
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، وفات حضرت سکینه(س)، فرصتی برای بازخوانی زندگی بانویی است که بخش مهمی از عمر خود را در سایه سنگین واقعه کربلا گذراند؛ دختری از خاندان پیامبر(ص) که کودکی و جوانیاش با یکی از بزرگترین حوادث تاریخ اسلام گره خورد و پس از عاشورا، خاطره کربلا را در میان جامعه مسلمانان زنده نگه داشت.
البته درباره تاریخ دقیق ولادت و وفات حضرت سکینه(س)، محل دفن ایشان و پارهای از جزئیات زندگی آن حضرت، در منابع تاریخی اختلافهایی وجود دارد و نمیتوان همه گزارشهای متأخر را با یک درجه از اعتبار نقل کرد. همین نکته ضرورت بازخوانی مستند و تاریخی زندگی ایشان را دوچندان میکند. خاندان امام حسین(ع) در کربلا شاهد فروپاشی نظمی اخلاقی و سیاسی بودند که در آن، فرزند پیامبر(ص) و یارانش به شهادت رسیدند و زنان و کودکان خاندان ایشان به اسارت رفتند.
حضرت سکینه(س) در چنین شرایطی حضور داشت. بنابراین، وقتی از ایشان سخن میگوییم، نباید صرفاً با شخصیتی عاطفی و سوگوار مواجه شویم؛ بلکه با یکی از اعضای خاندان امام حسین(ع) روبهرو هستیم که تجربه مستقیم و نزدیک از عاشورا داشت.
اهمیت این موضوع در فهم تاریخ عاشورا بسیار زیاد است. بخش مهمی از آنچه امروز از کربلا میدانیم، فقط از میدان نبرد به دست نیامده است. روایت کربلا پس از شهادت امام حسین(ع) و یارانش، بهوسیله بازماندگان آن کاروان نیز منتقل شد؛ زنانی که خود شاهد حادثه بودند و پس از عاشورا در کوفه و شام با جامعهای مواجه شدند که باید حقیقت آنچه را که رخ داده بود، میشنید.
یکی از خطاهای رایج در نگاه به عاشورا، محدودکردن این واقعه به روز دهم محرم است، در حالیکه کربلا با شهادت امام حسین(ع) پایان نیافت. پس از عاشورا، مرحله دیگری آغاز شد؛ مرحلهای که میتوان آن را نبرد روایتها نامید. حاکمیت اموی میتوانست تلاش کند حادثه کربلا را به شکلی که خود میخواهد، به جامعه معرفی کند؛ اما کاروان اسیران این امکان را از بین برد. سخنان حضرت زینب(س)، امام سجاد(ع) و دیگر بازماندگان، روایت رسمی قدرت را به چالش کشید.
در این میان، حضرت سکینه(س) نیز در مقام یکی از بازماندگان خاندان امام حسین(ع)، بخشی از حافظه انسانی عاشورا بود. اهمیت چنین شخصیتهایی در این است که عاشورا را از حادثهای نظامی به حقیقتی تاریخی و اخلاقی …












