قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۲ ساعت قبل

پاسخ آمارتیا سن به جرمی بنتام و بدبینی‌های فلسفی اش علیه حقوق بشر و حقوق رفاهی / حقوق بشر؛ فرزند قانون یا خالق آن؟

اگر حقوق بشر را به عنوان «ادعاهای اخلاقیِ قدرتمند» و در واقع به عنوان «حقوق اخلاقی» (با استفاده از عبارتِ هارت) در نظر بگیریم، مسلماً ما دلیلی برای داشتنِ نگاهی جامع و گسترده جهت بررسیِ مسیرهای مختلف برای ترویجِ این ادعاها داریم. بنابراین، روش‌ها و ابزارهای پیشبرد و اجرای حقوق بشر لزوماً نباید تنها به «وضعِ قوانین جدید» محدود شود (هرچند که گاهی اوقات، قانون‌گذاری واقعاً می‌تواند راه درست برای پیشروی باشد).
 پاسخ آمارتیا سن به جرمی بنتام و بدبینی‌های فلسفی اش علیه حقوق بشر و حقوق رفاهی / حقوق بشر؛ فرزند قانون یا خالق آن؟

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

گروه اندیشه: این مقاله به قلم آمارتیا سن، نوبلیست اقتصاد و فیلسوف برجسته معاصر، در کتابش «شیرازه بشریت / یا عامل همبستگی بشریت»، توسط انتشارات آلن لین منتشر شده، به تبیین شالوده فکری، مشروعیت اخلاقی و مبانی مفهومی «نظریه حقوق بشر» می‌پردازد. سن در این متن به تحلیل این پارادوکس محوری می‌پردازد که چگونه مفهومی با چنین جذابیت و قدرت سیاسی فوق‌العاده در جهان معاصر، همچنان از سوی طیفی از فیلسوفان و حقوق‌دانان به «بی‌اساس بودن» یا «سخن‌پردازی بی‌مبنا» متهم می‌شود. او با بازخوانی انتقادات تاریخی از جمله حملات تند جرمی بنتام—که حقوق طبیعی را «مهملاتی بر پایه‌های کاذب» می‌خواند—نشان می‌دهد که خطای بنیان‌گذاران فایده‌گرایی در این بوده است که «حق» را صرفاً در معنای تضییق‌شده و انحصاری «حقوق قانونی و تصویب‌شده» فهمیده‌اند. سن تصریح می‌کند که حقوق بشر در جوهر خود نه قوانینی در انتظار تصویب، بلکه «مطالبات اخلاقیِ قدرتمندی» هستند که مشروعیت آن‌ها از بررسی موشکافانه، عقلانی و استدلال عمومیِ آزاد و فراملی حاصل می‌شود. او ضمن دفاع از گنجاندن «حقوق اقتصادی و اجتماعی» (نسل دوم حقوق بشر نظیر حق درمان و تأمین معاش) در فهرست حقوق بنیادین، انتقادات مربوط به عدم قابلیت اجرای فوری آن‌ها را رد کرده و تأکید می‌کند که ناتوانی موقت نهادها، اصل حق بودن این مطالبات را نفی نمی‌کند بلکه تعهدی اخلاقی برای اصلاح و گسترش ساختارها ایجاد می‌کند. در نهایت، سن با تفکیک میان «تعهدات کامل» و «تعهدات ناقص» کانت، تبیین می‌کند که تحقق حقوق بشر منحصر به ابزار قانون‌گذاری نیست، بلکه ابزارهایی چون افشاگری، نظارت‌های مدنی، ارزیابی عمومی و فعالیت نهادهای غیردولتی، همگی بخشی از تعهدات عملی برخاسته از به‌رسمیت‌شناختن این حقوق جهانی هستند. این مقاله را که مقدمه کتاب آمارتیا سن است، با ترجمه وحید اسلام‌زاده در ادامه می خوانید:

**** آمارتیا سن  ضرورتِ یک نظریه: مؤلفه‌هایی از نظریه حقوق بشر …