قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

ملحدی که با استدلال امام رضا علیه السلام مسلمان شد

عصر امام رضا علیه‌السلام اوج نفوذ اندیشه‌های فلسفی و کلامی در فضای جامعه‌ی اسلامی بود.
 ملحدی که با استدلال امام رضا علیه السلام مسلمان شد

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در دوره امام رضا علیه السلام، جهان اسلام با تنوع گسترده‌ای از جریان‌های فکری و اعتقادی روبه‌رو بود. از یک سو فرقه‌ها و مذاهب مختلف درباره توحید، صفات الهی، نبوت و دیگر مسائل اعتقادی دیدگاه‌های متفاوتی داشتند و از سوی دیگر، اندیشه‌های فلسفی و کلامی وارد فضای فکری مسلمانان شده بود. این شرایط، جامعه اسلامی را به عرصه‌ای برای شکل‌گیری پرسش‌ها، مناظرات و گاه اختلافات جدی اعتقادی تبدیل کرده بود.

بنابر روایت تسنیم، در چنین فضایی، امام رضا علیه السلام تنها به بیان آموزه‌های دینی اکتفا نمی‌کرد، بلکه با تکیه بر استدلال و گفت‌وگوی منطقی به پرسش‌های جریان‌های مختلف پاسخ می‌داد. مناظره آن حضرت با یک زندیق نمونه‌ای روشن از همین رویکرد است؛ گفت‌وگویی که از پرسش درباره وجود و صفات خدا آغاز شد و با استدلال‌های عقلی و توجه دادن به نشانه‌های آفرینش پیش رفت و در نهایت، به اسلام آوردن آن مرد انجامید.

ماجرا از این قرار است:

از محمد بن عبدالله خراسانی، خدمتکار حضرت رضا علیه السلام، نقل شده است که روزی مردی زندیق بر آن حضرت وارد شد و گروهی نیز در حضور امام بودند. امام فرمود: «بگو ببینم، اگر حرف، حرف شما باشد ـ اگرچه چنین نیست ـ آیا ما و شما یکسان نیستیم؟ و آیا نماز و روزه و زکات و اعتقادات ما زیانی به ما نمی‌رساند؟» آن مرد چیزی نگفت.

 امام رضا علیه السلام فرمود:

«و اگر سخن، سخن ما باشد ـ که حق نیز همان است ـ آیا شما هلاک نشده‌اید و ما نجات نیافته‌ایم؟» مرد زندیق گفت: «خداوند تو را رحمت کند، پس برای من روشن کن که خدا چگونه است و کجاست؟»؛ قَالَ الزِّنْدِیقُ: رَحِمَکَ اللَّهُ فَأَجِدْنِی کَیْفَ هُوَ وَ أَیْنَ هُوَ؟

خداوند فراتر از مکان و کیفیت

امام فرمود: وای بر تو! آنچه به آن رفته‌ای و تصور کرده‌ای، اشتباه است. او مکان را پدید آورد، در حالی که بود و هیچ مکانی وجود نداشت. او کیفیت را پدید آورد، در حالی که بود و هیچ کیفیتی وجود نداشت. او با چگونگی و مکان شناخته نمی‌شود، با هیچ حسی درک و با چیزی مقایسه نمی‌شود.» وَیْلَکَ إِنَّ الَّذِی ذَهَبْتَ إِلَیْهِ غَلَطٌ، وَ هُوَ أَیَّنَ الْأَیْنَ وَ کَانَ وَ لَا أَیْنَ، وَ هُوَ کَیَّفَ الْکَیْفَ وَ کَانَ وَ لَا کَیْفَ، وَ لَا یُعْرَفُ بِکَیْفُوفِیَّةٍ وَ لَا بِأَیْنُونِیَّةٍ، وَ لَا یُدْرَکُ بِحَاسَّةٍ وَ لَا یُقَاسُ بِشَیْءٍ

مرد گفت: «پس اگر با هیچ‌یک از حواس درک نمی‌شود، بنابراین اصلاً چیزی نیست!»

