قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۱

مرگ دورکاری در ایران؛ وقتی «اینترنت ناپایدار» متخصصان را مجبور به کوچ کرد

قطع مکرر اینترنت و فیلترینگ گسترده، مدل «دورکاری از داخل ایران» را فروپاشید و موج جدیدی از خروج توده‌ای متخصصان IT را رقم زد. بر اساس جدیدترین آمارهای میدانی، مهاجرت فعالان زیست‌بوم فناوری دیگر یک «انتخاب اقتصادی برای رفاه بیشتر» نیست، بلکه به یک «ضرورت زیرساختی برای حفظ شغل» تبدیل شده است.
 مرگ دورکاری در ایران؛ وقتی «اینترنت ناپایدار» متخصصان را مجبور به کوچ کرد

نگار علی- در دو دهه گذشته، معادله مهاجرت متخصصان فناوری اطلاعات در ایران فرمولی ساده و مبتنی بر مسائل اقتصادی داشت: تورم ساختاری، کاهش قدرت خرید و افت ارزش ریال، برنامه‌نویسان و فعالان حوزه هوش مصنوعی را بر سر یک دو راهی قرار می‌داد؛ یا عطای ماندن را به لقایش ببخشند و برای دستیابی به رفاه بیشتر راهی دیار غربت شوند، یا با استفاده از الگوی «دورکاری»، در ایران بمانند، درآمد ارزی داشته باشند و هزینه‌های خود را به ریال مدیریت کنند. این الگوی دوم، سال‌ها پناهگاه امن نخبگانی بود که تمایلی به ترک وطن نداشتند. اما تحولات اخیر زیرساخت ارتباطی کشور، این معادله را به کلی برهم زده است.

امروز پیمایش‌های میدانی و آمارهای رسمی نشان می‌دهند که قطعی‌های مکرر اینترنت، فیلترینگ گسترده و اختلالات ساختاری در شبکه، گزینه «دورکاری از داخل مرزها» را به فعالیتی پرریسک و تا حدودی غیرممکن مبدل کرده‌اند. این ناپایداری سبب شده که موضوع مهاجرت، از یک تصمیم اختیاری برای ارتقای سطح زندگی، به یک «ضرورت زیرساختی برای حفظ شغل» تغییر ماهیت دهد. وقتی پیش‌فرض‌های اولیه پایداری شبکه سلب می‌شود، متخصص فناوری چاره‌ای جز خروج فیزیکی برای ادامه حیات حرفه‌ای خود نمی‌بیند. از «فرار فردی» تا «مهاجرت توده‌ای»

این تحول زیرساختی، سازوکار مهاجرت را هم دچار جهش کرده است. طبق آخرین آمارهای رصدخانه ملی مهاجرت ایران، میل به خروج در زیست‌بوم استارتاپی به اوج خود رسیده و شکل خروج از تصمیمات انفرادی، به «مهاجرت‌های توده‌ای» و خروج کامل تیم‌های بنیان‌گذار شرکت‌ها تبدیل شده است. عمق این بحران را می‌توان در شاخص جهانی رقابت‌پذیری استعدادها دید؛ جایی که ایران در تربیت و آموزش نیروی متخصص در رتبه ۷۰ جهان قرار دارد، اما در جذب و نگه‌داشت همین استعدادها تا رتبه ۱۰۰ سقوط کرده است. به بیان ساده‌تر، هزینه‌های سنگین آموزش نیرو در داخل انجام می‌شود، اما سود و ارزش‌افزوده آن تماماً به جیب کشورهای دیگر می‌رود. وقتی اینترنت ابزار کار را فلج می‌کند

ریشه این فرار توده‌ای را باید در کیفیت فنی شبکه جست‌وجو کرد. گزارش‌های تخصصی انجمن تجارت الکترونیک تهران که با اتکا به داده‌های بین‌المللی نظیر کلادفلر و OONI تهیه شده، تصویر عریانی از بحران شبکه در کشور ارائه می‌دهد. بر اساس این داده‌ها، ایران در میان ۱۰۰ کشور برتر از نظر تولید ناخالص داخلی، ناامن‌ترین و کم‌کیفیت‌ترین اینترنت را دارد و در شاخص محدودیت و فیلترینگ، پس از چین در رتبه ۹۹ جهان ایستاده است.

اما تیر خلاص به پیکر دورکاری در ایران، نه فقط محدودیت‌های فنی، بلکه تجربه تلخ و بی‌سابقه قطع ۸۸ روزه اینترنت و سایه سنگین اضطرابِ پس از آن بود. این قطعی طولانی‌مدت، پیش‌فرض «اتصال همیشگی» را ویران کرد و جایش را به حس روانی و کشنده «ناپایداری دائمی» داد؛ حسی که در آن متخصص فناوری هر لحظه منتظر است با یک کلید، دسترسی‌اش به دنیای آزاد و کارهایش قطع شود. سایه مدام این کابوس که «شاید فردا دوباره شبکه قطع شود»، امکان برنامه‌ریزی تعهدات حرفه‌ای را سلب کرده و دورکاری را از یک مدل شغلی پایدار به یک کابوس پرریسک و اضطراب‌آور تبدیل ساخته است. «آدرس تهران»؛ خط قرمز کارفرمایان بین‌المللی

شرکت‌های فناوری در دنیا بر پایه «توافق‌نامه سطح کیفیت خدمات» (SLA) کار می‌کنند؛ قانونی اصل‌کاری که طبق آن، نیروی کار باید در زمان مشخص، دسترسی پایدار داشته باشد. وقتی قطعی ناگهانی اینترنت در ایران این توافق را نقض می‌کند، زنجیره ارزش شرکت خارجی از هم می‌پاشد.

