۲- مهم ترین شاخص باقر خرازی که مبنای سایر سخنانش هم بود، عیان کردن شاخصی به نام «اسلامِ زد و خورد!» بود که هویت وجودیش در زدن و خوردن خلاصه می شود. در «اسلامِ زد و خورد» همه چیز بر مدار مبارزه و جنگ است. به عبارت صریح تر، خاموشی «زد و خورد» به تعبیر باقر خرازی، به معنای خاموشی اسلام است. با همین تعریف است که در «اسلامِ زد و خورد!» جنگ جایگاه مقدسی می یابد. جنگی که بشدت تهاجمی است و در اهدافش هیچ سنخیتی با «دفاع مقدس» در نظام اسلامی ندارد. برای همین هم دایره جنگ «اسلامِ زد و خورد» نه مرزی می شناسد و نه صلحی. این جریان با همان کینه ای که از نتانیاهو دارد، می تواند پزشکیان را هم تهدید به قتل کند و با همان خشمی که باید به ترامپ در خونخواهی قائد شهید داشته باشد، فتوای قتل دختران و زنان ایرانی را به جرم بی حجابی بدهد!.
۳- اما بزرگترین خدمتی که طرح شاخص مبنایی باقر خرازی انجام داد، مشخص کردن نسبت مسیر رسانه ملی با مسیر «اسلامِ زد و خورد» بود. باقر خرازی دقیقاً برای همه روشن کرد که تعدادی از کارشناسان و برنامه های صداوسیما بر اساس کدام برداشت اسلامی، دنبال شکست تصمیمات کشور درباره هر آتش بس، تفاهم و توافقی هستند و در مقابل آن، هیچ تصویر روشنی از عاقبت مردم و کشور را در «وضعیت مطلوبِ خود» نمی دهند، البته شاید به قول باقر خرازی، مردم باید آخر و عاقبت زندگی خود را از «اجنه ی خوب شیعه» بپرسند!.
۴- در نزدیکی نظر صداوسیما به نظر باقر خرازی هم، همین بس که ببینید، گروه واکنش سریع صداوسیما چه واکنشی به طرح «اسلامِ زد و خورد» با بازدید چند میلیونی داشته است؟!. صریح تر بگویم آیا رسانه ملی شبیه آنچه در مقابله با نامه ی «صلح شرافتمندانه ی سید محمد خاتمی» کرد با «اسلامِ زد و خورد باقر خرازی» هم -آنهم با میلیونها بازدید- انجام داد یا ترجیحش این شد که با سکوت از کنارش بگذرد؟!.
* فعال رسانه ای دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی کد مطلب 2258649









