
امیرمهدی نادری: نهم مرداد ۱۲۸۸ خورشیدی (۱۳ رجب ۱۳۲۷ قمری)، در میدان توپخانه تهران، پیکر مردی هفتادساله با محاسن سفید بر چوبه دار تاب خورد؛ مردی که تا چند سال پیش «اعلم علمای تهران» خوانده میشد و بسیاری او را در صف نخست پیشوایان نهضت عدالتخواهی میشناختند. اعدام حاج شیخ فضلالله نوری بیش از یک سده است که در تاریخنگاری ایران به دو روایت متضاد تقسیم شده: از یکسو «شهید مظلوم مشروعه» و از سوی دیگر «همدست استبداد».
بازخوانی پرونده او، اگر از هالهسازی و نفرین هر دو پرهیز کند، به یک درس ماندگار میرسد: هم فقیهی که خود را از مطالبات عمومی عدالت جدا بداند به بنبست میرسد، و هم عدالتخواهیای که ابزارش دادگاهِ سیاسی و طنابِ شتابزده باشد، خود به بیعدالتی بدل میشود. این گزارش، با تکیه بر اسناد محاکمه، روایت شاهدان عینی و پژوهشهای تاریخنگارانه، هم مواضع شیخ را به نقد میکشد و هم ساختار دادگاهی را که او را محاکمه کرد.
چگونه فقیه شد؟
شیخ فضلالله نوری در دوم ذیحجه ۱۲۵۹ قمری برابر سوم دیماه ۱۲۲۲ در روستای لاشک از توابع کجور مازندران زاده شد. پدرش ملاعباس کجوری از روحانیان مورد اعتماد منطقه نور بود. جد مادریاش میرزا محمدتقی نوری از مجتهدان عهد فتحعلیشاه، و دایی و پدرزنش محدث نوری — مشاور خاص میرزای شیرازی و استاد شیخ آقابزرگ تهرانی — بود.
پس از تحصیل در بلده و تهران، راهی نجف شد و از محضر شیخ راضی، میرزا حبیبالله رشتی، شیخ مهدی آلکاشفالغطاء و میرزای شیرازی بهره برد. چنان به میرزای شیرازی دل بسته بود که وقتی استاد به سامرا رفت، او نیز راهی سامرا شد. در محرم ۱۳۰۳ قمری به فرمان میرزای شیرازی به تهران بازگشت و نزدیک به دو دهه مرجعیت پایتخت را در دست داشت. احتشامالسلطنه مینویسد: «ترافع دعاوی عموم به محضرش ارجاع میشد و مجلس درسش ممتاز بود.» میرزای شیرازی مراجعان ایرانی را به او ارجاع میداد: «مگر حاج شیخ فضلالله در تهران نیست که به من مراجعه میکنید؟»
حتی سرسختترین مخالفانش مقام علمی او را انکار نکردهاند. کسروی او را «مجتهدی مشهور و باشکوه» خوانده و مهدی ملکزاده — که دشمن سرسخت او بود — مینویسد پایه اجتهادیاش از طباطبایی و بهبهانی برتر بود. شیخ عبدالکریم حائری یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم، از شاگردان …