از سوی دیگر، فیلترینگ شدید باعث شده ۸۳ تا ۹۳ درصد کاربران ایرانی ناچار به استفاده از فیلترشکن باشند. تغییر مداوم IP ناشی از VPN، سیستم‌های امنیتی پلتفرم‌های بین‌المللی مانند PayPal، Upwork و سرویس‌های ابری AWS را حساس کرده و منجر به مسدودسازی حساب‌های مالی و شغلی متخصصان به ظن نقض تحریم‌ها می‌شود. در نتیجه این دو ریسک بزرگ عملیاتی و حقوقی، درج «آدرس تهران» در رزومه‌ها به یک متغیر منفی تبدیل شده و شرکت‌های خارجی ترجیح می‌دهند نیروهای مورد نیاز خود را از کشورهای همجوار مانند ترکیه، ارمنستان و گرجستان تامین کنند؛ کشورهایی که شاید دستمزد بالاتری طلب کنند، اما اینترنت آزاد، شبکه پایدار و دسترسی بانکی بدون ریسک دارند.

دامنه این ناپایداری تنها به آمار مهاجرت ختم نمی‌شود، بلکه شریان‌های مالی اقتصاد دیجیتال داخل را هم فشرده است. ارزیابی‌های سازمان نظام صنفی رایانه‌ای (نصر) تهران نشان می‌دهد اختلالات شبکه باعث کاهش ۲۰ تا ۵۰ درصدی درآمد شرکت‌های فعال در حوزه شبکه، خدمات ابری و فین‌تک شده و بنابر گزارش وزارت ارتباطات، خسارتی بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان (۵۰ همت) به بار آورده است. این کسری نقدینگی، توان مالی بخش خصوصی برای حفظ نخبگان را سلب کرده و موجبات خروج مدیران ارشد محصول و رهبران فنی را فراهم آورده است. اینترنت دیگر رفاه نیست، اکسیژن است

روایت‌های میدانی متخصصانی که اخیراً مهاجرت کرده‌اند، حقیقت مهمی را آشکار می‌سازد: درآمد بیشتر، علت اصلی خروج آن‌ها نبوده است. بسیاری از آن‌ها در ایران درآمدهای مناسبی داشتند، اما به دلیل قطعی اینترنت، عدم دسترسی به ابزارهای پایه هوش مصنوعی و مسدود شدن حساب‌هایشان، توان «کار کردن» را از دست داده بودند. غالب این افراد تاکید می‌کنند اگر اینترنتی پایدار، پیش‌بینی‌پذیر و بدون محدودیت وجود داشت، هرگز رنج مهاجرت، دوری از خانواده و هزینه‌های سنگین زندگی در غربت را به جان نمی‌خریدند و همان الگوی ایده‌آل «زندگی در وطن و دورکاری فراملی» را ادامه می‌دادند.

تداوم این وضعیت، زیست‌بوم فناوری کشور را با انقباض شدید، نابودی بخش خصوصی نوآور و تسلط شرکت‌های نیمه‌دولتی مواجه خواهد کرد. در عصر حاضر، اینترنت پایدار و آزاد، یک «مطالبه رفاهی» یا تفننی نیست؛ بلکه ابتدایی‌ترین زیرساخت زیست‌بوم اشتغال و اکسیژن حیات صنعت IT است. تا زمانی که این پیش‌فرض حیاتی به رسمیت شناخته نشود، موج خروج سرمایه‌های انسانی، شرکت‌ها و استارتاپ‌ها با شدتی بیشتر ادامه خواهد داشت.

۲۲۷۲۲۷ کد مطلب 2254724



۲۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

۹۰ درصد مردم ایران VPN دارند

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، از اسفند سال گذشته بود که اینترنت برای کاربران ایرانی بیشتر از آنکه «وصل» باشد، درگیر اختلال، کندی، فیلترینگ و قطعی‌های مقطعی بوده است؛ از روزهایی که دسترسی به پلتفرم‌ها سخت‌تر شد تا مقاطعی که حتی ارسال یک پیام ساده هم با مشکل روبه‌رو بود.

حالا دیگر مسئله فقط «سرعت پایین اینترنت» نیست؛ «کیفیت اینترنت» به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های کاربران و کسب‌وکارهای آنلاین تبدیل شده و پرسش این است که فیلترینگ و استفاده گسترده از فیلترشکن، چه سهمی در رسیدن به این وضعیت داشته است؟

حمیدرضا احمدی، رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک، می‌گوید کیفیت اینترنت ایران در شش ماه اخیر به پایین‌ترین سطح خود رسیده و فیلترینگ گسترده شبکه‌های اجتماعی، علاوه بر افزایش اختلال و کاهش کیفیت دسترسی، استفاده از فیلترشکن را به رفتاری عمومی تبدیل کرده است؛ وضعیتی که به گفته او، حتی امکان اعمال محدودیت موقت بر چند پلتفرم را نیز از سیاست‌گذار گرفته و کشور را در مواقع بحرانی به سمت قطع گسترده اینترنت سوق داده است.

مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک را بخوانید؛

* این روزها وضعیت کیفیت اینترنت چه مسیری را طی می‌کند؟ به‌ویژه در شش ماه اخیر چه تغییری در این روند دیده‌اید؟

ما شش‌ماه گذشته عملاً به کف کیفیت اینترنت رسیده‌ایم؛ به‌خصوص به دلیل قطعی‌های متعدد، اتفاقات مربوط به اعتراضات دی‌ماه و بعد هم شروع جنگ. البته مسئله این است که کیفیت اینترنت ما پیش از این هم هیچ‌وقت مطلوب نبوده و یکی از دلایل اصلی آن، سیستم فیلترینگ است.

ما در کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن الکترونیک تهران، اینترنت را بر اساس سه مؤلفه اصلی کیفیت، سرعت و اختلال بررسی می‌کنیم. نخست، اختلالات مختلف که به دلیل نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای مربوط به فیلترینگ در شبکه ایجاد می‌شود. دوم، محدودیت‌ها که خود سیاست فیلترینگ را شامل می‌شود؛ یعنی سایت‌ها و سرویس‌هایی که فیلتر شده‌اند و در کنار آن، محدودیت‌هایی که به دلیل تحریم‌ها برای کاربران ایرانی وجود دارد. برای مثال، برخی سرویس‌های هوش مصنوعی و خدمات دیگر به دلیل تحریم برای کاربران ایرانی در دسترس نیستند. مؤلفه سوم هم سرعت اینترنت کاربران، چه در شبکه موبایل و چه در اینترنت ثابت است.

