
مبلغ – سرویس هنر و فرهنگ: جهان امروز، جهان روایتهاست. دیگر آن دورانی که قدرت در انحصار رسانههای رسمی و سنتی بود و جریان اطلاعات تنها از یک مجرا به جامعه تزریق میشد، به پایان رسیده است. هر کاربر، هر تلفن همراه و هر صفحه شخصی، اکنون یک ایستگاه کوچک خبری است. در این میان، مسئله این نیست که آیا روایت وجود دارد یا خیر؛ بلکه مسئله این است که چه کسی روایت اول را میسازد و آن را با چه کیفیتی عرضه میکند. روایت اول، از آن جهت اهمیت دارد که معمولاً در ذهن مخاطب رسوب میکند و تغییر آن بسیار دشوارتر از ساختن آن است. برای ما که در زیستبوم دینی و اخلاقی شیعی زندگی میکنیم، این موضوع تنها یک بحث رسانهای نیست؛ یک تکلیف تاریخی است. میدانداری نسل نو در عرصه روایتگری، ضرورتی است که از دل مقتضیات زمان و نیاز جامعه به حقیقت بیرون میآید.
جوان، به دلیل ماهیت زیستیاش، با زمانه و ابزارهای آن پیوند مستقیم دارد. او زبان دنیای جدید را بهتر از هر نسل دیگری میفهمد. وقتی از روایتگری جوانان سخن میگوییم، منظورمان صرفاً حضور عددی در فضای مجازی نیست. منظورمان این است که جوان متعهد، با ابزار شناخت رسانهای، باید بتواند مسائل پیچیده را به زبان ساده، جذاب و صادقانه ترجمه کند. جوان امروز میداند که الگوریتمهای شبکههای اجتماعی چگونه عمل میکنند و چگونه میتوان با استفاده از این ابزارها، حقیقت را از حاشیه به متن آورد. اگر نسل پیشین وظیفه داشت زیرساختهای فکری و ایمانی را حفظ کند، نسل نو وظیفه دارد این زیرساختها را به زبان روز بازتولید کرده و به دست مخاطب تشنه حقیقت برساند.
شاید بتوان گفت مهمترین ویژگی روایتگری نسل نو، پویایی و سرعت عمل آن است. در حوادث روز، آن چیزی که تعیینکننده است، فاصله زمانی بین وقوع حادثه و ارائه روایت صحیح از آن است. اگر در این فاصله، روایتهای جعلی، تقطیعشده و جهتدار جای خالی حقیقت را پر کنند، کار بسیار سخت خواهد شد. جوانان به دلیل همین دسترسی سریع و شناخت فضای تعاملی، میتوانند راویانی باشند که در لحظه، مانع از شکلگیری غبار فتنه یا شبهه در ذهن مخاطبان شوند. این نوعی جهاد تبیین مدرن است؛ جهادی که در آن، سلاح، قلم و دوربین و نرمافزار است و میدان نبرد، ذهن مخاطبانی است که هر روز زیر رگبار اطلاعات متناقض قرار دارند.


