
خبرآنلاین ـ تحولات سالهای اخیر در خلیج فارس نشان داده است که دیگر نمیتوان معادلات منطقه را بدون شناخت الگوهای فکری و محاسبات راهبردی کشورهای حاشیه جنوبی این پهنه آبی تحلیل کرد. کشورهایی که با وجود برخورداری از اشتراکات تاریخی و فرهنگی، در تعریف منافع ملی، شیوه موازنهسازی و نحوه مواجهه با بحرانهای منطقهای مسیرهای متفاوتی را برگزیدهاند. در همین چارچوب، محمد مسجدجامعی در نشستی با عنوان «کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس چگونه میاندیشند؟» به بررسی نگاه این کشورها به موضوعاتی چون ایران، اسرائیل، رقابتهای ژئوپلیتیکی و روندهای توسعهمحور پرداخته است.
در ادامه بخشی از اظهارات محمد مسجدجامعی در این نشست را میخوانید؛ سیر تحول از خرید امنیت تا بازیگری بینالمللی و توسعهمداری
۶- باز هم به اصل بحث باز میگردم. مرحله دوم چنانکه گفتم مرحله رفاه است.
مرحله سوم: که بعداً آن را بیشتر توضیح خواهم داد، مرحله ایفای نقش است؛ به این معنا که از دهه ۱۹۹۰ به بعد، بهویژه پس از شکست نخست صدام در جنگ آمریکا و عراق، این تصور در میان شیخنشینها شکل گرفت که از ظرفیت لازم برای ایفای نقش، برخوردار هستند. نقشی که ابتدا در سطح منطقهای تعریف میشد و سپس به سطوح فرامنطقهای و حتی بینالمللی نیز گسترش یافت. آغازگر این رویکرد، بهویژه قطریها بودند.
چنین وضعیتی در مرحله دوم سابقه نداشت. در آن مرحله که مرحله رفاه بود، این کشورها آمادگی داشتند برای تأمین امنیت داخلی و خارجی خود هزینه لازم را بپردازند؛ خواه این هزینه به قدرتهای بزرگ پرداخت شود و خواه حتی به گروههایی که ممکن بود در صورت بیتوجهی بدانها، برای آنها ناامنی ایجاد کنند. در آن مقطع، تصور غالب این بود که با پول میتوان همه چیز، از جمله امنیت، را بخرند. اما در مرحله سوم، این وضعیت تغییر کرد و بهویژه با ابتکار قطر، این برداشت شکل گرفت که دیگر صرفاً در موقعیت خرید امنیت نیستند، بلکه میتوانند در معادلات منطقهای و فراتر از آن ایفای نقش کنند.
۷- مرحله چهارم: که کموبیش در دهه اخیر برجسته شده، مرحله توسعهمداری است. در این مرحله، این کشورها خود را وارد دوره جدیدی از حیات تاریخیشان میدانند و در پی آن هستند که منابع اقتصادی خود را متنوع سازند؛ بهویژه …