ناتوانی حواس، دلیل بر انکار خدا نیست

امام رضا علیه السلام فرمود: «وای بر تو! آیا چون حواس تو از درک او ناتوان است، ربوبیت او را انکار می‌کنی؟ در حالی که ما هرگاه حواس‌مان از درک او ناتوان می‌شود، یقین می‌کنیم که او پروردگار ماست و او موجودی متفاوت با سایر موجودات است.» فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ: وَیْلَکَ لَمَّا عَجَزَتْ حَوَاسُّکَ عَنْ إِدْرَاکِهِ أَنْکَرْتَ رُبُوبِیَّتَهُ، وَ نَحْنُ إِذَا عَجَزَتْ حَوَاسُّنَا عَنْ إِدْرَاکِهِ أَیْقَنَّا أَنَّهُ رَبُّنَا، وَ أَنَّهُ شَیْءٌ بِخِلَافِ الْأَشْیَاءِ.

مرد گفت: «پس به من بگو چه زمانی وجود داشته است؟»

امام رضا علیه السلام فرمود: «به من بگو چه زمانی وجود نداشته است تا به تو بگویم چه زمانی وجود داشته است.»

مرد گفت: «پس دلیل بر وجود او چیست؟»

امام فرمود: «هنگامی که به بدن خود نگاه کردم و دیدم نمی‌توانم چیزی بر آن بیفزایم یا از آن کم کنم، نه در عرض و طول، و نمی‌توانم آسیب‌ها را از آن دور کنم یا منفعتی را به سوی آن بکشانم، دانستم که این ساختمان، سازنده‌ای دارد و به وجود او اقرار کردم.

افزون بر آن، آنچه را از گردش آسمان به قدرت او، پدید آوردن ابرها، گرداندن بادها، حرکت خورشید و ماه و ستارگان و دیگر نشانه‌های شگفت‌انگیز و استوار می‌بینم، موجب شد بدانم اینها تقدیرکننده و پدیدآورنده‌ای دارند.»

چرا خدا با چشم دیده نمی‌شود؟

مرد گفت: «پس چرا حس بینایی او را درک نمی‌کند؟» امام فرمود: «برای آنکه میان او و آفریدگانش که حس بینایی آنان را درک می‌کند تفاوت باشد. افزون بر این، او برتر از آن است که چشم او را درک کند، وهم به او احاطه پیدا کند یا عقل او را محدود و تعریف کند.»

مرد گفت: «پس او را برای من حد بزن.» امام فرمود: «او حدی ندارد.»

مرد گفت: «چرا؟»

امام فرمود: «زیرا هر چیزی که محدود باشد، پایان‌پذیر است و اگر محدودیت را بپذیرد، افزایش را نیز می‌پذیرد و اگر افزایش را بپذیرد، کاهش را نیز خواهد پذیرفت. بنابراین او نه محدود است، نه افزایش‌پذیر، نه کاهش‌پذیر، نه قابل تجزیه و نه قابل تصور و توهم.»

معنای صفات الهی

مرد گفت: «پس درباره این سخن شما که او لطیف، شنوا، بینا، دانا و حکیم است برایم توضیح بده. آیا شنوا جز با گوش است؟ آیا بینا جز با چشم است؟ آیا لطیف جز با کار دست‌هاست؟ و آیا حکیم جز با صنعت و ساختن است؟»

«لطیف» بودن خداوند و ظرافت آفرینش

امام رضا علیه السلام فرمود: «لطیف بودن در مورد ما انسان‌ها به کیفیت ساختن و ایجاد کردن یک چیز مربوط است. آیا ندیده‌ای که انسان چیزی را می‌سازد و در ساختن آن ظرافت به خرج می‌دهد و درباره او گفته می‌شود: چه ظریف و دقیق ساخته است؟

