کند که نقد منصفانه اندیشه نیازمند بازسازی دقیق مواضع متفکر، در نظر گرفتن زمینه تاریخی و سنجش تناسب میان شواهد و نتایج است. اشکال بنیادی مقاله قوچانی، انتخاب گزینشی شواهد و کنار هم قرار دادن مواضع دوره‌های مختلف سروش برای اثبات ادعاهایی بزرگ—چون خروج او از سنت لیبرال، گرایش به نئومارکسیسم، توتالیتاریسم پنهان و تشبیه او به «ژان کالون»—است.

از نظر نویسنده، در حوزه «صناعت و قناعت»، اگرچه سروش بدبینی‌هایی به برخی وجوه تکنولوژی داشته و از ساده‌زیستی دفاع کرده، اما این مواضع در قالب پرسش‌های فلسفی یا توصیه‌های اخلاقی مطرح شده‌اند و نشان‌دهنده یک نظریه اقتصادی تدوین‌شده یا برنامه ضدتوسعه نیستند. همچنین قوچانی تفکیک سروش میان ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی لیبرالیسم را نادیده گرفته و با ارائه تعریفی حداکثری و یکپارچه از لیبرالیسم، سعی دارد سروش را کاملاً از این سنت خارج کند؛ حال آنکه سنت لیبرال خود واجد تنوع نظری گسترده‌ای است.

در بخش‌های دیگر، نقد قوچانی به مواضع سروش درباره انقلاب فرهنگی و پاکسازی دانشگاه‌ها، به دلیل نادیده‌گرفتن تمایزهای مطرح‌شده توسط سروش و تعمیم بی‌ظرافت آن‌ها، دچار جهش مفهومی می‌شود. ورود مقاله به جزئیات سبک زندگی شخصی سروش در آمریکا (مانند خشک کردن لباس در آفتاب یا اقامت نزد آمیش‌ها) و استفاده از تعابیر تحقیرآمیز، نقد نظری را به تخفیف شخصیت فروکاسته است. در نهایت، متن نتیجه می‌گیرد که مقاله قوچانی بیش از آنکه نقدی مستدل بر آرای اصلی سروش مانند نسبت دین و قدرت باشد، داستانی شخصی‌شده و شتاب‌زده بر پایه شواهد ناکافی است. در نهایت نقد بهروز ملکی در تجارت فردا حاکی از آن است که نویسنده، با دقت تمام، نقد با روش صحیح و نقد نادرست را با بررسی انتقادی مقاله محمد قوچانی، به مخاطبان خود عرضه می کند. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

**** بهروز ملکی ضرورت رعایت اصول روش‌شناختی در بازسازی و نقد کارنامه فکری متفکران …





دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ - 31 August 2026