از زمانی که ما این شاخص‌ها را اندازه‌گیری می‌کنیم، تقریباً همیشه با اختلالات زیاد و سطح بالای فیلترینگ مواجه بوده‌ایم. در سال گذشته، با توسعه نسبی فیبر نوری، وضعیت سرعت تا حدودی بهتر شد، اما همان پروژه هم چالش‌های خودش را دارد؛ تا نقطه‌ای پیش رفت و بعد سرعت توسعه آن کمتر شد. امیدواریم سرمایه‌گذاری بیشتری روی این بخش صورت بگیرد.

در شش ماه گذشته اما شرایط به مرحله‌ای رسیده که در مقاطعی حتی امکان اندازه‌گیری کیفیت نیز وجود نداشته است؛ چون وقتی اساساً اینترنت در دسترس نیست، دیگر بحث اندازه‌گیری کیفیت آن موضوعیت ندارد.

*وزیر ارتباطات نیز پیش‌تر گفته بود حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد ترافیک اینترنت کشور به‌نوعی درگیر فیلترشکن‌ها شده است. این وضعیت چه اثری بر نوع استفاده کاربران عادی، افراد و به‌ویژه کسب‌وکارهای اینترنتی گذاشته است؟

پیش از فیلترشدن اینستاگرام، حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد مردم به‌صورت فعال از فیلترشکن استفاده می‌کردند؛ برای دسترسی به یوتیوب، توییتر یا برخی سرویس‌های دیگر. در آن مقطع اینستاگرام فیلتر نبود و به همین دلیل بخش بزرگی از مردم نیازی به استفاده از فیلترشکن برای این پلتفرم نداشتند. 

اما از پاییز ۱۴۰۱ که اینستاگرام فیلتر شد، میزان استفاده از فیلترشکن از حدود ۳۰ درصد به حدود ۸۵ درصد رسید. بنابراین بخش اصلی مسئله‌ای که امروز درباره فراگیرشدن فیلترشکن و درگیرشدن ترافیک کشور با VPN مطرح می‌کنیم، به فیلترشدن چند پلتفرم اصلی و بسیار پرکاربرد برمی‌گردد؛ اینستاگرام، تلگرام و یوتیوب از مهم‌ترین آنها هستند.

اگر محدودیت همین چند پلتفرم برداشته شود، دیگر بخش بزرگی از مردم احتیاجی به فیلترشکن نخواهند داشت. ممکن است همچنان چند سایت محدود فیلتر باقی بمانند، اما میزان استفاده از فیلترشکن می‌تواند به زیر ۲۰ درصد و حتی حدود ۱۵ درصد کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی کیفیت اینترنت نیز به‌مراتب بهتر خواهد شد؛ هم برای کاربران عادی و هم برای کسب‌وکارها و مشتریان آنها.

*در کنار مسئله کیفیت، بارها درباره اقتصاد فیلترشکن و گردش مالی آن نیز صحبت شده است. معاون آقای پزشکیان هم پیش‌تر به ارقامی در محدوده چند هزار میلیارد تومان در این بازار اشاره کرده بود. از نظر شما برای مواجهه با این اقتصاد زیرزمینی چه باید کرد؟

به نظرم یک اشتباه در نوع مواجهه دولت با این موضوع وجود دارد. گفته می‌شود سیستم فیلترینگ برای عده‌ای درآمد ایجاد کرده و بنابراین باید به سراغ کسانی رفت که از فروش فیلترشکن درآمد دارند. اما راه‌حل این مسئله این نیست که سراغ آن شرکت‌ها یا افراد برویم و بپرسیم چرا از این بازار درآمد دارید.

اگر واقعاً می‌خواهیم این اقتصاد از بین برود، یا دست‌کم از فضای سایه خارج شود، راه‌حل اصلی برداشتن فیلترینگ است. در یک اقتصاد عادی، شرکت‌ها می‌توانند رسمی فعالیت کنند، ثبت شوند، مالیات بدهند و تحت نظارت باشند. اما وقتی خود سیاست فیلترینگ تقاضای گسترده برای فیلترشکن ایجاد کرده است، طبیعتاً یک اقتصاد غیررسمی هم در کنار آن شکل می‌گیرد.

برای فیلترشکن، اقتصاد جایگزینی وجود ندارد که بتوان با برخورد با فروشندگان آن مسئله را حل کرد. اصل موضوع، خود فیلترینگ است. با برداشتن آن، هم کیفیت اینترنت برای همه کاربران و کسب‌وکارها افزایش پیدا می‌کند و هم بخش بزرگی از این بازار زیرزمینی عملاً موضوعیت خود را از دست می‌دهد.

*از وزارت ارتباطات در شرایط فعلی چه انتظاری دارید؟ آیا عملکرد این وزارتخانه در دفاع از کیفیت اینترنت و حقوق کاربران را کافی می‌دانید؟

انتظار ما این است که وزارت ارتباطات حداقل در موضوعاتی که حتی ممکن است تصمیم‌گیری نهایی درباره آنها کاملاً در اختیار خودش نباشد، از جایگاه و بلندگویی که در اختیار دارد بهتر استفاده کند؛ یعنی برای این موضوع بجنگد و نشان دهد که پیگیر مسئله است.

الان بخش خصوصی بدون دسترسی به همه اطلاعات و در نوعی تاریکی، وقت می‌گذارد، عدد و آمار جمع‌آوری می‌کند، نمودار تهیه می‌کند و تلاش می‌کند نشان دهد چه اتفاقی برای اینترنت افتاده است؛ در حالی که اساساً این کار باید در سطح حاکمیت و وزارتخانه انجام شود.

ما این کار را به عهده گرفته‌ایم تا داده در اختیار آنها قرار بگیرد و بتوانند برای بهبود شرایط اقدام کنند. اما گاهی وقتی آمار و ارقام را مقابل مسئولان قرار می‌دهیم، پاسخ این است که شما بیشتر بررسی کنید و اطلاعات بیشتری در اختیار ما بگذارید تا دست ما برای پیگیری بازتر شود. در حالی که انتظار ما برعکس است؛ این مسئولان هستند که باید برای این موضوع بیشتر بجنگند.

