قیمت طلا امروز




 سایت اکوایران / ۱ ساعت قبل

فروپاشی اقتصادی چیست و چه شرایطی آن را می‌سازد؟

اکوایران: این روزها کم نمی‌شنویم که اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد. این جمله در گفت‌وگوهای روزمره، در تحلیل‌های کارشناسی و گاهی حتی در اظهارنظرهای رسمی تکرار می‌شود، اما پیش از قضاوت درباره درست یا نادرست بودنش باید دید فروپاشی اقتصادی در ادبیات اقتصادی دقیقا به چه معناست و چه شرایطی باید کنار هم جمع شوند تا بشود این برچسب را روی یک اقتصاد گذاشت.
 فروپاشی اقتصادی چیست و چه شرایطی آن را می‌سازد؟

اکوایران: این روزها کم نمی‌شنویم که اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد. این جمله در گفت‌وگوهای روزمره، در تحلیل‌های کارشناسی و گاهی حتی در اظهارنظرهای رسمی تکرار می‌شود، اما پیش از قضاوت درباره درست یا نادرست بودنش باید دید فروپاشی اقتصادی در ادبیات اقتصادی دقیقا به چه معناست و چه شرایطی باید کنار هم جمع شوند تا بشود این برچسب را روی یک اقتصاد گذاشت. به گزارش اکوایران، فروپاشی اقتصادی یک‌شبه شکل نمی‌گیرد. آنچه در ادبیات اقتصادی به عنوان اقتصادی «در آستانه فروپاشی» شناخته می‌شود، معمولا ترکیبی از چند مشخصه است که با هم و در یک بازه زمانی رخ می‌دهند، نه یکی‌یکی و پراکنده. فروپاشی اقتصادی به اختلالی شدید، فراگیر و پایدار در کارکردهای پایه اقتصاد یک کشور گفته می‌شود، جایی که نهادهای مالی، بازارها و زنجیره‌های تولید و توزیع عملا از کار می‌افتند. این پدیده فقط یک رکود عمیق نیست. در فروپاشی اقتصادی، اعتماد عمومی به پول ملی و نهادهای حاکمیتی از بین می‌رود و دسترسی به کالاهای اساسی هم به‌شدت دشوار می‌شود. چرا فروپاشی اقتصادی رخ می‌دهد؟

نخستین مشخصه، رشد اقتصادی منفی و عمیق است. تولید ناخالص داخلی برای چند دوره متوالی افت چشمگیری را تجربه می‌کند. دومی ابرتورم است، جایی که پول ملی با سرعتی سرسام‌آور ارزش خود را از دست می‌دهد و قیمت‌ها روزانه یا حتی ساعت به ساعت تغییر می‌کنند. سومی بحران فراگیر بانکی است که در آن بانک‌ها یا کاملا ورشکسته می‌شوند یا با قفل شدن نقدینگی مواجه می‌شوند و قادر به بازپرداخت سپرده مردم نیستند.

سقوط ارزش پول ملی هم شاخص دیگری است، وقتی نرخ برابری ارز در کمتر از یک سال بیش از پنجاه درصد سقوط می‌کند و شکاف عمیقی میان نرخ رسمی و بازار آزاد شکل می‌گیرد. آخرین مشخصه از کار افتادن بازارهاست، جایی که بازار سهام و اوراق و کالا دیگر توانایی تخصیص منابع را ندارند.

مهم‌ترین عامل داخلی، سیاست‌گذاری پولی و مالی نادرست است. چاپ پول بدون پشتوانه برای پوشش کسری بودجه مزمن دولت، مسیر اصلی رسیدن به ابرتورم است و در یک چرخه معیوب عمل می‌کند: چاپ پول، افزایش تقاضا بدون افزایش عرضه، تورم، افت قدرت خرید و رکود، و در نهایت نیاز به چاپ پول بیشتر.