پس چگونه درباره خالق بزرگ و باشکوه گفته نشود که لطیف است، در حالی که مخلوقاتی ظریف و بزرگ آفریده، در حیوانات روح قرار داده و هر جنسی را از جنس دیگر، در شکل و صورت، متمایز ساخته است؛ به گونه‌ای که هیچ‌کدام شبیه دیگری نیستند؟ بنابراین، در ساختار و صورت هر یک از این مخلوقات، جلوه‌ای از ظرافت خالق لطیف و آگاه وجود دارد.» فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام: إِنَّ اللَّطِیفَ مِنَّا عَلَی حَدِّ اتِّخَاذِ الصَّنْعَةِ، أَ وَ مَا رَأَیْتَ أَنَّ الرَّجُلَ اتَّخَذَ شَیْئاً فَیَلْطُفُ فِی اتِّخَاذِهِ، فَیُقَالُ: مَا أَلْطَفَ فُلَاناً؟ فَکَیْفَ لَا یُقَالُ لِلْخَالِقِ الْجَلِیلِ لَطِیفٌ، إِذْ خَلَقَ خَلْقاً لَطِیفاً وَ جَلِیلًا، وَ رَکَّبَ فِی الْحَیَوَانِ مِنْهُ أَرْوَاحَهَا، وَ خَلَقَ کُلَّ جِنْسٍ مُبَایِناً مِنْ جِنْسِهِ فِی الصُّورَةِ، وَ لَا یُشْبِهُ بَعْضُهُ بَعْضاً، فَکُلٌّ بِهِ لُطْفٌ مِنَ الْخَالِقِ اللَّطِیفِ الْخَبِیرِ فِی تَرْکِیبِ صُورَتِهِ.

شواهد لطافت خداوند در آفرینش

«سپس به درختان و میوه‌های آنها نگاه کردیم؛ میوه‌هایی خوش‌بو و سودمند که برخی خوراکی و برخی غیرخوراکی هستند. در آن هنگام گفتیم: خالق ما لطیف است، اما نه مانند لطافت مخلوقات در صنعت و ساختنشان.»

و گفتیم او شنواست، زیرا صداهای آفریدگانش از عرش تا خاک، از ذره کوچک گرفته تا موجودات بزرگ‌تر، در خشکی و دریا، از او پنهان نیست و زبان‌های گوناگون آنان برای او اشتباه نمی‌شود. در آن هنگام گفتیم: او شنواست، اما نه با گوش.»

خداوند بیناست، بدون آنکه چشم داشته باشد

«و گفتیم او بیناست، اما نه با چشم؛ زیرا اثر ذره سیاه و بسیار ریز را در شب تاریک، بر روی سنگ سیاه می‌بیند. حرکت مورچه را در شب بسیار تاریک می‌بیند و از زیان‌ها و سودهای آن و نیز آثار جفت‌گیری، جوجه‌ها و نسل آن آگاه است. در آن هنگام گفتیم: او بیناست، اما نه مانند بینایی آفریدگانش.» وَ قُلْنَا إِنَّهُ بَصِیرٌ لَا بِبَصَرٍ، لِأَنَّهُ یَرَی أَثَرَ الذَّرَّةِ السَّحْمَاءِ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْمَاءِ عَلَی الصَّخْرَةِ السَّوْدَاءِ، وَ یَرَی دَبِیبَ النَّمْلِ فِی اللَّیْلَةِ الدَّجِیَّةِ، وَ یَرَی مَضَارَّهَا وَ مَنَافِعَهَا، وَ أَثَرَ سِفَادِهَا وَ فَرَاخَهَا وَ نَسْلَهَا، فَقُلْنَا عِنْدَ ذَلِکَ: إِنَّهُ بَصِیرٌ لَا کَبَصَرِ خَلْقِهِ.

