قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

آیا با افزایش سن به کالری کمتری نیاز داریم؟

با افزایش سن، ممکن است بدن انرژی کمتری مصرف کند، اما نیاز به بسیاری از ویتامین ها، مواد معدنی، پروتئین و سایر مواد مغذی همچنان اهمیت زیادی دارد. بنابراین مسئ...
 آیا با افزایش سن به کالری کمتری نیاز داریم؟

عصرایران- با بالا رفتن سن، بدن معمولا به انرژی کمتری نیاز دارد؛ اما این به آن معنا نیست که همه افراد در یک سن مشخص باید مقدار ثابتی کالری مصرف کنند. سن، جنس، قد، وزن و میزان فعالیت بدنی همگی در تعیین نیاز روزانه بدن به انرژی نقش دارند. به همین دلیل، عددی که برای یک فرد 30 ساله مناسب است، لزوما برای فردی 60 ساله با همان جنسیت مناسب نخواهد بود.

راهنمای رسمی تغذیه آمریکا نیز تاکید می کند که نیاز روزانه به کالری با توجه به سن، جنس، قد، وزن و سطح فعالیت متفاوت است. بر اساس این راهنما، نیاز انرژی بزرگسالان معمولا با افزایش سن کاهش پیدا می کند؛ یکی از دلایل اصلی این تغییر، کاهش نرخ سوخت وساز پایه در روند سالمندی است. چرا با افزایش سن کالری کمتری نیاز داریم؟

بدن حتی زمانی که هیچ فعالیتی انجام نمی دهیم، برای زنده ماندن انرژی مصرف می کند. قلب باید بتپد، ریه ها باید کار کنند، مغز به فعالیت خود ادامه دهد و بدن باید دمای خود را حفظ کند. بخش قابل توجهی از انرژی روزانه صرف همین فرایندها می شود که به آن «سوخت وساز پایه» گفته می شود.

با افزایش سن، ترکیب بدن نیز معمولا تغییر می کند. توده عضلانی ممکن است کاهش پیدا کند و میزان فعالیت بدنی نیز در بسیاری از افراد کمتر شود. از آنجا که بافت عضلانی از نظر متابولیکی فعال تر از بافت چربی است، کاهش توده عضلانی می تواند در کاهش مصرف انرژی روزانه نقش داشته باشد.

البته افزایش سن به خودی خود به این معنا نیست که متابولیسم همه افراد به یک اندازه کند می شود. میزان فعالیت، وضعیت بدن و سبک زندگی نیز اهمیت زیادی دارند. به همین دلیل است که دو فرد هم سن می توانند نیاز کالری کاملا متفاوتی داشته باشند. زنان و مردان به چه مقدار کالری نیاز دارند؟

برای بزرگسالان، نمی توان یک عدد واحد را به عنوان نیاز روزانه کالری تعیین کرد. راهنمای تغذیه آمریکا برای زنان 19 تا 30 ساله حدود 1800 تا 2400 کالری و برای مردان همین گروه سنی حدود 2400 تا 3000 کالری در روز را به عنوان محدوده های تخمینی مطرح می کند.

در گروه سنی 31 تا 59 سال، این محدوده برای بیشتر زنان حدود 1600 تا 2200 کالری و برای مردان حدود 2200 تا 3000 کالری است. در افراد 60 ساله و بالاتر نیز نیاز تخمینی معمولا پایین تر می آید.

این اعداد باید به عنوان تخمین های جمعیتی در نظر گرفته شوند، نه نسخه غذایی برای یک فرد مشخص. برای مثال، یک زن 60 ساله فعال ممکن است نسبت به یک زن هم سن و کم تحرک به انرژی بیشتری نیاز داشته باشد. جدول تقریبی نیاز کالری روزانه گروه سنی زنان مردان 19 تا 30 سال 1800 تا 2400 کالری 2400 تا 3000 کالری 31 تا 59 سال 1600 تا 2200 کالری 2200 تا 3000 کالری 60 سال به بالا حدود 1600 تا 2200 کالری حدود 2000 تا 2600 کالری

این اعداد تقریبی هستند و سطح فعالیت بدنی و ویژگی های بدنی فرد می تواند نیاز واقعی را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. برای نمونه، موسسه ملی سالمندی آمریکا برای زنان بالای 60 سال حدود 1600 کالری در صورت کم تحرکی، 1800 کالری در فعالیت متوسط و 2000 تا 2200 کالری در صورت داشتن سبک زندگی فعال را مطرح می کند. آیا برای حفظ وزن باید با افزایش سن کمتر غذا بخوریم؟

در بسیاری از افراد، بله؛ اما «کمتر خوردن» نباید به معنای حذف مواد غذایی ضروری یا رژیم های بسیار کم کالری باشد.

