باقر خرازی حرفهایی را زد که فقط حرف یک نفر نبود، مکنونات قلبی یک جریانِ مشغول «تقیه» بود که بالاخره «عیان» شد. اتفاقی که در عین تلخی اولیه، یک شیرینی ثانویه در خود داشت که می تواند به عنوان یک «شاخص» در تمام اتفاقات آتی کشور، عیارِ صحت و صداقتِ حرفها و اقدامات قرار بگیرد.
۲- مهم ترین شاخص باقر خرازی که مبنای سایر سخنانش هم بود، عیان کردن شاخصی به نام «اسلامِ زد و خورد!» بود که هویت وجودیش در زدن و خوردن خلاصه می شود. در «اسلامِ زد و خورد» همه چیز بر مدار مبارزه و جنگ است. به عبارت صریح تر، خاموشی «زد و خورد» به تعبیر باقر خرازی، به معنای خاموشی اسلام است. با همین تعریف است که در «اسلامِ زد و خورد!» جنگ جایگاه مقدسی می یابد. جنگی که بشدت تهاجمی است و در اهدافش هیچ سنخیتی با «دفاع مقدس» در نظام اسلامی ندارد. برای همین هم دایره جنگ «اسلامِ زد و خورد» نه مرزی می شناسد و نه صلحی. این جریان با همان کینه ای که از نتانیاهو دارد، می تواند پزشکیان را هم تهدید به قتل کند و با همان خشمی که باید به ترامپ در خونخواهی قائد شهید داشته باشد، فتوای قتل دختران و زنان ایرانی را به جرم بی حجابی بدهد!. …