فساد سیستماتیک و ناکارآمدی نهادی هم در همین ردیف قرار می‌گیرد. وقتی رانت‌خواری گسترده باشد، منابع ملی به جای سرمایه‌گذاری در تولید و زیرساخت، به سمت فعالیت‌های غیرمولد می‌رود. ساختار اقتصادی شکننده، یعنی اقتصادهایی که به شدت به صادرات یک یا چند ماده خام وابسته‌اند، عامل دیگری است، چون با یک شوک در بازار همان کالا، کل درآمد ارزی کشور دچار اختلال می‌شود. تحریم‌های اقتصادی گسترده و شوک‌های جهانی مثل بحران مالی ۲۰۰۸ یا همه‌گیری کرونا هم می‌توانند ضعف‌های ساختاری یک اقتصاد را آشکار کرده و آن را به سمت بحران سوق دهند. از دهه نود میلادی تا امروز، نزدیک به هفتاد فروپاشی

از دهه ۱۹۹۰ میلادی تاکنون، جهان نزدیک به هفتاد مورد فروپاشی اقتصادی را به خود دیده است. با این حال، برخلاف مفاهیمی مثل رکود یا انقباض اقتصادی که تعریف نسبتا مشخصی دارند، برای فروپاشی اقتصادی هیچ تعریف واحد و مورد توافقی وجود ندارد. این اصطلاح بیشتر واژه‌ای تحلیلی است که اقتصاددانان و مقامات دولتی به کار می‌برند. جالب اینجاست که گاهی ماه‌ها یا حتی سال‌ها پس از وقوع واقعی بحران به آن اطلاق می‌شود. دولت‌ها هم در دوره‌های وحشت بازار و هنگام تدوین بسته‌های محرک بزرگ، از همین مفهوم برای توجیه مداخلات سنگین در اقتصاد استفاده می‌کنند.

گاهی اوقات ممکن است فروپاشی اقتصادی را با بحران اقتصادی اشتباه گرفته شود. فروپاشی اقتصادی با بحران اقتصادی تفاوت اساسی دارد. بحران به وضعیتی گفته می‌شود که در آن نهادهای مالی و اقتصادی زیر فشار سنگینی قرار می‌گیرند، اما همچنان امکان مهار آن با اقدامات سیاست‌گذاری وجود دارد، مثل بحران بانکی یا سقوط موقت بازار سهام که با مداخله بانک مرکزی یا دولت قابل کنترل است. فروپاشی اما به نقطه‌ای می‌رسد که این کنترل عملا از دست می‌رود. در فروپاشی، اختلال دیگر موقتی یا بخشی نیست بلکه فراگیر و پایدار می‌شود. به بیان ساده، بحران دوره‌ای از فشار شدید اما قابل عبور است، در حالی که فروپاشی پیامدی است که به سختی می‌توان از آن بازگشت و عواقبش برای سال‌ها روی اقتصاد و جامعه باقی می‌ماند. تجارب تاریخی فروپاشی اقتصادی

تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهند این تعریف انتزاعی نیست و در قالب اعداد مشخص خودش را نشان داده است. یوگسلاوی سابق میان سال‌های ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۳، طی شانزده سال، یکی از ویرانگرترین فروپاشی‌های تاریخ را تجربه کرد. نرخ تورم ماهانه به رقم باورنکردنی ۳۱۳ میلیون درصد رسید و تولید ناخالص داخلی کشور ۴۵ درصد افت کرد. مردم به مبادله کالا به کالا روی آوردند و در نهایت دولت با کنار گذاشتن پول ملی و جایگزینی آن با مارک آلمان، توانست ثبات نسبی را بازگرداند. زیمبابوه هم تا سال ۲۰۱۸ و به مدت نوزده سال با فروپاشی دست و پنجه نرم کرد، جایی که نرخ تورم روزانه به حدود ۹۸ درصد رسید و تولید ناخالص داخلی بیش از ۴۸ درصد کاهش یافت. ترکیبی از خشکسالی‌های پیاپی، کاهش تولید ناخالص داخلی، بدهی‌های خارجی، جنگ‌های منطقه‌ای و چاپ بی‌رویه پول، اقتصاد این کشور را به مرز فروپاشی کشاند. پیامد این بحران، مهاجرت‌ میلیونی شهروندان و فروپاشی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی بود.

