
با وجود ادامه اختلال در تردد نفتکشها در تنگه هرمز و ریسکهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، قیمت نفت برخلاف انتظارها از محدوده ۱۰۰ دلار عبور نکرده است. پاسخ این اتفاق را باید تا حد زیادی در سمت تقاضا، و مشخصاً در چین جستوجو کرد. چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است و طی سالهای گذشته تلاش کرده وابستگی خود به واردات نفت را در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی کاهش دهد. افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی پس از جنگ اوکراین، تشدید تحریمها و نااطمینانیهای خاورمیانه، پکن را به سمت تقویت امنیت انرژی سوق داد. چین خرید نفت از منابع تحریمی، از جمله ایران و روسیه، را افزایش داد و همزمان ذخایر استراتژیک خود را به میزان قابلتوجهی گسترش داد. برآوردهای EIA نشان میدهد ذخایر استراتژیک چین تا سهماهه اول ۲۰۲۶ به حدود ۱.۵۴ میلیارد بشکه رسیده است.
به همین دلیل، وقتی بحران هرمز آغاز شد، چین الزاماً مجبور نبود برای تأمین نفت خود وارد بازار شود و هر قیمتی را بپردازد. برعکس، واردات نفت خام این کشور در سهماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۳۲ درصد نسبت به سهماهه قبل کاهش یافت و در ماههای مه و ژوئن به زیر ۸ میلیون بشکه در روز رسید؛ پایینترین سطح از سال ۲۰۱۶.
در کنار ذخایر، یک تغییر ساختاری دیگر هم در حال رخ دادن است: برقیشدن حملونقل چین. رشد سریع خودروهای برقی و کاهش مصرف سوختهای فسیلی، بخشی از تقاضای نفت را از بین برده است. همزمان، پالایشگاههای چینی نیز نرخ فعالیت خود را کاهش دادهاند؛ در ژوئیه، پالایش نفت چین ۱۵.۸ درصد پایینتر از مدت مشابه سال قبل بود.
بنابراین مسئله فقط این نیست که «تنگه هرمز بسته شده، اما نفت گران نشده». مسئله این است که در سمت دیگر بازار، یکی از بزرگترین مصرفکنندگان نفت جهان توانسته با ذخایر عظیم، کاهش واردات، کاهش فعالیت پالایشگاهها و گذار سریع به خودروهای برقی، بخش قابلتوجهی از شوک عرضه را جذب کند.
به همین دلیل، اثر بحران ژئوپلیتیکی بر قیمت نفت بسیار کمتر از چیزی بوده که صرفاً با نگاه کردن به سمت عرضه انتظار میرفت؛ و چین در این میان، عملاً به یکی از مهمترین ضربهگیرهای بازار جهانی نفت تبدیل شده است.
…