با افزایش سن، ممکن است بدن انرژی کمتری مصرف کند، اما نیاز به بسیاری از ویتامین ها، مواد معدنی، پروتئین و سایر مواد مغذی همچنان اهمیت زیادی دارد. بنابراین مسئله فقط کاهش کالری نیست؛ کیفیت غذایی که این کالری ها را تامین می کند نیز اهمیت دارد.

به همین دلیل، فرد مسن ممکن است به کالری کمتری نسبت به دوران جوانی نیاز داشته باشد، اما همچنان باید مقدار مناسبی پروتئین، سبزیجات، میوه، غلات کامل، حبوبات، لبنیات یا جایگزین های مناسب و چربی های مفید دریافت کند. فعالیت بدنی می تواند معادله را تغییر دهد

کاهش نیاز کالری با افزایش سن به این معنا نیست که باید فعالیت بدنی را کنار گذاشت. برعکس، فعالیت منظم یکی از مهم ترین راه ها برای کمک به حفظ وزن سالم و توده عضلانی است.

موسسه ملی سالمندی توصیه می کند بزرگسالان برای حفظ سلامت خود به طور منظم فعالیت بدنی داشته باشند و در مجموع حداقل 150 دقیقه فعالیت بدنی در هفته را هدف قرار دهند. فعالیت های تقویت کننده عضلات نیز اهمیت ویژه ای دارند.

فعالیت بدنی علاوه بر افزایش مصرف انرژی، می تواند به حفظ عضلات کمک کند؛ موضوعی که با افزایش سن اهمیت بیشتری پیدا می کند. بنابراین ممکن است یک فرد 65 ساله فعال، نیاز انرژی بیشتری از یک فرد 50 ساله کم تحرک داشته باشد. آیا کالری مهم تر است یا نوع غذا؟

کالری اهمیت دارد، اما تنها عامل مهم نیست. دو رژیم غذایی ممکن است مقدار کالری مشابهی داشته باشند، اما از نظر ارزش غذایی کاملا متفاوت باشند.

غذاهایی مانند سبزیجات، میوه ها، حبوبات، غلات کامل، مغزها و دانه ها، ماهی، تخم مرغ، لبنیات و منابع پروتئینی کم چرب می توانند مواد مغذی بیشتری را در اختیار بدن قرار دهند. در مقابل، بسیاری از غذاهای فوق فرآوری شده ممکن است کالری زیادی داشته باشند، اما از نظر مواد مغذی کیفیت پایین تری داشته باشند. راهنمای تغذیه آمریکا نیز بر انتخاب غذاهای غنی از مواد مغذی و محدود کردن قندهای افزوده، چربی های اشباع و سدیم تاکید دارد.

بنابراین هدف با افزایش سن نباید صرفا این باشد که «کمتر بخوریم»، بلکه بهتر است متناسب با نیاز بدن، غذای باکیفیت تری انتخاب کنیم و فعالیت بدنی را حفظ کنیم. چگونه بفهمیم چه مقدار کالری برای ما مناسب است؟

یک عدد ثابت برای همه وجود ندارد. ابزارهای تخصصی مانند Body Weight Planner موسسه ملی دیابت و بیماری های گوارشی و کلیوی آمریکا نیز برای برآورد نیاز انرژی، اطلاعاتی مانند سن، جنس، قد، وزن و سطح فعالیت بدنی را در نظر می گیرند.

اگر وزن فرد در محدوده سالم قرار دارد و در طول زمان بدون تلاش خاصی ثابت مانده است، این موضوع می تواند نشانه ای باشد که دریافت انرژی و مصرف انرژی او تا حد زیادی با یکدیگر در تعادل هستند. اما تغییرات قابل توجه و ناخواسته وزن، به ویژه در سنین بالاتر، بهتر است با پزشک بررسی شود. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر چرا برخی سایت‌های بانک مرکزی با خطای گواهی امنیتی مواجه شده‌اند؟ خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : پرونده قتل خانوادگی در آمریکا؛ ردپای عجیب جست‌وجوهای نوجوان در چت‌جی‌چی‌تی بیشتر بخوانید: سن، موثر در نیاز بدن به کالری خوش اندام ها، نصف شب غذا می خورند تماشاخانه خجو؛ زنی میان دو دریا، دور از خانه / روایت یک زن صیاد از جنگ جنوب : «این دریا با آن دریا فرق دارد» بحران لکه‌های نفتی در قشم / چطور به ساحل ایران آمده‌اند؟ بوی بد و محیط زیست در خطر فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۴ دقیقه قبل / سایت برترینها