*اگر بخواهید از میان اتفاقات شش ماه اخیر یک مورد را به‌عنوان شوکه‌کننده‌ترین نشانه وضعیت اینترنت انتخاب کنید، آن چیست؟

چیزی که هنوز کسی به‌صورت رسمی و شفاف درباره آن توضیح نداده، این است که در دوره‌های قطعی اخیر دقیقاً چه اتفاقی افتاد، چه اتفاقی نیفتاد؟ و بر اساس چه منطقی اینترنت تا این اندازه کامل قطع شد؟ به شکلی که در برخی مقاطع حتی امکان ارسال ساده پیامک هم وجود نداشت.

ما سعی کرده‌ایم بر اساس شواهد و فرضیه‌های مختلف، دلایل این اتفاق را یکی‌یکی بررسی کنیم و نتایج بررسی‌ها نیز در گزارش آینده ما منتشر خواهد شد. اما جمع‌بندی و حسی که در نهایت از این وضعیت داریم این است که فیلترینگ گسترده شبکه‌های اجتماعی، استفاده از VPN را آن‌قدر فراگیر کرده که سیاست‌گذار عملاً خودش را در یک بن‌بست قرار داد که خودش هم نمی‌توانست از آن خارج شود.

وقتی بخش بزرگی از مردم فیلترشکن دارند، اگر دولت یا حاکمیت بخواهد در یک مقطع خاص دسترسی به یک شبکه اجتماعی را محدود کند، دیگر محدودکردن همان پلتفرم به‌تنهایی کارایی ندارد؛ چون کاربران با VPN محدودیت را دور می‌زنند. برای مسدودکردن فیلترشکن‌ها نیز در عمل ممکن است ناچار شوند بخش بزرگی از اینترنت یا حتی کل اینترنت را محدود کنند.

این همان بن‌بستی است که خود سیاست فیلترینگ ایجاد کرده است.اگر مردم به‌صورت گسترده VPN نداشتند، در یک شرایط خاص مانند زمان جنگ، اگر تصمیم‌گیر احساس می‌کرد به دلایل امنیتی لازم است برای یک هفته دسترسی به اینستاگرام، یوتیوب یا تلگرام محدود شود، می‌توانست همان چند سرویس را به‌طور موقت محدود کند. ممکن بود درصد کوچکی از کاربران همچنان راهی برای دورزدن محدودیت پیدا کنند، اما نیازی نبود کل شبکه تحت تأثیر قرار بگیرد.

اما وقتی خود سیاست‌ها باعث شده‌اند بخش بسیار بزرگی از جامعه ــ حتی تا حدود ۹۰ درصد کاربران ــ فیلترشکن داشته باشند، دیگر امکان اعمال یک محدودیت محدود و مشخص از بین می‌رود. در واقع خودمان شرایطی ایجاد کرده‌ایم که کنترل محدود چند پلتفرم، به مسئله‌ای برای کل اینترنت تبدیل شده است و باید این را حل کنیم.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید


۴۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

هزینه‌هایِ پنهان اختلال و قطع اینترنت

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، چند ماهی است که اینترنت برای بسیاری از کاربران و کسب‌وکارها از یک زیرساخت قابل اتکا، به متغیری ناپایدار تبدیل شده؛ یک روز کند، روزی دیگر مختل و گاهی هم برای ساعت‌ها یا روزها از دسترس خارج. پشت این قطعی‌ها اما فقط زیان همان لحظه نیست؛ بخشی از خسارت جایی ثبت نمی‌شود، در کسب‌وکاری که دیگر توسعه پیدا نمی‌کند، نیروی متخصصی که پروژه خارجی می‌گیرد، ایده‌ای که هیچ‌وقت به استارت‌آپ تبدیل نمی‌شود و سرمایه‌ای که فقط برای زنده ماندن مصرف می‌شود.

صادق سپندارند، مدیرکل بانکداری خرد و کسب‌وکارهای کوچک بانک ملی​ و مدرس دانشگاه تهران، معتقد است ارقامی که درباره خسارت قطعی و اختلال اینترنت اعلام می‌شود، در بهترین حالت تنها کف زیان اقتصاد دیجیتال را نشان می‌دهد؛ چراکه مهاجرت نیروی انسانی، انتقال کسب‌وکارها، از بین رفتن سرمایه توسعه و حتی ایده‌هایی که به دلیل نااطمینانی هرگز به کسب‌وکار تبدیل نمی‌شوند، در هیچ‌یک از این محاسبات جای نمی‌گیرند.

مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با صادق سپندارند را بخوانید؛

*در ماه‌های اخیر ارقامی مانند مصرف حدود ۷۰ درصدی اینترنت خارجی توسط فیلترشکن‌ها و خسارت مستقیم ۶۷ هزار میلیارد تومانی به حوزه فاوا و اقتصاد دیجیتال توسط مسئولان مطرح شده است. با توجه به اختلال‌ها و قطعی‌های چند ماه گذشته، ارزیابی شما از میزان واقعی خسارت چیست و این آسیب بیشتر در کدام بخش‌ها خود را نشان داده است؟

درباره عدد و رقم دقیق، با توجه به داده‌ها و اطلاعات موجود نمی‌توانم با قطعیت صحبت کنم. احتمالاً کسانی که مستقیماً در حوزه تجارت الکترونیک فعالیت می‌کنند، می‌توانند تخمین دقیق‌تری ارائه دهند. اما مسئله مهم‌تری وجود دارد که معمولاً در این اعداد دیده نمی‌شود و آن، هزینه‌های پنهان و بلندمدت این اختلال‌هاست.

وقتی یک کسب‌وکار برای مدت کوتاهی با اختلال مواجه می‌شود، ممکن است از درآمد یا دارایی فعلی خود هزینه کند تا بتواند زنده بماند. بعد از بیرون به آن نگاه می‌کنیم و می‌گوییم این کسب‌وکار تاب‌آور بوده است؛ اما وقتی این وضعیت کمی طولانی‌تر می‌شود، هزینه واقعی آن دیگر در ظاهر دیده نمی‌شود.

کسب‌وکار به‌تدریج دارایی خود را مصرف می‌کند و دیگر سرمایه‌ای برای توسعه یا ادامه مسیر ندارد. بعد ممکن است به این نتیجه برسد که اساساً این کسب‌وکار را کنار بگذارد یا آن را به خارج از کشور منتقل کند.

