علیرضا نجمی: صلح، واژهای است که در میانه بحران گاهی بیش از خود جنگ، محل مناقشه میشود.
در فضای پرتنش، کافی است سخنی از مذاکره، آرامسازی فضا یا پایان درگیریها به میان بیاید تا مخالفان آن، از ضرورت ادامه ایستادگی و آمادگی برای نبرد بگویند؛ گویی هر قدم به سوی آرامش، عقبنشینی و هر تلاش برای کاهش تنش، نشانه ضعف است!
این دوگانه اما پرسش مهمی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: چرا در هر بزنگاهی که احتمال پایان بحران مطرح میشود، عدهای نگران از دست رفتن شرایط جنگیاند؟ آیا منافع سیاسی و امنیتی برخی جریانها با تداوم تنش گره خورده است؟
از سوی دیگر، در شرایطی که تهدیدها همچنان ادامه دارد و احتمال درگیری دوباره منتفی نیست، بحث درباره احتمال «حمله پیشدستانه» ایران نیز بیش از گذشته مطرح میشود؛ اقدامی که میتواند معادلات منطقه را دستخوش تغییر کند و هزینههای تازهای به همراه داشته باشد.
در این میان شاید لازم باشد فارغ از هیاهوی موافقان و مخالفان جنگ، یک پرسش اساسیتر مطرح شود: چه کسانی از ماندن کشور در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» سود میبرند و آیا تداوم بحران، برای همه به یک اندازه هزینه دارد؟ …