مجارستان میان اوت ۱۹۴۵ تا ژوئیه ۱۹۴۶ بدترین ابرتورم ثبت‌شده تاریخ را با نرخ روزانه‌ای حدود ۲۰۷ درصد پشت سر گذاشت. نمونه امارات هم قابل تأمل است. در اوایل دهه هشتاد میلادی، با سقوط قیمت جهانی نفت، بخش بانکی این کشور تولید ناخالص داخلی معادل بیش از ۵۴ درصد افت را تجربه کرد، اما چون سیاست‌گذاران با اقدامات هدفمند وارد عمل شدند، اقتصاد به‌طور کامل فرو نپاشید.

ونزوئلا هم یکی از تازه‌ترین و بزرگ‌ترین نمونه‌های سقوط استانداردهای زندگی در جهان است. استانداردهای زندگی در این کشور نفت‌خیز بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳ حدود هفتاد و چهار درصد کاهش یافت، رقمی که این کشور را در جایگاه پنجم بزرگ‌ترین سقوط استاندارد زندگی در تاریخ اقتصاد مدرن قرار می‌دهد، آن هم در دورانی که کشور درگیر جنگ یا انقلاب نبود. بالاخره فروپاشی اقتصادی چیست؟

آنچه از کنار هم گذاشتن این تعریف‌ها و اعداد به دست می‌آید این است که فروپاشی اقتصادی صرفا یک احساس نگرانی جمعی نیست. ترکیبی است از رشد منفی عمیق، تورمی که از کنترل خارج شده، بانک‌هایی که دیگر قادر به بازپرداخت سپرده نیستند، پولی که ارزش خود را به سرعت از دست می‌دهد و بازارهایی که کارکرد عادی خود را متوقف کرده‌اند، آن هم نه برای یک ماه بلکه برای دوره‌ای طولانی. این فرایند یک رویداد ناگهانی نیست، بلکه نقطه اوجِ یک فرسایش تدریجی است که ریشه در سیاست‌گذاری غلط و بی‌توجهی به هشدارهای پیاپی اقتصاد دارد.

پیامدهای فروپاشی اقتصادی از مرز اعداد و نمودار فراتر می‌رود. در بعد اجتماعی، پس‌انداز خانوارها در عرض چند ماه بی‌ارزش می‌شود و تامین نان، دارو و مسکن به دغدغه روزانه تبدیل می‌شود، وضعیتی که زمینه‌ساز سوءتغذیه، مهاجرت گسترده نیروی کار متخصص و افت اعتماد اجتماعی است. در بعد سیاسی، مشروعیت دولت رو به کاهش می‌گذارد و اعتراض خیابانی محتمل‌تر می‌شود. در بعد اقتصادی هم سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی متوقف می‌شود و زیرساخت‌هایی مثل نیروگاه و جاده به دلیل نبود بودجه نگهداری رو به فرسایش می‌روند، به‌طوری که بازسازی کامل اقتصاد پس از چنین بحرانی معمولا چند دهه طول می‌کشد. با این حال، مسیر بازگشت بی‌راه نیست: انضباط پولی و استقلال بانک مرکزی، کاهش وابستگی به یک منبع درآمدی، شفافیت مالی و تقویت شبکه‌های حمایت اجتماعی از جمله اقداماتی هستند که در ادبیات اقتصادی به عنوان راه پیشگیری از این مسیر معرفی می‌شوند. 

 



۵۳ دقیقه قبل / سایت اندیشه معاصر

شوک جنگ رمضان به بازارهای آمریکا / سرمایه ها به سمت دلار و دارایی های امن حرکت کردند / سرنوشت بورس، طلا و نفت چه می شود؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛در ماه‌های اخیر تحولات ژئوپلیتیک ناشی از جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا را در معرض یکی از جدی‌ترین آزمون‌های پس از همه‌گیری کرونا قرار داده است. آنچه این جنگ را از منظر اقتصادی متمایز می‌کند، ماهیت دوگانه پیامدهای آن است؛ از یک‌سو، شوک قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت فشار تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی نداشته و از سوی دیگر، اثرات آن بر بازار بدهی و نرخ بهره، تهدیدی پایدار و جدی‌تر برای آینده اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. تولید و رشد اقتصادی؛ تاب‌آوری نسبی در برابر شوک عرضه

