سیما پروانهگهر- اختلاف بر سر مذاکره با آمریکا در جریان اصولگرا موضوع تازهای نیست؛ اما آنچه در روزهای اخیر اهمیت پیدا کرده، نه صرفاً موافقت یا مخالفت با مذاکره، بلکه تفاوت در تعریفی است که دو سوی این بحث از «مذاکره» و نسبت آن با «مقاومت» ارائه میکنند.ماجرا با یادداشت حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، خطاب به محمدباقر قالیباف آغاز شد؛ یادداشتی با عنوان «قالیبافی که ما میشناسیم» که در ظاهر یک هشدار سیاسی بود، اما در لایهای عمیقتر نگرانی بخشی از جریان اصولگرا درباره تغییر ادبیات و جایگاه سیاسی برخی چهرههای این جریان را بازتاب میداد.
شریعتمداری طی سالهای گذشته از صریحترین منتقدان مذاکره با آمریکا و توافقهای دیپلماتیک با غرب بوده است. با این حال، این بار به جای نقد کلی مذاکره، مستقیماً رئیس مجلس را خطاب قرار داد و از او خواست برای جلوگیری از «برداشتهای ناصواب»، بر مواضع انقلابی خود تأکید بیشتری داشته باشد.
اهمیت این یادداشت فقط به محتوای آن محدود نماند؛ شریعتمداری در پایان تصریح کرد که میتوانست این موضوع را به صورت خصوصی با قالیباف در میان بگذارد، اما ترجیح داده آن را رسانهای کند تا به تعبیر خودش «تلنگری هشداردهنده» باشد. همین تصمیم، ماجرا را از یک تذکر درونجریانی به یک اختلاف قابل مشاهده برای افکار عمومی تبدیل کرد. شریعتمداری از چه چیزی نگران است؟
بخش مهم یادداشت کیهان به مسئله «پایگاه اجتماعی» قالیباف مربوط میشد. شریعتمداری مدعی شد برخی شواهد از تلاش یک جریان غربگرا و شماری از «مدعیان اصلاحات» برای تغییر پایگاه اجتماعی رئیس مجلس حکایت دارد؛ تغییری که به گفته او میتواند پایگاه قالیباف را از «تودههای عظیم و فداکار مردم» به عرصه فعالیت سیاسی اصلاحطلبان و غربگرایان منتقل کند.
البته شریعتمداری تأکید کرده بود که این برداشت ممکن است با واقعیت بیرونی منطبق نباشد و صرفاً یک احتمال باشد. اما آنچه از نگاه او به این احتمال دامن زده، «همسویی ظاهری و نه واقعی» برخی مواضع اخیر قالیباف با جریانهای غربگرا بوده است. …