راوی می‌گوید: «مرد زندیق از نزد امام بازنگشت تا اینکه اسلام آورد.» کد مطلب 2258904



۳ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

از منظر علمای شیعه و سنی جایگاه ویژه امام حسن عسکری (ع) چگونه است؟+ اسناد دقیق

مقام امام حسن عسگری در منظر علمای شیعه و سنی به شرح ذیل بیان شده است:

۱ـ معتمد عباسی

نقل شده است که جعفر بن علی الهادی از معتمد درخواست کرد که او را به امامت نصب کند و مقام برادرش امام عسکری را بعد از ایشان به او واگذار نماید. معتمد گفت: «منزلت و مقام برادرت مربوط به ما نمی شود بلکه «انّما کانت باللّه عزّ و جلّ» فقط از طرف خداوند عزیز و جلیل است و ما هر چند در نابودی و پایین آوردن مقام آن ها تلاش کردیم، خداوند از این کار اباء دارد و هر روز بر مقام و رفعت آنها افزود، از طریق حفظ و نگهداری، و نیکو سکوت کردن و از طریق افزودن علم و عبادت آنها، و امّا تو اگر در نزد شیعیان برادرت منزلت و مقام او را داری، نیازی به ما نداری، و اگر از چنان منزلتی برخوردار نیستی و آن اوصافی را که برادرت داشت دارا نیستی، از ما در این رابطه کاری ساخته نیست.[۱]

۲ـ طبیب دربار

بختیشوع طبیب معروف بود و در زمان امام حسن عسکری طبیب دربار عباسی نیز بود. روزی حضرت عسکری نیاز به طبیب پیدا کرد از بختیشوع درخواست کرد که یکی از شاگردان خود را در محضر حضرت بفرستد، او به یکی از شاگردان خود دستور داد که نزد امام حسن عسکریبرود و از مقام و منزلت آن حضرت برای او نکاتی متذکر شد از جمله گفت: «طَلَبَ مِنِّی ابْنُ الرِّضَا مَنْ یَفْصِدُهُ فَصِرْ إِلَیْهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ فِی یَوْمِنَا هَذَا بِمَنْ هُوَ تَحْتَ السَّمَاءِ .»؛ ابن الرضا خواسته کسی نزد او بفرستم (برای طبابت) پس تو نزد او می روی در حالی که این مسئله را بخوبی باید بدانی که در این زمان زیر آسمان از او داناتر نیست، و آنچه به تو دستور می دهد اعتراض نکن».[۲]

۳ـ احمد بن عبید اللّه بن خاقان

احمد عامل جمع آوری خراج و مالیات در منطقه قم بود، پدرش عبیداللّه بن خاقان وزیر معتمد عباسی بود، خود احمد از ناجین و دشمنان سرسخت اهل بیت(ع) به حساب می آمد، او مأمور شد که گزارش کسانی از آل ابی طالب را که مقیم سامرّا هستند و جایگاه و منزلت آنان را نسبت به سلطان بنویسد، پس او چنین گزارش داد: «در سامرّا ندیدم و نشناختم مردی از خاندان علی را به مانند حسن بن علی بن محمد بن الرضا(ع) و نشنیدم جز سکوت و عفت و بزرگی و کرم او در نزل اهل بیتش و تمام بنی هاشم، و همین طور همه او را مقدّم می داشتند بر بزرگان، پیرمردان و رهبران و وزراء و بعد از این ارزش و مقام وی در نظرم بزرگ آمد و فهمیدم که دوست و دشمن او را به دیده احترام می نگرند».

۴ـ نویسنده معتمد عباسی

از ابی جعفر احمد القیصر البصری نقل شده است که ما نزد آقایمان ابی محمد در عسکر(سامرّا) بودیم پس خادم سلطان (معتمد) وارد شد. عرض کرد: امیرمؤمنان!! به شما سلام رسانده و گفته است، کاتب (دربار) ما «انوش نی» می خواهد دو پسر خود را پاکیزه کند، درخواست می کنیم از شما که به نزد او بروی و برای سلامتی و بقای فرزندان او دعا فرمایی. پس من دوست دارم اکنون شما سوار اسب شده نزد او بروی و این کار را انجام دهی. البته این زحمت را برای آن به شما تحمیل کردیم که او (نصرانی) خود گفته است: ما دوست داریم با دعای بقایای نبوت و رسالت متبرک شویم پس آن گاه آقای ما حسن عسکری(ع) فرمود: «الحمد للّه الّذی جعل النصاری اعرف بحقنا من المسلمین»؛ ستایش خدای را که نصاری را آگاه­تر به حق ما از مسلمیناین زمان قرار داد.[۳]