برخلاف انتظار اولیه مبنی بر کاهش شدید تولید، داده‌های اقتصادی آمریکا در سه‌ماهه ابتدایی جنگ، تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. رشد تولید ناخالص داخلی در بهار ۱۴۰۵ (فصل دوم میلادی) معادل ۲.۱ درصد (نرخ سالانه) به ثبت رسید که هرچند نسبت به پیش‌بینی ۳ درصدی پیش از جنگ و انتظار ۲.۳ درصدی بازارها ضعیف‌تر بود اما همچنان به میانگین تاریخی بلندمدت اقتصاد آمریکا نزدیک است و نشان‌دهنده وضعیت رکودی نیست.

شاخص تولیدات صنعتی نیز با وجود افت ۰.۳ درصدی در ماه مارس، در آوریل با رشد ۰.۹ درصدی جبران شد و در ماه مه به روند روبه‌رشد پیش از جنگ بازگشت؛ به ‌طوری ‌که در مجموع نسبت به ماه مه سال گذشته رشد ۱.۷ درصدی را ثبت کرد. با این ‌حال پیش‌بینی فدرال رزرو آتلانتا از رشد تابستان، به ۱.۲ درصد کاهش پیدا که نشان از تضعیف تدریجی رشد اقتصادی دارد.

در بازار کار نیز نشانه‌های متناقضی مشاهده می‌شود. نظرسنجی خانوارها از ابتدای جنگ، کاهش ۶۴۸ هزار نفری تعداد شاغلان را نشان می‌دهد، در حالی ‌که داده‌های بنگاه‌ها از افزایش ۵۴۸ هزار نفری اشتغال بخش غیرکشاورزی حکایت دارد. این اختلاف قابل‌ توجه، تا حدی ناشی از بازنگری‌های بعدی در داده‌های بنگاه‌هاست که در دوره‌های مشابه معمولا با کاهش همراه بوده است.

در تازه‌ترین داده منتشرشده در ماه ژوئن، نظرسنجی خانوار کاهش شدید ۵۰۷ هزار نفری را ثبت کرده و داده‌های کارفرمایان نیز افزایش تنها ۵۷ هزار شغل جدید را نشان می‌دهد که بسیار ضعیف‌تر از پیش‌بینی ۱۱۰ هزارتایی بازارها است. تورم؛ اصلی‌ترین کانال انتقال شوک

انسداد تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت و فراورده‌های نفتی، تاثیر عمیق و فوری خود را بر سطح عمومی قیمت‌ها در آمریکا بر جای گذاشته است. نرخ تورم سالانه مصرف‌کننده از ۲.۴ درصد پیش از جنگ، در ماه مه به ۴.۲ درصد رسید که بالاترین سطح از بهار ۲۰۲۳ تاکنون محسوب می‌شود. شاخص مخارج مصرفی شخصی (PCE) که معیار ترجیحی فدرال رزرو محسوب می‌شود، از ۲.۹ درصد به ۴.۱ درصد افزایش پیدا کرد. در بخش تولیدکننده نیز وضعیت هشداردهنده‌تر است؛ تورم سالانه تولیدکننده از ۳.۹ درصد پیش از جنگ به ۶.۵ درصد در ماه مه جهش کرد که از زمان جنگ روسیه و اوکراین بی‌سابقه بوده است.

با این‌ حال نشانه‌هایی از تعدیل موقت در ماه ژوئن مشاهده شد. به ‌دنبال امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ و بازگشایی نسبی تنگه هرمز، قیمت نفت کاهشی شده و تورم ماهیانه مصرف‌کننده منفی شد و نرخ سالانه به ۳.۵ درصد کاهش پیدا کرد. تورم تولیدکننده نیز با کاهش به ۵.۵ درصد رسید. اما همچنان این سطوح بالاتر از ارقام پیش از جنگ است و آنچه نگران‌کننده‌تر به ‌نظر می‌رسد، افزایش تورم هسته (بدون احتساب غذا و انرژی) است که بر اساس شاخص قیمت مصرف‌کننده از ۲.۵ درصد در فوریه به ۲.۹ درصد در مه رسیده و روند نزولی پیش از جنگ را متوقف کرده است. انتظارات تورمی یک‌ساله دانشگاه میشیگان نیز از ۳.۴ درصد در فوریه به ۴.۸ درصد در مه افزایش پیدا کرد که شدیدترین جهش از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا با چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. فروش اوراق توسط خارجی‌ها؛ فشار مضاعف بر بازار بدهی

