
با آغاز جنگ و بسته شدن تنگه هرمز، بسیاری انتظار داشتند قیمت نفت به محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار برسد؛ اما چند ماه بعد، نفت در محدوده ۸۰ تا ۹۰ دلار معامله میشود. یکی از مهمترین پاسخها به این معما را باید در چین جستوجو کرد. پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد و نگرانی از اختلال در این مسیر میتوانست بازار جهانی را با شوک بزرگی مواجه کند/ مسیرهای جایگزین عربستان و امارات و استفاده از ذخایر اضطراری آمریکا و ژاپن بخشی از این کاهش عرضه را جبران کردند، اما کافی نبودند.
در این میان، چین نقش متفاوتی ایفا کرد. این کشور که پیش از جنگ روزانه حدود ۱۱ میلیون بشکه نفت وارد میکرد، در هفتههای پس از آغاز جنگ واردات خود را حدود ۵.۵ میلیون بشکه در روز کاهش داد؛ رقمی که بهتنهایی میتوانست بخش مهمی از فشار بر بازار نفت را جذب کند.
اما این کاهش واردات چگونه ممکن شد؟ سه ابزار اصلی در اختیار پکن قرار داشت: استفاده از ذخایر نفتی، کاهش صادرات فرآوردههای نفتی و کاهش مصرف داخلی. چین پیش از جنگ در دوره قیمتهای پایین، حدود ۲۰۰ میلیون بشکه به ذخایر خود اضافه کرده بود و پس از آغاز جنگ نیز بخشی از این ذخایر را وارد بازار کرد.
این رفتار فقط یک اقدام برای کمک به اقتصاد جهانی نیست. چین خود اقتصادی صادراتمحور دارد و افزایش شدید قیمت نفت میتواند به تولید و صادراتش آسیب بزند. از سوی دیگر، کاهش وابستگی به نفت و تنوعبخشی به منابع انرژی، به پکن امکان میدهد از ذخایر خود در دورهای استفاده کند که هنوز وابستگیاش به نفت بالاست.
حالا یک پرسش مهم مطرح است: آیا چین در حال تبدیل شدن به بازیگر جدید مدیریت بازار جهانی نفت است؟