آن گاه حضرت فرمود: اسبی را برایم آماده کنید، پس سوار شد تا بر «انوش» وارد شدیم، در حالی که او سربرهنه و پابرهنه همراه با عالمان و راهبان مسیحی در حالی که انجیل را بر سینه نهاده بود، به استقبال آن حضرت آمد و به امام عرض کرد: ای سید ما متوسّل می شوم به سوی تو با این کتاب (انجیل) که خود بر آن از ما داناتری، جز آن که گناه جسارت زحمت خودت را بر من ببخشی قسم به حق مسیح بن مریم و آنچه که از انجیل از نزد خداوند آورده است ما از امیرالمؤمنین، خلیفه شما را درخواست نکردیم مگر به این جهت که در انجیل مقام شما را مانند مقام مسیح در پیشگاه الهی یافتیم.

پس امام عسکری(ع) فرمود: «امّا ابنک هذا فباق علیک و امّا الآخر فمأخوذ عنک بعد ثلاثة ایامٍ ـ ای میّتاً ـ و هذا الباقی یسلم و یحسن اسلامه و یتولّانا اهل البیت[۴]؛ امّا این پسرت باقی می ماند و اما دیگری از تو گرفته می شود ـ یعنی می میرد ـ بعد از سه روز و این که باقی می ماند، مسلمان می شود و اسلامش نیکو است و ما اهل بیت را دوست می دارد. پس انوش گفت: به خدا قسم ای سیّد من سخن تو حق است، و به راستی مرگ این پسرم برایم آسان است، به خاطر آنچه که از پسر دیگر گفتی که مسلمان می شود و شما اهل بیت را دوست می دارد، پس برخی از کشیشان پرسید چرا خود مسلمان نمی شوی؟ انوش گفت: من مسلمانم و مولایم این را می داند پس مولای ما فرمود: راست می گوید و اگر نبود که مردم می گفتند: ما خبر وفات پسرت را دادیم و آن چنان که ما گفتیم واقع نشده، از خدا می خواستم بقای فرزندت را.

انوش: من جز آن چه اراده کرده ای نمی خواهم. ابوجعفر احمد می گوید: به خدا قسم این پسر بعد از سه روز از دنیا رفت و دوّمی بعد از یک سال مسلمان شد و با ما نزد امام حسن رفت تا وفات آن حضرت بود.[۵]

روایت فوق سراسر عظمت امام حسن عسکری(ع) را می رساند، هم می رساند که مسیحیان به مقام و عظمت اهل بیت آگاهی دارند، چرا که در انجیل عظمتی چون مسیح (بلکه بالاتر) از آن برای آنان بیان شده است و همین طور کاشف و بیانگر علم غیبی آن حضرت است که از آینده افراد خبر می دهد. و همین طور این نکته و درد را نیز آشکار می سازد که افرادی با این همه عظمت در بین مسلمین وجود داشته نه تنها از علم و عظمت آنها استفاده نبردند، بلکه آنان را با انواع اذیت و آزارها، رنج دادند و تنها در مواردی که درمانده می شدند و یا افتخار می خواستند برای خود کسب کنند درب خانه اهل بیت می آمدند.