یکی از ابعاد مهم بحران کنونی، فشار خارجی بر بازار بدهی آمریکاست. کشورهای واردکننده نفت که به ‌دلیل انسداد تنگه هرمز با افزایش هزینه‌های واردات انرژی و فشار بر تراز تجاری مواجه شده‌اند، برای تامین منابع ارزی و حمایت از پول ملی خود، ناچار به فروش اوراق بدهی دولتی آمریکا شده‌اند. در نخستین ماه جنگ، خالص موجودی اوراق قرضه آمریکا نزد کشورهای خارجی حدود ۱۳۸ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد. ژاپن و چین به ‌عنوان بزرگ‌ترین دارندگان این اوراق، فروش قابل‌ توجهی انجام دادند. داده‌های هفتگی فدرال رزرو نیز نشان می‌دهد ذخایر امانی کشورهای خارجی از اوراق بدهی آمریکا از ابتدای جنگ تا ۱۰ ژوئن بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار کمتر شده است. مداخله اخیر ژاپن در بازار ارز با فروش اوراق آمریکایی، نمونه عینی این فشار خارجی محسوب می‌شود. سیاست پولی در بن‌بست؛ پایان دوران کاهش نرخ بهره

پیش از جنگ، بازارهای مالی هیچ شانسی برای افزایش نرخ بهره سیاستی فدرال رزرو قائل نبودند اما شوک تورمی ناشی از جنگ نه فقط این روند را متوقف کرد، بلکه احتمال افزایش نرخ بهره را تا پایان سال ۲۰۲۶ به بیش از ۵۰ درصد رسانده است. بازارهای مالی هم‌اکنون حداقل یک نوبت افزایش نرخ بهره را با احتمال بیش از ۵۰ درصد پیش‌بینی می‌کنند. این تغییر مسیر در سیاست پولی، به ‌معنای افزایش هزینه تامین مالی برای دولت، بنگاه‌ها و خانوارهای آمریکایی و تشدید فشار بر بودجه دولت است. در واقع جنگ با ایران، فرصت کاهش نرخ بهره و کاهش هزینه تامین مالی را از آمریکا سلب کرد و مسیر معکوسی را در پیش گرفته است. بازار سهام؛ بازیابی سریع اما نابرابر

بازار سهام آمریکا رفتاری کاملا وابسته به ریسک‌های ژئوپلیتیک از خود نشان داده است. در ماه مارس و هم‌زمان با اوج‌گیری تنش‌ها، شاخص S&P ۵۰۰ افت ۷.۸ درصدی و نزدک افت ۷.۹ درصدی را تجربه کردند. شاخص نوسان (VIX) نیز تا سطح ۶۰ واحد افزایش یافت که بالاترین مقدار از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. اما با شروع مذاکرات و اعلام آتش‌بس، این شاخص‌ها مسیر صعودی در پیش گرفتند و در بازه دو ماهه، S&P ۵۰۰ رشد ۱۹.۸ درصدی و نزدک رشد ۳۲.۹ درصدی را به ثبت رساندند و سقف‌های تاریخی جدیدی را تجربه کردند.

نکته قابل ‌تامل، نابرابری در بازیابی بخش‌های مختلف بازار است. رشد سریع شاخص کل عمدتا ناشی از دو بخش مرتبط با فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی بوده؛ به ‌گونه‌ای که شاخص S&P ۵۰۰ بدون احتساب بخش تکنولوژی، حتی با گذشت سه ماه از جنگ نتوانسته به سطوح پیش از جنگ بازگردد. شاخص ارزش‌گذاری شیلر از ابتدای جنگ ۱۱ درصد رشد کرده و به بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام رسیده و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ قرار دارد که احتمال وجود حباب در بازار سهام را تقویت می‌کند.

