عاطفه جعفری در فرهیختگان نوشت: «همین اینهایی که عکسشان را بهعنوان طرفداران جمهوری اسلامی گذاشتید، طرفدار ما هستند.» این جمله را احسان کرمی گفت، درست در میانه جنگ تحمیلی سوم. حرفهای کرمی در واکنش به جلدی از «فرهیختگان» بود که تصاویر جمعی از هنرمندانی را که در میانه جنگ از نام ایران حمایت و مقابل دشمن موضع گرفتند در کنار هم قرار داده بود.
کرمی میگفت که این جلد درست نیست، چون آنها طرفدار ما هستند و نه شما. صحبتهای او در ادامه پروژهای بود که از حدود 16 سال قبل برای خارجکردن هنرمندان داخل ایران و اپوزیسیونکردنشان دنبال شد. حالا این جمله کرمی را بگذارید کنار صدایی که پنجشنبه 5 شهریور، حوالی غروب در فرودگاه امام طنین انداخت: «پرواز استانبول به تهران، هماکنون به زمین نشست.»
پروژه بایکوت و تخریب در ساعات اولیه ورود
خبر بازگشت محسن نامجو هنوز در فضای رسانهای بهاصطلاح رسوب نکرده بود که موج شوک اولیه، جای خود را به یک دستپاچگی آشکار در اتاق خبر رسانههای خارج از کشور داد.
در همان ساعات نخست، شبکههایی مثل «ایران اینترنشنال» که سالها روی پروژه دوقطبیسازی و تقابل هنرمندان با داخل کشور سرمایهگذاری کرده بودند، خود را در برابر یک غافلگیری محض دیدند. آنها که نمیتوانستند این بازگشت را نادیده بگیرند یا آن را صرفاً بهعنوان یک انتخاب شخصی هضم کنند، ناگزیر به واکنشی سریع، تهاجمی و کاملاً تدافعی شدند.
استراتژی ماشین رسانهای اپوزیسیون و صفحات مجازی وابسته به گروههای ضدایرانی، در همان ساعات اولیه مشخص شد؛ ترور شخصیت برای بیاثر کردن پیام بازگشت. در کسری از ثانیه، دستور کار تغییر کرد و پروندههای جنجالی گذشته نامجو با هماهنگی عجیبی به صدر اخبار بازگشت.
موضوع اتهامات آزار جنسی که در سالهای گذشته حول نام او مطرح شده بود، همراه با بازنشر گسترده و رگباری ویدئوها و اظهارات تند و متناقض قبلیاش، شبکههای اجتماعی را پر کرد.
این جریان رسانهای تلاش کرد تا بهسرعت یک روایت جایگزین و کنترلشده بسازد؛ روایتی که در آن نامجو نه یک هنرمند دلزده از سراب غربت که به میل خود به وطن برگشته، بلکه چهرهای طردشده، بیاعتبار و منزوی در خارج از کشور تصویر میشد که از سر استیصال و ناچاری به ایران پناه برده است. …