۵ـ ابن صبّاغ مالکی

او درباره امام حسن عسکری(ع) و علم و عظمت او چنین می گوید: «او آقای مردم عصرش و امام روزگارش بود، سخنان او محکم، کارهایش پسندیده، اگر افاضل زمان او قصیده باشند او در خانه و معدن قصید قرار دارد، اگر گردنبدی از دُر را به نظم کشند رابط و تنظیم کننده او خواهد بود سوار بر علومی است که همسان ندارد و بیان کننده غوامض آن است که کسی با او مجادله نتواند کشف کننده حقایق است با نظر صائب خود، اظهار کننده دقائق است با فکر ژرف اندیش خود، بیان کننده امور غیبی در (جلسات) پنهانی بود. او دارای بزرگواری ریشه دار و روح و ذات کریم بود، خدای او را مورد رحمت فراوان خویش قرار داده در بهشت جایش دهد.

۶ـ زندانبانان حضرت

خلیفه عباسی به صالح بن وصیف توصیه کرد که در حبس به امام حسن عسکری(ع) سخت گیرد، صالح گفت: چه کنم، من او را به دست دو نفر که بدترین اشخاص است سپرده ام به نام علی بن یارمش و دیگری افتامش ولی بعد از مدّتی این دو نفر اهل نماز و روزه شده اند، و به مقاماتی دست یافته اند، پس آن دو را احضار کردند، و مورد ملامت قرار دادند، که چرا بر امام حسن عسکری(ع) سخت نمی گیرید، گفتند: چه کنیم و چه بگوییم در حق مردی که روزها را روزه می گیرد و شب ها را تا صبح مشغول عبادت است و هر وقت به ما نظر می افکند بدن ما می لرزد چنان که مالک نفس خود نیستیم و نمی توانیم خود را نگهداریم، خلیفه وقتی سخنان آن دو را شنید، با ذلّت از نزد صالح برگشت.[۶]

۷ـ راهب دیرالعاقول

او از بزرگان مسیحیت و داناترین آنها بود، هنگامی که کرامات امام حسن عسکری (ع) را شنید، و کراماتی از آن حضرت دید، با دست مبارک آن حضرت اسلام اختیار کرد، لباس نصرانیت را از تن بیرون آورد و لباس سفیدی بر تن نمود و زمانی که پزشک معروف (بختیشوع) از او درباره دست برداشتن از دینش (و مسیحیت) پرسید، در جواب گفت: او را همچون مسیح و مانند او یافتم، لذا به دست او (امام عسکری ع) مسلمان شدم آری او مانند عیسی است در نشانه ها و برهانهایش، آن گاه نزد حضرت عسکری(ع) رفت و ملازم او بود تا از دنیا رفت.[۷]

۸ـ علّامه شبراوی شافعی

او می گوید: یازدهمین امام حسن خالص ملقب به عسکری است، در شرف او همین بس که امام مهدی(عج) منتظر از اولاد او است. خدا به این بیت (اهل بیت) خیر کثیر دهد که بیت شریفی است، و نسب خالص و بلند مرتبه دارد و همین بس در افتخار این خانواده از علوّ و بلندی مقام خوشا بحال حسن عسکری که از خانواده عالی مرتبه و بلند مرتبه ای می باشد و به راستی در بلند مرتبگی بر همه غلبه یافته و بر خورشید و قمر از نظر جایگاه رفعت یافته است ، و همه کمالات بدون استثناء در او جمع آمده و هیچ کمالی با کلمه «غیر» و الا از او استثنا نشده است همچون دُر و گوهر در مجد و عظمت آن امامان به نظم آمده اند، اوّل آنها با آخر آنها یکسان هستند. و چه بسیار کسانی که تلاش کردند مقام آنها را پایین آورند ولی خدا آنها را بالا برد.[۸]