هزینه پنهان دیگری هم در حوزه نیروی انسانی وجود دارد. نیروی متخصصی که در این حوزه فعالیت می‌کند، وقتی احساس کند نمی‌تواند به پروژه‌های داخل کشور اعتماد کند، به سمت پروژه‌های خارجی می‌رود. ممکن است به‌صورت فیزیکی مهاجرت کند، اما حتی ممکن است در ایران بماند و برای یک شرکت خارجی کار کند. در این حالت خودش مهاجرت نکرده، اما کارش مهاجرت کرده است. این نوع هزینه‌ها در هیچ‌کدام از تخمین‌هایی که از سوی وزیر ارتباطات یا افراد دیگر مطرح می‌شود، دیده نمی‌شود.

*یعنی از نظر شما زیان مستقیم کسب‌وکارها فقط بخش قابل مشاهده ماجراست؟

دقیقاً. برای مثال، اگر بخواهیم به کسب‌وکارهایی مانند دفاتر گردشگری نگاه کنیم، در دوره‌ای که اینترنت قطع بود ــ البته عوامل دیگری هم همزمان وجود داشت ــ درآمد چنین کسب‌وکاری می‌توانست تا نزدیکی صفر کاهش پیدا کند؛ چون پروازی وجود نداشت، اینترنت هم مختل بود و کسی سفر نمی‌رفت که بخواهد هتل رزرو کند. بنابراین شرکت‌های حوزه گردشگری به شکل بسیار شدیدی آسیب دیدند.

البته در اینجا فقط نباید اینترنت را در نظر گرفت، چون عوامل دیگری هم وجود داشتند، اما در مجموع کسب‌وکار گردشگری به‌شدت آسیب دید. در مورد کسب‌وکارهایی مانند فروشگاه‌های بزرگ و آنلاین هم می‌توان بررسی کرد که چه اتفاقی افتاده و بعد این وضعیت را به سایر کسب‌وکارها تعمیم داد.

از طرف دیگر، تعداد زیادی کسب‌وکار کوچک و خانگی در اینستاگرام فعالیت می‌کنند. برای برخی از آنها فروش عملاً متوقف شده است. یا فردی را در نظر بگیرید که در حوزه بازاریابی دیجیتال کار می‌کرده؛ فعالیت چنین فردی می‌تواند عملاً به صفر برسد.

می‌توان تعداد این کسب‌وکارها را برآورد کرد و به یک تخمین کلی رسید، اما باز هم مسئله فقط کسب‌وکارهایی نیست که در حال حاضر وجود دارند.

وزیر ارتباطات در عددی که اعلام می‌کند، نمی‌تواند نشان دهد چه کسب‌وکارهایی ممکن بود در این دوره به وجود بیایند اما ایجاد نشدند، یا چه افرادی برای راه‌اندازی کسب‌وکاری تازه سرمایه‌گذاری کرده بودند اما پروژه آنها متوقف شد.

به نظر من عددهایی که اکنون مطرح می‌شوند، در بهترین حالت کف زیانی هستند که در این دوره به دلیل قطع اینترنت ایجاد شده است.

باید هزینه کسب‌وکارهایی را هم به این عدد اضافه کرد که برای زنده ماندن از دارایی‌های خود مصرف کردند؛ در ظاهر نابود نشدند، اما ممکن است در بلندمدت از بین بروند. باید نیروی کاری را هم دید که مهاجرت کرده؛ چه مهاجرت فیزیکی و چه مهاجرت کاری. همین‌طور ایده‌هایی که برای ایجاد یک کسب‌وکار یا استارت‌آپ مطرح شده بودند اما هیچ‌وقت شکل نگرفتند.اگر همه این موارد را اضافه کنید، رقم خسارت چند برابر می‌شود.

*فراتر از خسارت اقتصادی یک دوره مشخص، تکرار قطعی اینترنت چه اثر بلندمدتی بر اقتصاد دیجیتال می‌گذارد؟

به نظر من بدتر از خود خسارت، مسئله «عادت شدن» است. ممکن است یک‌بار گفته شود به دلیل یک شرایط خاص، اینترنت برای مدتی قطع شده است. اما وقتی به وضعیتی برسیم که با هر اتفاقی در داخل یا خارج کشور، بدون آنکه حتی هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم تصمیم بررسی شود، دست تصمیم‌گیرنده و سیاست‌گذار به سمت دکمه فیلتر یا قطع اینترنت برود، موضوع بسیار خطرناک می‌شود.

اگر این رفتار به یک عادت دائمی تبدیل شود، دیگر بعضی از کسب‌وکارها اساساً به وجود نمی‌آیند. خلاقیت‌ها در نطفه از بین می‌روند و این همان هزینه پنهانی است که هیچ‌کس آن را محاسبه نمی‌کند و البته محاسبه آن هم ساده نیست.

من همیشه می‌گویم باید نگاه کنیم آیا در سایر نقاط دنیا هم در شرایط مشابه چنین اتفاقی رخ داده است یا نه. این جنگ فقط برای ما نبوده است. می‌توان کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای دیگر را بررسی کرد؛ آیا آنها نیز در چنین شرایطی دستشان روی دکمه فیلتر یا قطع اینترنت رفته است؟

در همان دوره‌ای که عربستان، امارات و کشورهای دیگر حوزه خلیج فارس روی نسل‌های جدید هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند، ما همچنان درباره این بحث می‌کنیم که اینترنت وصل باشد یا قطع شود. آثار بلندمدت چنین وضعیتی به این سادگی قابل محاسبه نیست.

بنابراین به نظرم مهم‌تر از اینکه عدد اعلام‌شده درست یا غلط است، این است که کمتر کسی به این فکر می‌کند که این اتفاق در آینده چه آثار بلندمدتی خواهد داشت.

