
یکی از مسائل دیرپای سازمان تأمین اجتماعی، مدیریت حجم قابل توجه مطالبات و بدهیهایی است که بخش مهمی از آنها در یک زنجیره اقتصادی به یکدیگر متصلاند؛ یک طرف از سازمان تأمین اجتماعی طلبکار است و در سوی دیگر، شخص یا بنگاهی به سازمان بدهکار. حل این مسئله الزاماً به معنای تزریق نقدینگی و تأمین مالی جدید نیست. در بسیاری از موارد، میتوان با اتصال این مطالبات و بدهیها و ایجاد امکان تهاتر، مسیر تسویه را کوتاهتر و کمهزینهتر کرد.
«تکو» با چنین نگاهی شکل گرفته است؛ بستری که میتواند امکان انتقال حق مطالبه، گردش توکن و در نهایت تسویه بدهیهای واجد شرایط به سازمان را در یک زنجیره مشخص فراهم کند.
از این منظر، تکو صرفاً یک سامانه یا ابزار پرداخت نیست؛ بلکه میتواند زیرساختی برای مدیریت و تهاتر زنجیرهای مطالبات و بدهیهای سازمان باشد. مسئله اصلی، صرفاً تأمین مالی نیست؛ تهاتر است
اگر شرکتی از سازمان تأمین اجتماعی طلبکار است و شرکت دیگری به سازمان بدهکار، لزوماً نباید برای حل این دو رابطه مالی، منابع نقدی جدید ایجاد شود. اگر امکان انتقال حق مطالبه در یک زنجیره وجود داشته باشد و این حق مطالبه در نهایت برای تسویه بدهی به سازمان مورد استفاده قرار گیرد، بخشی از بدهیها میتواند بدون ایجاد جریان نقدی جدید تسویه شود.
این همان ظرفیتی است که باید در تکو جدی گرفته شود؛ تهاتر مطالبات و بدهیها، پیش از آنکه به سراغ تأمین مالی جدید برویم.
این رویکرد از منظر اقتصادی نیز قابل توجه است. وقتی برای تسویه یک بدهی موجود، تسهیلات بانکی جدید دریافت میشود، یک رابطه اعتباری جدید برای حل یک رابطه بدهی قبلی ایجاد میشود. اگر این فرآیند در مقیاس گسترده تکرار شود، نیاز به منابع بانکی و نقدینگی افزایش خواهد یافت.
در مقابل، هر اندازه بتوان از ظرفیت مطالبات و بدهیهای موجود برای تسویه یکدیگر استفاده کرد، نیاز به تأمین مالی جدید نیز کاهش مییابد.
«تکو» قرار نیست برای هر بدهی، یک وام جدید ایجاد کند؛ قرار است از ظرفیت روابط مالی موجود برای تسویه همان بدهیها استفاده کند. این تفاوت، از منظر اقتصاد کلان نیز قابل توجه است. بانکها باید وارد زنجیره «تکو» شوند
این رویکرد به هیچ وجه …












