
خبرآنلاین - رسول صَفرآهنگ- حمله هوایی اسرائیل به پایگاه ابوالظهور در استان ادلب سوریه، در ظاهر یک عملیات محدود علیه یک تأسیسات نظامی است اما در سطح راهبردی، این حمله را باید بخشی از تحول بزرگتری دانست که در حال شکلگیری در شمال شام است. اهمیت حادثه نه فقط در تعداد حملات یا میزان خسارت واردشده به پایگاه، بلکه در این واقعیت نهفته است که اسرائیل این بار مستقیماً به یک تأسیسات متعلق به ساختار نظامی سوریه حمله کرده و همزمان هدف خود را جلوگیری از افزایش حضور نظامی ترکیه در این منطقه اعلام کرده است. در مقابل، ترکیه نیز این استدلال را رد کرده و دمشق نیز اعلام کرده است که اساساً برنامهای برای ایجاد یک پایگاه نظامی دائمی ترکیه در ابوالظهور وجود نداشته است. در همین حال، واشنگتن که در سالهای اخیر تلاش کرده میان اسرائیل، ترکیه و حکومت جدید سوریه نوعی ترتیبات امنیتی ایجاد کند، این حمله را «تشدید غیرضروری» خوانده است.
این مجموعه واکنشها نشان میدهد که حادثه ابوالظهور را نمیتوان صرفاً در چارچوب منازعه اسرائیل و سوریه تحلیل کرد. بازیگران اصلی این بحران اکنون سه کشور اسرائیل، ترکیه و سوریه هستند و آمریکا نیز به عنوان بازیگر مداخلهگر و میانجی در مرکز معادله قرار گرفته است. بنابراین، آنچه در شمال سوریه در حال شکلگیری است، بیش از آنکه یک رویارویی دوجانبه باشد، نوعی رقابت چندلایه بر سر شکل دادن به نظم امنیتی پس از سقوط حکومت بشار اسد است. برای درک اهمیت این تحول، باید از یک فرض ساده آغاز کرد. سوریه پس از اسد دیگر صرفاً یک کشور درگیر جنگ داخلی نیست بلکه سوریه به میدان بازتعریف توازن قدرت در خاورمیانه تبدیل شده است.
از یک سو، حکومت جدید دمشق تلاش میکند حاکمیت سرزمینی خود را بازسازی کند و ارتش و نهادهای امنیتی کشور را دوباره سازمان دهد. از سوی دیگر، ترکیه میخواهد در ساختار امنیتی و نظامی سوریه نقشی تعیینکننده داشته باشد و از شکلگیری تهدیدهایی در امتداد مرز جنوبی خود جلوگیری کند. اسرائیل نیز تلاش میکند اطمینان پیدا کند که تحول سیاسی در دمشق به ایجاد یک تهدید نظامی جدید در مرزهای شمالی آن منجر نخواهد شد.
در چنین شرایطی، ابوالظهور به دلیل موقعیت جغرافیایی خود اهمیت پیدا میکند. این پایگاه که در استان ادلب و در فاصلهای نه چندان دور از مناطق تحت …