۹ـ علی بن اوتاش

محمد بن اسماعیل علوی می گوید: امام عسکری (ع) را زمانی در نزد علی بن اوتامش که یکی از دشمنان سرسخت آل محمد(ص) بود زندانی کردند او مردی زشت خو و بد سیرت (بود) و با خاندان علی (ع) عداوتی دیرینه داشت از طرف خلیفه به او دستور داده بودند که هر چه می تواند امام را اذیت کند و بر او سختگیری نماید. امّا ابهت، هیبت و صلابت امام (ع) و حالات عرفانی و معنوی آن حضرت چنان آن مرد شقاوت پیشه را متحوّل کرد ـ با این که حضرت عسکری بیش از یک روز در زندان او نبود ـ که صورت خود را به احترام حضرتش بر خاک می نهاد و سر خود را بالا نمی گرفت و همراهی یک روزه این مرد با پیشوای یازدهم، رفتار و گفتارش را عوض نمود و حضرت عسکری(ع) را در منظر او نیک ترین مردم قرار داد.[۹]

۱۰ـ محمد شاکری

محمد شاکری که از همراهان امام عسکری (ع) است درباره آن حضرت می گوید: او در محراب عبادت می نشست و سجده می کرد در حالی که من پیوسته می خوابیدم و بیدار می شدم و می خوابیدم در حالی که او در سجده بود او کم خوراک بود، برایش میوه هایی می آوردند،

او یکی دو دانه از آنها را می خورد و می فرمود: محمد! این ها را برای بچّه هایت ببر.[۱۰]

با توجه به آن چه که از سخنان عالمان و محدّثان و مورخان اهل سنّت و غیر آنها درباره امام عسکری(ع) نقل شد به خوبی به دست می آید که مقامات معنوی و فضائل علمی آن حضرت بر اثر اتصال به پروردگار ربوبی، و بر اثر عبادت و زهد بندگی، به این جهت به این بدخواهان و دشمنان اهل بیت(ع) و آنهایی که در طول تاریخ سعی کرده اند از طریق حذف فیزیکی و شهادت امامان و یا از طریق حبس و زندان، و یا از راه تخریب قبور و بارگاه امامان، نام اهل بیت (ع) و مرام آنان را از زمین و یاد و محبّت آنها را از قلب ها بردارند، باید گفت که سخت در اشتباه هستند و هرگز بر این کار موفق نخواهند شد، آن زمانی که علی(ع) را خانه نشین کردند شیعیان آن حضرت بسیار محدود بود امّا با شهادت او و دیگر امامان و تخریب قبور ائمه بقیع، و تخریب مرقد امام حسین (ع) در کربلا که فقط ۱۷ بار توسط متوکّل عباسی انجام گرفته است نه تنها از شیعیان علی(ع) کاسته نشده بلکه امروزه با تمام افتخار می توان گفت چهارصد میلیون شیعه در جهان داریم. آری خداوند خواسته نام اهل بیت و مکتب آنان را زنده نگهدارد هرگز کسی قادر نخواهد بود جلو پیشرفت آن را بگیرد. به این جریان تاریخی توجه نمایید.

اربلی در کشف الغمّه نقل کرده است که مستنصر خلیفه عباسی، سالی جهت زیارت قبور اجداد خود و تفریح به سامرا رفت. ابتدا به زیارت عسکریین(ع) مشرف گردید و سپس به مقبره خلفاء عباسی رفت. دید آن جا خراب گردیده است و پرندگان و حیوانات قبور خلفاء را آلوده کرده اند.

از این مسئله متأثر شد یکی از همراهان گفت: قدرت و ثروت در دست تو است و خلیفه مسلمین تو هستی، دستور ده که قبور پدرانت را مرتب کنند! همچنان که قبور این علویین را مشاهده می کنی که دارای صحن و بارگاه و فرش، چراغ و خدمه و زوّار می باشند. مستنصر گفت: این امری است الهی و به زور نمی توان مردم را واداشت که به زیارت قبور پدران من بیایند و اگر هم اجبار کنم پذیرفته نیست.[۱۱]

--------------------------------------------------------------------------------

[۱]. قطب راوندى، الخرائج و الجرائح ، ج ۳، ص ۱۱۰۹، ناشر، مدرسه امام مهدى، قم ، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق،

[۲]. همان، ج ۱، ص ۴۲۲٫

[۳]. حلیة الأبرار، البحرانی ،ج ۶،ص۱۱۱٫کتابنامه تکمیل شود.

