
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی در پی انقلاب روسیه تشکیل شد، روشن بود که ایالات متحده رابطهای پرتنش با رژیم جدید خواهد داشت. تا بیش از یک دهه پس از پیروزی بلشویکها در جنگ داخلی، ایالات متحده دولت کمونیستی تازهتأسیس را به رسمیت نشناخت. حتی پس از آنکه در دهه ۱۹۳۰ آن را به رسمیت شناخت، روابط آمریکا و شوروی همچنان با خصومت و بیاعتمادی همراه بود. جنگ جهانی دوم برای مدتی کوتاه این دو کشور را برای نبرد با نیروهای محور کنار هم آورد، اما پس از پایان جنگ، سوءظنهای قدیمی بهسرعت بازگشتند. سربازان گارد سرخ در بیرون از مؤسسه اسمولنی در جریان انقلاب اکتبر، ۱۹۱۷ انقلاب روسیه و برآمدن بلشویسم
در سال ۱۹۱۷، مخالفت داخلی با مشارکت روسیه در جنگ جهانی اول و اوجگیری احساسات ملیگرایانه به سرنگونی تزار در انقلاب فوریه انجامید. دولت موقت جدید نتوانست از پس بحران اقتصادی ناشی از جنگ برآید و خود در انقلاب اکتبر به دست جناح رادیکال چپگرای بلشویک به رهبری ولادیمیر لنین سرنگون شد. قدرتگیری لنین با تحولات اجتماعی گستردهای در سراسر امپراتوری همراه بود: نابودی طبقه زمیندار، پیدایش ملتهای جدید در حاشیه روسیه، و منحل شدن ارتش. حتی در حالی که جنگ جهانی اول همچنان ادامه داشت، تمام کشورهای جهان رویدادهای روسیه را با نگرانی دنبال میکردند.
انقلاب بلشویکی با مخالفت بازیگران گوناگونی روبهرو شد: هواداران پیشین تزار، طرفداران دولت موقت الکساندر کرنسکی، و جنبشهای ملیگرای مختلفی که میخواستند از روسیه جدا شوند. اندکی پس از انقلاب اکتبر، جنگ داخلی روسیه آغاز شد. در سراسر امپراتوری، ارتش سرخ بلشویکی با ارتش سفید راستگرا، ارتشهای ملی لهستان و اوکراین، گروههای گوناگون قزاق و انبوهی از بازیگران دیگر که در پی بهرهبرداری از هرجومرج بودند، جنگید. فرو غلتیدن روسیه به دامان آنارشی و جنگ به این معنا بود که در پایان جنگ جهانی اول، این کشور در شمار پیروزمندان به حساب نیامد. شمار زیاد دشمنانی که بلشویکها هم در داخل روسیه و هم در عرصه جهانی با آنها روبهرو بودند، به شکلگیری نوعی «ذهنیت محاصرهشدگی» در لنین و کارگزارانش دامن زد. آن سوی اقیانوس اطلس نیز ایالات متحده تحولات جاری در بزرگترین کشور جهان را از نزدیک دنبال میکرد.
…