کارت سوخت این گروه از موتورها غیرفعال می‌شود

ایسنا: رئیس پلیس راهور فراجا با اشاره به اینکه ما در حال راه‌اندازی سکویی به نام «سکوی معاملات خودرویی» هستیم تا خریدار با توجه به داده‌هایی که در این سکو وجود دارد، مطمئن باشد خودرو فاقد ایراد است، گفت: به‌ زودی در حوزه وسایل نقلیه سنگین و در کامیون‌ها نیز مرکزی را راه‌اندازی می‌کنیم که بحث کارشناسی فنی کامیون‌ها را در زمان خرید و فروش، انجام می‌دهد.

سردار سید تیمور حسینی در خصوص خودروهایی که در شماره موتور و شاسی آنها دستکاری می‌شود و سپس به فروش می‌رسند، اظهار کرد: چنانچه خریدار در زمان خرید و فروش به تغییر در ارکان خودرو توجه نکند، بعداً با مشکلات زیادی مواجه می‌شود. بنابراین تغییر در سه رکن شاسی، موتور و اتاق خودرو نیازمند کسب مجوز از پلیس است.

وی افزود: خیلی از اتفاقات و جرم‌هایی که در موضوع خودرو اتفاق می‌افتد این است که سوءاستفاده‌کنندگان و مجرمان با یک مانور متقلبانه، خودروهایی که رکن آنها دستکاری شده، خودروهایی که شاید قاچاق باشند یا خودروهایی که شاید سرقتی باشند، را با جعل سند و دستکاری در ارقام می‌فروشند و کسی که دقت و توجه لازم را نداشته باشد بعد از معامله متوجه میشود که یک خودروی توقیفی، سرقتی یا قاچاق را به او قالب کرده‌اند.

رئیس پلیس راهور فراجا ادامه داد: ما در حال راه‌اندازی سامانه یا همان سکویی به نام «سکوی معاملات خودرویی» هستیم؛ یعنی خریدار با توجه به داده‌هایی که در این سامانه و این سکو وجود دارد، دیگر می‌تواند خیالش کاملاً راحت باشد و مطمئن باشد که این خودرو هیچ ایرادی ندارد. راه اندازی مرکز کارشناسی فنی خودروهای سنگین به زودی

حسینی همچنین گفت: به زودی در حوزه وسایل نقلیه سنگین و در کامیون‌ها، مرکزی را راه‌اندازی می‌کنیم که بحث کارشناسی فنی کامیون‌ها را در زمانی که می‌خواهند خرید و فروش شوند، انجام می‌دهد. این مرکز که به عنوان اولین تجربه است را در شهرک کامیون تهران راه‌اندازی می‌کنیم.

وی با توصیه به مردم در زمان خرید و فروش خودرو اظهار کرد: توصیه ما فعلاً به همه مردم در زمان خرید و فروش و خرید خودرو این است که حتماً استعلام‌های لازم را از مراجع ذیصلاح و به خصوص از پلیس داشته باشند، چرا که سوابق تصادفات و سوابق شماره گذاری مهم است تا بعداً دچار مشکل و درگیر پیچ و خم های دادگاه نشوند. طرح باز تسجیل موتورسیکلت‌ها

رئیس پلیس راهور فراجا در خصوص ساماندهی موتورسیکلت‌ها و موضوع حقوق و اسناد مالکیت آنها نیز عنوان کرد: در طرح «باز تسجیل موتورسیکلت‌ها» می‌خواهیم مالکیت موتورسیکلت‌ها را به‌روزرسانی کنیم و این طرح گام‌های مختلفی دارد.

حسینی افزود: گام اول آن خوداظهاری است؛ یعنی سامانه‌ای طراحی می‌شود که مالکان موتورسیکلت به آن مراجعه کرده و در بستر این سامانه مشخصات خود را ثبت می‌کنند.

وی در پایان گفت: گام‌های بعدی هم وجود دارد که ضمانت اجرای قوی‌تری دارد؛ به‌ویژه در بحث کارت سوخت. اگر کسی موتورسیکلت به نامش نباشد، کارت سوختش غیرفعال می‌شود تا زمانی که این به‌روزرسانی را انجام دهد.