[۴]. حرعاملى،محمد بن حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ۵، ص۴۳، ناشر، اعلمى، بیروت، ۱۴۲۵ ق ،

[۵]. جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۶]. علامه مجلسى ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ، ج ۵۰، ص ۳۰۸، ناشر، اسلامیه، تهران .

[۷]. الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۴۲۴٫

[۸]. جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۹]. بحار الأنوار، ج ۵۰، ص ۳۰۷٫

[۱۰]. همان، ج ۵۰، ص ۲۵۳٫

[۱۱]. محدث اربلى ،کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ۲، ص ۵۱۹، ناشر، بنى هاشمى، تبریز، چاپ، اول، ۱۳۸۱ ق




 پیشروی ارتش رژیم اسرائیل در جنوب سوریه
۵ ساعت قبل / سایت تابناک

پیشروی ارتش رژیم اسرائیل در جنوب سوریه

نیروهای ارتش رژیم اشغالگر اسرائیل با ۲ تانک و سه خودروی نظامی به سمت تل الداریات در حومه جنوبی قنیطره در جنوب سوریه پیشروی کردند.

 [ولی‌الله سیف] پیش‌نیاز اصلاحات اقتصادی
۵ ساعت قبل / سایت اطلاعات آنلاین

[ولی‌الله سیف] پیش‌نیاز اصلاحات اقتصادی

بدون ثبات و پیش‌بینی‌پذیری در بازار، هرگز اصلاحات اقتصادی به نتیجه نمی‌رسد.

 انتقاد قائم پناه از طولانی شدن روند اجرای برخی احکام قانونی
۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

انتقاد قائم پناه از طولانی شدن روند اجرای برخی احکام قانونی

معاون اجرایی رئیس‌جمهور با انتقاد از طولانی شدن روند اجرای قانون در حوزه بودجه‌ریزی عملیاتی و پرداخت مبتنی بر عملکرد گفت: اگر دانش، سازوکار و اراده لازم برای اجرای قانون را داشته باشیم، نباید اجرای یک قانون ۲۵ سال طول بکشد. باید با اصلاح آیین‌نامه‌ها و نظام پرداخت، اجرای این قانون را از حالت کلی و غیرشفاف خارج و به یک نظام مشخص، قابل اندازه‌گیری و مبتنی بر عملکرد تبدیل کنیم.

 مهدی طارمی در تیم فرهاد مجیدی
۳ ساعت قبل / روزنامه هفت صبح

مهدی طارمی در تیم فرهاد مجیدی

مهدی طارمی دیگر جایی در فوتبال اروپا ندارد و گویا تنها چاره اش حضور در لیگ امارات است!

 تنگه هرمز دوباره به نقطه جوش می‌رسد؟ | آخرین خبر
۵ ساعت قبل / سایت آخرین خبر

تنگه هرمز دوباره به نقطه جوش می‌رسد؟ | آخرین خبر

اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست کشورهای خلیج فارس تصور می‌کنند ایران در نهایت در برابر افزایش فشار اقتصادی، پاسخ نظامی خواهد داد و در هر صورت درگیری دوباره به نقطه جوش خواهد رسید. به نظر می‌رسد دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بر فشا

 رونمایی از نقش نیکلاس کیج در فیلم آخرالزمانی هسته‌ای
۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

رونمایی از نقش نیکلاس کیج در فیلم آخرالزمانی هسته‌ای

نیکلاس کیج در فیلم اکشن‌تریلر «پریش» در نقش یکی از آخرین بازماندگان یک آخرالزمان هسته‌ای ظاهر می‌شود؛ مردی که پس از سه دهه زندگی در انزوا، با ورود زنی به همراه نوزادش به پناهگاه او، ناخواسته درگیر نبردی مرگبار با گروهی از آدم‌خوارهای خشن می‌شود.