*در هفته‌های اخیر دوباره برخی کاربران از افت کیفیت و تضعیف اینترنت موبایل در بعضی اپراتورها گلایه دارند و گاهی از سوی پشتیبانی اپراتورها دلایلی مانند جابه‌جایی دکل‌ها مطرح می‌شود. شما دلیل این افت کیفیت را چه می‌دانید؟

یکی از چیزهایی که در کشور ما به‌شدت وجود دارد، پنهان‌کاری و ابهام است. ما تعداد زیادی شهروند عادی هستیم که نه می‌دانیم قرار است درباره چه موضوعی مذاکره شود، نه می‌دانیم اینترنت چه زمانی قرار است قطع، وصل یا محدود شود و نه رسانه‌ای داریم که بتواند به‌راحتی از سیاست‌گذار درباره این موضوعات سؤال کند.

وقتی میزان ابهام تا این حد زیاد باشد، هر حدس و گمانی هم ممکن می‌شود. من الان نمی‌دانم دلیل واقعی چیست، اما ممکن است فردا متوجه شویم اتفاقی که رخ داده، تست یا بخشی از یک برنامه دیگر بوده است؛ مثلاً آزمایشی برای اینترنت طبقاتی یا بررسی راهکاری که در صورت نخواستن قطع کامل اینترنت بین‌الملل، بتوان محدودیت‌هایی را در سطح اپراتورها اعمال کرد.

وقتی فضا مبهم است و رسانه‌ها نمی‌توانند به‌سادگی از سیاست‌گذار اطلاعات بگیرند و داده‌ها هم منتشر نمی‌شود، ما معمولاً بعداً متوجه می‌شویم چه اتفاقی افتاده است. انگار در کشور خودمان غریبه‌ایم.

به همین دلیل من نسبت به اتفاقاتی که رخ می‌دهد با شک و تردید نگاه می‌کنم. واقعاً نمی‌دانم دکلی در حال جابه‌جایی است یا آنچه می‌بینیم بخشی از تست‌ها و برنامه‌های دیگری است. ابهام آن‌قدر زیاد است و اطلاعات آن‌قدر کم منتشر می‌شود که به‌عنوان فردی که در این حوزه فعالیت دارد، می‌توانم فرضیه‌های مختلفی مطرح کنم.

*استفاده گسترده از فیلترشکن خود به یکی از عوامل افت کیفیت و ناامنی اینترنت تبدیل شده است. از نظر فنی چه راهی برای کاهش استفاده مردم از VPN وجود دارد؟ آیا تقویت پیام‌رسان‌ها و پلتفرم‌های داخلی می‌تواند جایگزین مناسبی باشد؟

پیش از اینکه درباره راه‌حل صحبت کنیم، یک مسئله بسیار واضح وجود دارد. کافی است کشورهای مختلف دنیا را کنار هم بگذاریم و ببینیم دنیا چه کار می‌کند؛ دنیایی که خوشبختانه یا متأسفانه در بسیاری از حوزه‌ها از ما جلوتر است.

اما به نظر من سؤال اصلی‌تر این است که اصلاً ما می‌خواهیم این مسئله حل شود یا نه؟

من فکر می‌کنم درباره برخی مسائل اساساً اراده‌ای برای حل وجود ندارد. درباره تحریم هم همین سؤال را می‌توان پرسید؛ آیا واقعاً می‌خواهیم تحریم‌ها برداشته شوند؟ من نسبت به این موضوع تردید دارم، چون همان چیزی که آقای روحانی زمانی از آن با عنوان «کاسبان تحریم» یاد می‌کرد، وجود دارد و عده‌ای از ادامه تحریم منفعت می‌برند.

درباره جنگ هم می‌توان همین سؤال را مطرح کرد؛ آیا همه می‌خواهند جنگ تمام شود؟ به نظر من نمی‌توان با قطعیت پاسخ مثبت داد، چون ممکن است عده‌ای منفعت و درآمدشان در ادامه همین وضعیت باشد.

در مورد اینترنت آزاد نیز موضوع مشابهی وجود دارد. به نظر من منفعت مالی عده‌ای در فروش فیلترشکن است. متأسفانه کسانی که منافع اقتصادی دارند، معمولاً قدرت بیشتری هم پیدا می‌کنند و می‌توانند بر تصمیم‌سازی و سیاست‌گذار تأثیر بگذارند.

بنابراین مسئله این نیست که برای اینترنت آزاد راه‌حل فنی وجود ندارد؛ مسئله این است که به نظر من منفعت گروهی در نبود اینترنت آزاد و ادامه فیلترینگ قرار گرفته است.

*یکی از استدلال‌هایی که برای محدودسازی اینترنت مطرح می‌شود، مسائل امنیتی است. آیا فیلترینگ از نظر شما می‌تواند راه‌حلی برای حفاظت از زیرساخت‌های کشور باشد؟

وقتی درباره زیرساخت‌های فناوری اطلاعات صحبت می‌کنیم، می‌توانیم به اتفاقی که برای بانک‌های بزرگ افتاد نگاه کنیم. مگر زیرساخت‌های فناوری اطلاعات این بانک‌ها مستقیماً به اینترنت عمومی متصل بودند؟ مشخص است که نبودند. اما وقتی هدف حمله قرار گرفتند، هک شدند و برخی از آنها یک ماه یا حتی دو ماه با اختلال جدی روبه‌رو بودند و خودشان هم نمی‌دانستند چه زمانی همه سامانه‌های بانکی دوباره به وضعیت عادی بازمی‌گردد. حتی پس از آن نیز مغایرت‌هایی وجود داشت.

بنابراین نمی‌توان گفت فیلترکردن اینترنت راه‌حل همه مسائل امنیتی است. همان‌طور که جنگ راه‌حل استقلال کشور نیست و درباره تحریم نیز منافع اقتصادی خاصی می‌تواند وجود داشته باشد، در حوزه اینترنت هم مسئله فقط پیدا کردن یک راه‌حل فنی نیست.

در یک کسب‌وکار نیز وقتی می‌خواهید برنامه‌ریزی کنید، پیش از نوشتن برنامه باید مشخص کنید اصلاً چه چیزی می‌خواهید. به نظر من سؤال اساسی همین است: قدرت کسانی که می‌خواهند این وضعیت ادامه داشته باشد و قدرت کسانی که نمی‌خواهند این وضعیت وجود داشته باشد، در چه سطحی است؟

در شرایط فعلی، به نظر من قدرت و توان کسانی که از تحریم، جنگ و فیلترینگ منفعت می‌برند، متأسفانه بر قدرت گروه مقابل می‌چربد. وگرنه اینها موضوعات پیچیده‌ای نیستند که بگوییم هیچ راه‌حلی برایشان وجود ندارد.