براساس بررسی‌های به عمل آمده، چهار راهکار سیاستی برای نظام حکمرانی ایران به شرح ذیل پیشنهاد می‌شود.

با توجه به اینکه اصلی‌ترین فشار اقتصادی جنگ بر آمریکا از کانال بازار بدهی و افزایش نرخ بهره اعمال شده و این فشار برخلاف تورم، ماهیتی پایدار و غیرقابل‌بازگشت یافته، ایران باید بر تداوم استفاده از اهرم تنگه هرمز به ‌عنوان ابزاری راهبردی در مذاکرات تاکید کند. تجربه نشان داده که حتی امضای تفاهم‌نامه نیز نتوانسته نرخ بهره اوراق ۲ ساله را به سطح پیش از جنگ برگرداند و همچنان ۰.۳۶ واحد درصد بالاتر از روز آتش‌بس باقی مانده است؛ بنابراین هرگونه عقب‌نشینی بدون اخذ امتیازات متناسب نه فقط دستاورد اقتصادی ندارد، بلکه موقعیت چانه‌زنی را تضعیف خواهد کرد.

از آنجایی که افزایش قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت شوک تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی آمریکا نداشته، تمرکز صرف بر افزایش قیمت نفت کافی نیست. تورم هسته که از ۲.۵ درصد به ۲.۹ درصد افزایش پیدا کرده، نشان از سرایت تدریجی شوک انرژی به سایر بخش‌ها دارد. ایران باید به ‌دنبال گسترش دامنه تحریم‌پذیری اقتصاد آمریکا از طریق هدف‌گیری سایر کالاهای راهبردی نظیر کودهای شیمیایی و محصولات پتروشیمی باشد تا فشار بر بخش‌های گسترده‌تری از اقتصاد این کشور وارد شود.

فروش اوراق بدهی آمریکا توسط کشورهای واردکننده نفت، یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر بازار بدهی این کشور بوده است. کاهش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق نزد کشورهای خارجی در نخستین ماه جنگ و کاهش بیش از ۱۴۰ میلیارد دلاری ذخایر امانی نزد فدرال رزرو، نشان از عزم جدی این کشورها برای تامین منابع ارزی دارد. ایران می‌تواند با تقویت همکاری‌های اقتصادی با این کشورها و تسهیل تامین انرژی مورد نیاز آنها به ‌صورت پایدار، زمینه تداوم این روند را فراهم کند و کشورهای مذکور را به کاهش هرچه بیشتر ذخایر اوراق خود ترغیب کند.

با عنایت به اینکه شاخص ارزش‌گذاری شیلر در بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام قرار دارد و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ است، احتمال وجود حباب در بازار سهام آمریکا قوت گرفته است. ایران می‌تواند با مدیریت هوشمندانه اخبار و سیگنال‌های مرتبط با تنگه هرمز، نوسانات بازار را به ‌نفع خود مدیریت کرده و از حساسیت بالای بازارهای مالی به تحولات ژئوپلیتیک برای اعمال فشار روانی و اقتصادی استفاده کند. تجربه نشان داده که حتی اخبار مذاکرات نیز توانسته مسیر نزولی بازار سهام را معکوس کند؛ بنابراین سیاست‌گذاری خبری در این حوزه از اهمیت راهبردی برخوردار است.

در پایان باید اظهار داشت، جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز اقتصاد آمریکا را در دو سطح متفاوت تحت تاثیر قرار داده است. در بخش واقعی اقتصاد، با وجود رشد ۲.۱ درصدی بهار و ثبت اشتغال ۵۷ هزار واحدی در ژوئن، تولید و بازار کار تاب‌آوری نسبی نشان داده‌اند اما در حوزه پولی و مالی شوک عمیق‌تر بوده؛ نرخ تورم مصرف‌کننده به ۴.۲ درصد و تورم تولیدکننده به ۶.۵ درصد رسیده و نرخ بهره اوراق ۲ساله ۰.۷۵ واحد درصد افزایش یافته است. فروش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق توسط خارجی‌ها در نخستین ماه جنگ و افزایش حق بیمه به ۰.۲۱ درصد، فشار بدهی را پایدار کرده است. بازار سهام با رشد ۱۹.۸ درصدی S&P ۵۰۰ بهبود پیدا کرده اما شاخص شیلر با ۶۰ درصد بالاتر از بحران ۲۰۰۷، هشدار حباب را تقویت می‌کند. در مجموع، جنگ تاکنون به رکود منجر نشده اما تداوم آن می‌تواند از کانال افزایش هزینه‌های تامین مالی، بخش واقعی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.




