
خبرآنلاین - رسول صَفرآهنگ: جنگ ایران و آمریکا، نمونهای برجسته از تأثیر مستقیم ژئوپلیتیک بر سازوکارهای اقتصاد جهانی انرژی است. اختلال گسترده در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، که پیش از بحران مسیر انتقال حدود یکپنجم نفت و گاز جهان بود، عرضه جهانی را محدود و قیمت نفت خام، فرآوردههای پالایشی و گاز طبیعی مایع را افزایش داد. این وضعیت، اگرچه برای مصرفکنندگان، دولتها و اقتصادهای واردکننده هزینهزا بود، برای بخشی از شرکتهای بزرگ نفت و گاز، بهویژه شرکتهایی که تولید و ظرفیت پالایشی قابلتوجهی خارج از منطقه جنگی داشتند، منبع درآمد و سود فوقالعاده ایجاد کرد.
در عین حال، این سودآوری با زیان گسترده عمومی همزمان شد چرا که خانوارها هزینه سوخت بیشتری پرداخت کردند، شرکتهای حملونقل و صنایع پاییندستی با فشار هزینه مواجه شدند، و برخی اقتصادهای واردکننده با خطر رکود، تورم انرژیمحور و کاهش قدرت خرید روبهرو شدند. از این رو، این استدلال مطرح می شود که بحران ۲۰۲۶ را باید نه فقط بهعنوان جنگی منطقهای، بلکه بهمثابه یک مکانیسم بازتوزیع رانت در مقیاس جهانی فهم کرد. مکانیسمی که در آن ناامنی، کمبود و ریسک، ارزش اقتصادی تازهای برای برخی بازیگران خصوصی تولید کرد.
اما در تاریخ انرژی جهانی، جنگها اغلب فقط رویدادهای نظامی نیستند، بلکه شوکهای ساختاری به بازارها محسوب میشوند. در اقتصاد جهانیِ وابسته به نفت، هر بحران ژئوپلیتیک در یک گلوگاه دریایی میتواند پیامدی فراتر از میدان نبرد ایجاد کند. قیمتها را جابهجا کند، قراردادهای آتی را متلاطم سازد، ارزش ذخایر شرکتها را افزایش دهد، و سودهای کلان را به سوی برخی بازیگران و زیانهای سنگین را به سوی دیگران منتقل کند.
جنگ ایران و آمریکا دقیقاً چنین وضعی را پدید آورد. با مشارکت اسرائیل و تشدید درگیری، امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و بهویژه تنگه هرمز بهشدت آسیب دید. از آنجا که هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان است و پیش از بحران حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکرد، اختلال در آن نهفقط به کاهش فیزیکی عرضه، بلکه به افزایش حق بیمه ریسک، تغییر انتظارات بازار و جهش قیمتهای جهانی منجر شد. گزارشهای بازار نشان دادند که قیمت برنت از حدود ۷۰ دلار پیش از تشدید بحران به بالای ۱۰۰ دلار رسید و در …