*در دوره محدودیت اینترنت، برخی پلتفرم‌های داخلی با افزایش تعداد کاربران مواجه شدند. این رشد را چطور معنی می‌کنید؟

بله، بسیاری از این پلتفرم‌ها در دوره جنگ از نظر تعداد کاربران و برخی شاخص‌های دیگر رشد کردند. بسیاری از شرکت‌هایی هم که در حوزه بازار دیجیتال فعالیت می‌کردند، شروع کردند روی این پلتفرم‌ها فعالیت کنند.

بنابراین در همین دوره، ارزش و درآمد برخی پلتفرم‌های داخلی افزایش پیدا کرد. اما چرا با وجود این رشد، همچنان نمی‌توان گفت موفق بوده‌اند؟

چون بسیاری از این پلتفرم‌ها ضعیف‌اند و تجربه کاربری مناسبی ندارند. استفاده از آنها برای مردم راحت نیست، اما کاربران در آن دوره مجبور شدند به سمتشان بروند.

در نهایت باز هم مسئله به همان بحث هزینه و منفعت برمی‌گردد؛ منفعت گروهی که قدرت بیشتری دارد، بر هزینه‌ای که به بخش‌های دیگر تحمیل می‌شود، می‌چربد.

 

 

 

 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید


۱۲ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

میلیارد‌ها تومان برای جست‌وجوگر‌های قدیمی هزینه نکنیم

معاون سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات در گفت‌وگویی ضمن تشریح جزئیات گزارش‌های رسمی اخیر درباره سهم اقتصاد دیجیتال، تأکید کرد: سهم ۷.۱۴ درصدی اقتصاد دیجیتال در سال ۱۴۰۳ را نباید مستقیماً با برآورد‌های قبلی مقایسه کرد؛ چراکه تعریف عملیاتی و روش محاسبه تغییر کرده است.

به گزارش وزارت ارتباطات، احسان چیت‌ساز در این گفت‌و‌گو با اشاره به چارچوب‌های بین‌المللی اندازه‌گیری اقتصاد دیجیتال گفت: اقتصاد دیجیتال فقط اپراتور‌ها و شرکت‌های فناوری نیست.

وی افزود: بر اساس چارچوب OECD، اقتصاد دیجیتال را می‌توان در سه لایه دید؛ لایه اول هسته اقتصاد دیجیتال شامل شبکه‌های ارتباطی، اپراتورها، مراکز داده و تجهیزات ICT، لایه دوم اقتصاد پلتفرمی و خدمات دیجیتال و لایه سوم دیجیتالی‌شدن کل اقتصاد.

بیشتر بخوانید تصویب برنامه اقدام وزارتخانه‌ها در چارچوب تقسیم کار ملی هوش مصنوعی ارائه روشی نوین برای تحلیل تصاویر ماهواره‌ای با هوش مصنوعی تسهیلات ۴ همتی برای کسب‌وکار‌های دیجیتال؛ دریافت وام در کمتر از ۳ هفته

چیت‌ساز با اشاره به آمار جدید اعلام کرد: در سری جدید و هم‌تعریف، سهم اقتصاد دیجیتال از GDP در سال ۱۴۰۰ حدود ۴.۴۹ درصد، در سال ۱۴۰۱ حدود ۴.۰۱ درصد، در سال ۱۴۰۲ حدود ۵.۴۱ درصد و در سال ۱۴۰۳ به ۷.۱۴ درصد رسیده است.

معاون سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه اقتصاد دیجیتال ادامه داد: رشد ارزش افزوده واقعی اقتصاد دیجیتال در سال ۱۴۰۳ بر مبنای قیمت‌های ثابت، ۳۵.۸ درصد گزارش شده است.

وی درباره تناقض احتمالی این آمار با اظهارات معاون علمی رئیس‌جمهور توضیح داد: باید بین سه مفهوم اقتصاد دیجیتال، اقتصاد دانش‌بنیان و نوآوری تفاوت بگذاریم. این سه حوزه هم‌پوشانی دارند، اما یکی نیستند.

چیت‌ساز بر ضرورت راستی‌آزمایی و انتشار روش‌شناسی تأکید کرد و گفت: اگر عدد ۷.۱۴ درصد قرار است مبنای سیاستگذاری، بودجه، تنظیم‌گری و ارزیابی عملکرد دولت باشد، باید بتوان آن را از نظر علمی بازتولید کرد.

وی افزود: حداقل باید تعریف عملیاتی اقتصاد دیجیتال، کد‌های فعالیت اقتصادی ISIC، نحوه تفکیک سه لایه، منابع داده، روش محاسبه ارزش افزوده و شاخص‌های قیمت منتشر شود.

معاون سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه اقتصاد دیجیتال با احتیاط درباره سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ گفت: هنوز حساب‌های ملی و حساب اقماری اقتصاد دیجیتال این سال‌ها منتشر نشده است و نمی‌توان درباره سهم قطعی این دو سال حکم داد.

وی تصریح کرد: افزایش سهم اقتصاد دیجیتال از GDP الزاماً به معنای بهبود وضعیت اقتصاد دیجیتال نیست؛ سهم یک نسبت است و باید رشد اقتصاد دیجیتال و سلامت آن را از افزایش سهم تفکیک کرد.

چیت‌ساز با تأکید بر اینکه عدد ۷.۱۴ درصد دماسنج است، نه تشخیص بیماری، گفت: برای من اقتصاد دیجیتال سالم یعنی هم‌زمان رشد واقعی ارزش افزوده، افزایش سرمایه‌گذاری، توسعه شبکه، افزایش کیفیت اینترنت، رشد اشتغال تخصصی و افزایش تاب‌آوری.

معاون سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه اقتصاد دیجیتال درباره هدف ماده ۶۴ برنامه هفتم اظهار کرد: رسیدن به سهم ۱۰ درصدی دشوار است، اما غیرممکن نیست.