 ۲۴ نماد بورسی و ۱۲ نماد فرابورسی در لیست هشدار؛ کدام نماد‌ها در آستانه تعلیق‌اند؟
۷ ساعت قبل / سايت نبض بورس

۲۴ نماد بورسی و ۱۲ نماد فرابورسی در لیست هشدار؛ کدام نماد‌ها در آستانه تعلیق‌اند؟

بررسی‌های «نبض بورس» از آخرین اطلاعیه‌های رسمی بورس و فرابورس نشان می‌دهد که ۳۶ نماد بورسی و فرابورسی به دلایل مختلفی مشمول «فرآیند تعلیق» شده‌اند. این وضعیت...

 قیمت لوازم یدکی موتورسیکلت تا ۳۰۰ درصد گران شد / تولید قطعات موتورسیکلت صرفه اقتصادی ندارد!
۵ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

قیمت لوازم یدکی موتورسیکلت تا ۳۰۰ درصد گران شد / تولید قطعات موتورسیکلت صرفه اقتصادی ندارد!

هزینه تولید موتورسیکلت در سال جاری مسیر صعودی گرفته و فشار هزینه از مواد اولیه تا نیروی کار و انرژی، تولیدکنندگان را با چالش جدی روبه‌رو کرده، حال پریس اصلی این است که قیمت قطعات موتورسیکلت در یک سال گذشته چند درصد افزایش داشته است؟

 رشد چهار برابری قیمت موبایل در یک سال
۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

رشد چهار برابری قیمت موبایل در یک سال

افزایش قیمت تلفن همراه در یک سال گذشته، بازار موبایل را تحت تأثیر نوسانات نرخ ارز، افزایش هزینه‌های واردات و محدودیت‌های عرضه قرار داده است؛ به‌طوری که قیمت برخی مدل‌های پرمخاطب طی یک سال ۲ تا ۴ برابر شده و دسترسی مصرف‌کنندگان به گوشی‌های اقتصادی و میان‌رده را با مشکلاتی همراه کرده است.

 سخنگوی دولت: درباره قیمت‌های جدید بنزین هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است
۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

سخنگوی دولت: درباره قیمت‌های جدید بنزین هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است

سخنگوی دولت با رد مطالب منتشر شده درباره تعیین قیمت ۸۰ هزار تومانی برای بنزین، گفت: موضوع مدیریت مصرف سوخت همچنان در مرحله بررسی‌های کارشناسی قرار دارد و تاکنون هیچ عدد یا الگوی قیمتی به تصویب نرسیده است.

 تکذیب ۲۰۰ هزار خالی‌فروشی طلای آنلاین
۵ ساعت قبل / سایت اکونگار

تکذیب ۲۰۰ هزار خالی‌فروشی طلای آنلاین

رئیس اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی با اشاره به اظهارات روز گذشته پلیس فتا گفت: عدد ۲۰۰ هزار مربوط به کاربران یک پلتفرم طلا بوده و خالی‌فروشی ۲۰۰ هزار مورد صحت ندارد.

 پشت پرده «معجزه اروپایی» | چرا همه کشورهای جهان ثروتمند نشدند؟ | آیا گسترش سرمایه داری مدیون آنارشی سیاسی بود؟
۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

پشت پرده «معجزه اروپایی» | چرا همه کشورهای جهان ثروتمند نشدند؟ | آیا گسترش سرمایه داری مدیون آنارشی سیاسی بود؟

اقتصادنیوز: تجارت فردا در گزارشی با بررسی نظریه‌های مختلف، ریشه ثروتمند شدن جهان و پیشرفت اقتصادی اروپا را در تعامل پیچیده عواملی چون نهادها، فرهنگ، جغرافیا، جمعیت، رقابت سیاسی و نوآوری جست‌وجو کرده است.