
فاطمه مطیری، دانش آموخته کارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه دانشگاه شهید بهشتی در یادداشتی نوشت: درگیری نظامی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی در اسفند1۴۰۴تاکنون، یکی از مهمترین بحرانهای امنیتی سالهای اخیر خاورمیانه را رقم زد؛ بحرانی که از میدان نظامی فراتر رفت و به عرصهای برای سنجش قدرت سیاسی، دیپلماتیک و رسانهای بازیگران تبدیل شد. در روزهای نخست، تمرکز رسانهها بر ابعاد عملیاتی جنگ، توان موشکی، نقش آمریکا و احتمال گسترش درگیری بود؛ اما به تدریج، پرسش اصلی تغییر کرد: این جنگ چه اثری بر محاسبات امنیتی بازیگران گذاشته و هر طرف چگونه تلاش میکند روایت مطلوب خود از پیروزی، بازدارندگی و آینده منطقه را تثبیت کند؟
بررسی رسانههای عربی، عبری، غربی و ایرانی نشان میدهد که یک رخداد واحد، چهار روایت متفاوت ساخته است؛ روایتهایی که نشان میدهند پس از موشکها، نبرد اصلی بر سر معنا، ادراک و آینده خاورمیانه آغاز شده است. رسانههای عبری؛ میان نمایش توان عملیاتی تا پرسش درباره نتیجه سیاسی جنگ
در رسانههای عبری، مرحله نخست جنگ با تمرکز گسترده بر توان اطلاعاتی، عملیاتی و نظامی تلآویو همراه بود. روایت اولیه این رسانهها عمدتاً بر نمایش برتری اطلاعاتی، دقت عملیاتها، نقش حمایت آمریکا و میزان آسیب واردشده به ظرفیتهای راهبردی ایران استوار بود. در این چارچوب، جنگ به عنوان فرصتی برای اثبات توانایی ساختار امنیتی اسرائیل در شناسایی، هدفگیری و ضربه زدن به یک رقیب راهبردی بازنمایی شد.یکی از مهمترین محورهای بحث در رسانههای عبری، تفاوت میان «پیروزی عملیاتی» و «نتیجه راهبردی» بود.
"جروزالم پست" جنگ را در چارچوب گفتمان امنیتی سنتی اسرائیل تحلیل کرد. در این روایت، هدف اصلی حفظ فشار بر ایران، جلوگیری از بازسازی ظرفیتهای راهبردی تهران و تبدیل دستاوردهای میدانی به سرمایهای سیاسی برای بازتعریف معادله بازدارندگی بود. از این منظر، ارزش عملیات نه فقط در میزان خسارت واردشده، بلکه در تأثیر آن بر محاسبات آینده ایران و توان تلآویو برای مدیریت تهدیدهای پیشرو تعریف میشد.
در مقابل، "هاآرتص" رویکردی انتقادیتر اتخاذ کرد و میان موفقیت نظامی و دستیابی به اهداف سیاسی فاصله …













