
تجربه اصلاحات بنزینی در ایران نشان داده که موفقیت سیاست قیمتگذاری صرفا به منطق اقتصادی آن وابسته نیست؛ اعتماد عمومی و نحوه اعلام و اجرای سیاست نیز بخشی از خود سیاست است. به همین دلیل، عارف از «زمینهسازی و همکاری» صحبت میکند و سخنگوی دولت نیز تاکید دارد که در صورت نهاییشدن تصمیم، دولت باید آن را شفاف و مستقیما با مردم در میان بگذارد. به گزارش اکوایران به نقل از دنیای اقتصاد، اظهارات تازه محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، درباره بنزین را نمیتوان صرفا یک اظهار نظر اقتصادی درباره نابرابری یارانهها دانست. عارف در شرایطی از هزینه چندمیلیارد دلاری تامین بنزین و نابرابری شدید بهرهمندی دهکها از یارانه تاکید کرده که دولت هنوز افزایش قیمت را رسما اعلام نکرده است. عارف گفته دهک ۱۰درآمدی ۲۳برابر دهک اول از یارانه بنزین استفاده میکند و دولتها بهدلیل پرهیز از «دردسر» از اصلاح این وضعیت عقبنشینی کردهاند. در مقابل، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرد قیمت ۸۰هزار تومانی بنزین صحت ندارد و هیچ عدد یا الگوی قیمتی تاکنون به تصویب نرسیده است. بنابراین، از نظر خبری نمیتوان اظهارات عارف را اعلام قیمت جدید دانست؛ اما از نظر سیاستگذاری، سخنان او معنای مهمتری دارد: دولت در حال آمادهسازی افکار عمومی برای ضرورت اصلاح سیاست بنزین است.
چرا عارف اکنون درباره بنزین صحبت میکند؟
نکته قابلتوجه در سخنان عارف، بیشتر از «قیمت»، واژههایی مانند «همکاری»، «ثروت نسلهای آینده» و «هزینه» است. او عملا بحث را از سوال «بنزین چقدر گران شود؟» به سوال «چرا باید منابع ملی برای مصرف فعلی بنزین هزینه شود؟» منتقل کرده است. این جابهجایی در چارچوببندی مساله اهمیت دارد. اگر دولت صرفا قصد داشت درباره مدیریت مصرف صحبت کند، میتوانست بر سهمیهبندی، حملونقل عمومی، توسعه CNG یا کاهش مصرف خودروها تمرکز کند. اما ورود مستقیم معاون اول به موضوع عدالت یارانهای و هزینه فرصت منابع نفتی نشان میدهد مساله در سطح بالاتری در حال بررسی است؛ یعنی دولت میخواهد پیش از هر تصمیم احتمالی، مبنای استدلال خود را برای افکار عمومی تبیین کند. عارف حتی بنزین را بخشی از «ثروت ملی متعلق به نسلهای آینده» توصیف کرده و شدت مصرف انرژی …












