
شهید علی لاریجانی در بخشی از این دستنوشتهها یادآور شده: امروز عصر مجلس به تمام وزرا رأی اعتماد داد. نوع دفاع پزشکیان، عملاً جریان تندرو را خلع سلاح کرد، چون او صراحتاً گفت با رهبری هماهنگ کردم. پزشکیان روشن و شفاف سخن گفت. مثلاً در مورد وزیر ارشاد گفت هر چه گفتیم قبول نکرد، خدمت رهبری عرض کردم و رهبری تلفن کرد و گفت بگویید قبول کند. به گزارش اکوایران؛ بخش چهارم دستنوشتههای شهید علی لاریجانی در سفر اربعین سال ۱۴۰۳ هجری شمسی، ۱۴۴۶ هجری قمری منتشر شد.
در متن این دستنوشتهها آمده:
تا حدود عمود ۱۱۰ رفتیم. سروصدای عدهای درآمد که تند میرویم. اینجا فرزند مرحوم آیتالله سید صادق روحانی، موکبی مرتب دارد و پذیرایی میکند. جایی هم برای ما تدارک کرده بود. شام را خدمت ایشان خوردیم. اصرار داشت استراحت کنیم. گفتم تا صبح ۴ ساعت وقت داریم و جلو میرویم. برخی علمای نجفی هم در این موکب حضور داشتند. چند عکس هم گرفتند. تجدید وضو کردم و به مسیر خود ادامه دادم. برخی از همراهان با اتومبیل رفتند، چون خسته بودند، ولی من پیاده تا عمود ۳۰۰ رفتم. از آنجا به محل استقرار سید حیدر برگشتیم. نماز صبح را در مزار شهید حکیم خواندیم. بعد به اتاق استراحت رفتیم. ساعت ۱۰ همه بیدار شدند، برخی با سختی، صبحانه صرف شد. زیارت عاشورا را آقا مرتضی خواندند و حدیث کساء را آقا محمدرضا. نماز ظهر و عصر را خواندیم و حدود ساعت ۳ ناهار خوردیم و ساعت ۶ حرکت کردیم.
قرار گذاشتیم ( بدون توقف ) تا عمود ۶۰۰ برویم که بتوانیم (امشب ) به مجید بنیفاطمه و پویانفر سر بزنیم. آنها در عمود ۷۶۲و ۷۸۰ بودند. ۱۷۰ عمود را یکسره رفتیم، البته در جایی نماز مغرب و عشاء را خواندیم. مقر حشدالشعبی بود. صاحب آن مقر، پیرمردی بود که روی ویلچر، با چشمان گریان آمد. بعد از نماز گفت باید سفره بیندازیم. هر چه گفتیم ما الان میل نداریم، نپذیرفتند. قرار بود چای بخوریم و برویم، این پیرمرد گفت ممکن نیست، باید غذا بخورید. خلاصه نیم ساعتی ماندیم. همراهان غذا تناول کردند و عکس گرفتند و به راه افتادیم.
سیمای پیرمرد و اصرار او بر اینکه ممکن نیست از اینجا بروید، در ذهن من بود. مرتب میگریست و میگفت نزد امام رضا علیهالسلام سلام من را برسانید. این وضع …