وی افزود: برای تحقق آن باید اقتصاد اپراتور‌ها اصلاح شود، شبکه ملی اطلاعات و فیبر نوری توسعه یابد، ثبات مقرراتی ایجاد شود، سرمایه‌گذاری در شرکت‌های نوآور افزایش یابد و صنایع بزرگ دیجیتالی شوند.

چیت‌ساز با دفاع از توسعه شبکه ملی اطلاعات گفت: شبکه ملی اطلاعات تاب‌آوری اقتصاد دیجیتال را به شکل جدی افزایش می‌دهد، اما جایگزین اینترنت جهانی نیست و نباید هم چنین تعریفی از آن داشته باشیم.

وی معماری مطلوب را «دو لایه» دانست و افزود: لایه اول تاب‌آوری ملی است و لایه دوم اتصال جهانی و رشد اقتصادی.

معاون سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه اقتصاد دیجیتال با انتقاد از سرمایه‌گذاری روی موتور‌های جست‌وجوی سنتی گفت: اشتباه است اگر امروز میلیارد‌ها تومان صرف کنیم تا موتور جست‌وجوی نسل قبل را بازسازی کنیم.

وی تصریح کرد: باید به سمت معماری جدید برویم؛ اول اپراتور هوش مصنوعی، بعد مدل‌های زبانی فارسی، داده‌های باکیفیت، جست‌وجوی مولد، دستیار‌های هوشمند و در نهایت عامل‌های هوشمند.

چیت‌ساز درباره امنیت شبکه ملی اطلاعات تأکید کرد: هدف فقط خرید تجهیزات امنیتی نیست؛ باید به سمت امنیت زنجیره تأمین برویم.

وی افزود: در زیرساخت حیاتی، امنیت زنجیره تأمین به اندازه امنیت خود تجهیزات مهم است.

معاون سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه اقتصاد دیجیتال یکی از ریشه‌های شکاف ظرفیت و تقاضا را اقتصاد نامناسب بخش ارتباطات دانست و گفت: سرکوب تعرفه‌ای از سال ۱۳۹۸ شروع شد و به اقتصاد هسته دیجیتال آسیب زد.

وی درباره خسارت‌های جنگ تحمیلی اظهار کرد: باید بین جبران خسارت و تأمین مالی بازسازی و تداوم فعالیت تفاوت بگذاریم.

چیت‌ساز تأکید کرد: هدف ما بازآرایی فعالیت‌های جاری، بازسازی ظرفیت ازدست‌رفته و افزایش تاب‌آوری برای بحران بعدی است.

معاون سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه اقتصاد دیجیتال در جمع‌بندی اظهار کرد: مهم‌ترین درس این تجربه این است که امنیت پایدار در فضای مجازی با قطع ارتباطات ایجاد نمی‌شود؛ با ساختن زیرساختی ایجاد می‌شود که هم در برابر بحران مقاوم باشد و هم امکان حکمرانی مؤثر ملی و اتصال به جهان را حفظ کند.

وی خاطرنشان کرد: موفقیت ما را نه ۷.۱۴ درصد و نه حتی ۱۰ درصد تعیین می‌کند. موفقیت زمانی است که مردم و بنگاه‌ها این رشد را در کیفیت بهتر خدمات، اینترنت پایدارتر، فرصت‌های شغلی بیشتر و رفاه بیشتر احساس کنند.

انتهای پیام/




 توضیح رئیس سازمان سنجش در خصوص قطع برق یکی از حوزه‌های امتحانی کنکور
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

توضیح رئیس سازمان سنجش در خصوص قطع برق یکی از حوزه‌های امتحانی کنکور

رئیس سازمان سنجش آموزش کشور در خصوص قطع برق در یکی از حوزه‌های امتحانی روز گذشته، گفت: برای تکرار نشدن، تمام تمهیدات در نظر گرفته شده است.

 آغاز رقابت بیش از ۴۶۳ هزار داوطلب در دومین روز کنکور
۴ ساعت قبل / سایت تابناک

آغاز رقابت بیش از ۴۶۳ هزار داوطلب در دومین روز کنکور

رقابت بیش از ۴۶۳ هزار داوطلب در دو گروه علوم انسانی و ریاضی و فنی در دومین و آخرین روز کنکور ۱۴۰۵ آغاز شد.

 تاکسی‌های بدون راننده تسلا راهی خیابان می‌شوند
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

تاکسی‌های بدون راننده تسلا راهی خیابان می‌شوند

تسلا آزمایش نسخه‌های تولیدی Cybercab را در خیابان‌های عمومی آغاز کرده است.

 بیت‌کوین دوباره بالای ۷۰ هزار دلار رفت؛ بازار به تغییرات اوراق آمریکا واکنش نشان داد - پیوست
۲۰ ساعت قبل / مجله پیوست

بیت‌کوین دوباره بالای ۷۰ هزار دلار رفت؛ بازار به تغییرات اوراق آمریکا واکنش نشان داد - پیوست

قیمت بیت‌کوین بعد از گذشت بیش از دو ماه دوباره از مرز ۷۰ هزار دلار عبور کرد. بزرگ‌ترین رمزارز بازار در معاملات پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ تا محدوده ۷۱ هزار و ۵۰۰ دلار بالا رفت؛ حرکتی که هم‌زمان با کاهش بازده اوراق قرضه بلندمدت آمریکا و افزایش امید بازارها به بهبود شرایط نقدینگی رخ داد.

 جای زخم ۱۸متری ایلان ماسک بر چهره ماه
۱۰ ساعت قبل / سایت تابناک

جای زخم ۱۸متری ایلان ماسک بر چهره ماه

برخورد بقایای موشک فالکون ۹ متعلق به شرکت فضایی ایلان ماسک، با سطح ماه، دهانه‌ای ۱۸ متری بر جای گذاشت.

 کنکور ۱۴۰۵ در ایستگاه پایانی/ آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی برگزار شد
۴ ساعت قبل / خبرگزاری مهر

کنکور ۱۴۰۵ در ایستگاه پایانی/ آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی برگزار شد

آزمون گروه های آزمایشی علوم ریاضی و فنی و علوم انسانی صبح امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ برگزار شد و با برگزاری این آزمون ها، کنکور ۱۴۰۵ به ایستگاه پایانی رسید.