مایلم در همین آغاز، حرف آخرم را بگویم: باور دارم که مدل فعلی پرداخت حقوق کارکنان دولت و نیز هیات علمی ها، یک گواه مسلم از حکمرانی اداری فرومانده و در مقام مقایسه، از مصادیق آپارتاید است. به نظر مثل قضیه فیثاغورت، به آسانی قابل پذیرش است. اما تفضیل این حرف!
۱. این ماه های سپری شده، غالبا به جنگ گذشته است.جنگی که سرنوشت آن در دستان اهل میدان و اهل دیپلماسی و سیاست آفرینان و سیاست گزینان، در نوسان میان آرمان گرایی و واقع گرایی، در هروله است. امید که فرجامش، ایرانیان را به آرامش و زندگی بهتری برساند. اما به باور نویسنده این متن، ما ایرانیان، نه تنها در این ماهها، که بنظر در تمام این سالها، همیشه در گیر جنگ و نبردهای سخت بوده ایم...جنگ میان حکمرانی خوب و حکمرانی بد. سال های سال است که نه تنها اندیشه ورزان آگاه به جزییات و آشنا با حکمرانی، که عامه مردم، فرایند و آثار این دو نوع حکمرانی را در همه وجوه زیست و زندگی و جامعه شان میینند.
انگار برخی از دارندگان کرسیهای قدرت در این کشور، نمی توانند مشقِ حکمرانی خوب را تمرین و تکرار کنند. …













