
خبرآنلاین - تداوم تمرکز تسلیحاتی و پدافندی ایالات متحده در خاورمیانه برخلاف موضع اعلامی پنتاگون مبنی بر توانایی مدیریت همزمان دو جبهه شرق آسیا و خاورمیانه، نشاندهنده شکافی عمیق میان سند راهبردی امنیت ملی و اولویتبندیهای عملیاتی واشنگتن است. این عدم توازن عملیاتی، پیامدهای مستقیمی بر محاسبات استراتژیک رقبای آمریکا بهویژه چین بر جای گذاشته است.
دادههای تازهای که از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در جلسه کابینه ترامپ مطرح شد، عمق این شکاف را با ارقام ملموس نشان میدهد؛ موجودی رهگیرهای پاتریوت آمریکا از حدود ۲۳۳۰ فروند پیش از جنگ با ایران به ۷۵۹ تا ۸۲۷ فروند کاهش یافته (حدود ۶۵ درصد کاهش ذخایر) و موجودی تاد نیز به ۲۳۴ تا ۲۷۸ فروند رسیده است. این کاهش شدید ذخایر در حالی رخ داده که ظرفیت تولید صنعتی همچنان محدود است و بازسازی آنها حداقل ۲ تا ۳ سال یعنی در بازه زمانی ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ به طول خواهد انجامید.
در تحلیل رفتاری پکن، منازعات خاورمیانه نه بهعنوان "علت بنیادین" اقدامات چین در هند-پاسفیک، بلکه بهعنوان متغیری تسهیلکننده و شتابدهنده ارزیابی میشود. از منظر استراتژیستهای چین، کاهش پوشش پدافندی آمریکا در شرق آسیا به دلیل درگیری در خاورمیانه، بازدارندگی میدانی واشنگتن را تضعیف کرده است؛ امری که با افزایش آستانه ریسکپذیری پکن، زمینه را برای افزایش سرعت تحرکاتی فراهم میسازد که در ادبیات راهبردی تحت عنوان "عملیاتهای منطقه خاکستری" شناخته میشوند؛ یعنی اقداماتی در حدفاصل صلح کامل و درگیری مستقیم نظامی علیه تایوان. تنگنای تولید مهمات و خلأ پدافندی در شرق آسیا
سامانههای پدافندی پیشرفته مانند پاتریوت و تاد دارای محدودیتهای ساختاری در سرعت تولید و جایگزینی هستند. تمرکز مجدد ایالات متحده بر خاورمیانه باعث شده واشنگتن برای تأمین منافع خود در این منطقه، بخشی از تجهیزات کلیدی خود را از شرق آسیا خارج کند؛ امری که نمونه عینی آن در انتقال چهار گردان پاتریوت و یک آتشبار تاد به منطقه سنتکام و تضعیف مستقیم پوشش پدافندی فرماندهی هند-پاسفیک (INDOPACOM) دیده میشود.
این جابهجایی، پیشی گرفتن نرخ مصرف تسلیحات در خاورمیانه از توان صنعتی واشنگتن را برملا میسازد. از یک سو، محدودیت ساختاری در ظرفیت …