۷ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

انتقاد رهبر دموکرات‌های مجلس آمریکا از هزینه‌های جنگی ترامپ

صفحه سیاست-

«حکیم جفریز»، رهبر دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان آمریکا در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خواستار توقف هزینه‌کرد دلارهای مالیات‌دهندگان آمریکایی توسط دولت دونالد ترامپ برای جنگ‌های بی‌پایان خاورمیانه و اختصاص آن به بهبود معیشت شهروندان آمریکایی شد.

به گزارش الجزیره، حکیم جفریز با اشاره به پیامدهای جنگ تجاوزکارانه واشنگتن علیه ایران که تحت عنوان عملیات «خشم حماسی» به اجرا در آمد تصریح کرد: «عملیات "شکست حماسی" یک فاجعه تمام‌عیار برای مردم آمریکا بوده است.»

وی با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد واشنگتن در قبال منطقه غرب آسیا خاطرنشان کرد: «دلارهای مالیات‌دهندگان آمریکایی باید صرف کاهش هزینه‌های زندگی و بهبود شرایط معیشتی شهروندان شود، نه آنکه برای تداوم یک جنگ بی‌پایان دیگر در خاورمیانه هدر رود.»

این موضع‌گیری صریح از سوی یکی از ارشدترین مقامات دموکرات کنگره آمریکا در حالی صورت می‌گیرد که دولت ایالات متحده طی ماه‌های اخیرتجاوزگری نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را ادامه داده است اما با پاسخ قاطع و بازدارنده نیروهای مسلح کشورمان مواجه شده است.

این انتقادات در شرایطی مطرح می‌شود که به اذعان صریح مقامات آمریکایی، راهبرد فشار حداکثری و ماجراجویی‌های نظامی کاخ سفید نه‌تنها هیچ دستاوردی برای منافع ایالات متحده در پی نداشته، بلکه هزینه‌های سنگین مالی و نظامی را به واشنگتن تحمیل کرده است.

 


۱۷ دقیقه قبل / سایت عصرایران

ایرانیان چگونه صاحب «نام خانوادگی» شدند؟

ورود نام خانوادگی به زندگی عمومی ایرانیان حاصل یک تصمیم ناگهانی نبود. این اتفاق طی چند مرحله، از اواخر دوره قاجار تا سال‌های نخست حکومت پهلوی، شکل گرفت و سرانجام در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به الزام عمومی رسید.

به گزارش خبرآنلاین، سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ نقطه‌ای است که انتخاب نام خانوادگی برای همه اتباع ایران به الزام قانونی تبدیل شد. در این روز، با تصویب بخش مربوط به احوال شخصیه در قانون مدنی و تصریح ماده ۹۹۷ که «هر کس باید دارای نام خانوادگی باشد»، یکی از مهم‌ترین تحولات هویتی تاریخ معاصر ایران رسمیت یافت. نام خانوادگی امروز چنان با هویت هر فرد گره خورده که تصور جامعه‌ای بدون آن دشوار است.

 این نام در شناسنامه، مدرسه، دانشگاه، ازدواج، ارث، مالکیت، استخدام و تقریباً هر رابطه رسمی همراه افراد است و نسل‌های مختلف یک خانواده را به یکدیگر پیوند می‌دهد. با این حال، این بخش آشنای نام ایرانیان قدمتی به اندازه تاریخ ایران ندارد. تا حدود یک قرن پیش، بخش بزرگی از مردم ایران اساساً نام خانوادگی ثابت به معنای امروزی نداشتند و آن‌چه در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به قانون تبدیل شد، نتیجه روندی چنددهه‌ای بود.

پیش از فراگیر شدن شناسنامه، یک فرد ممکن بود با نام پدر یا پدربزرگ، زادگاه، حرفه، طایفه یا یکی از ویژگی‌هایش شناخته شود. عنوان‌هایی مانند «تبریزی»، «بزاز»، «میرزا»، «خان»، «مستوفی» یا ترکیبی از نام و نسبت خانوادگی برای شناسایی افراد به کار می‌رفت. در محیط‌های کوچک نیز اغلب همین نشانه‌ها کافی بود؛ مردم یکدیگر را می‌شناختند و هویت اشخاص با گواهی خویشاوندان، کدخدا، ریش‌سفیدان، روحانیان و دیگر معتمدان محل احراز می‌شد.

ورود نام خانوادگی به زندگی عمومی ایرانیان حاصل یک تصمیم ناگهانی نبود. این اتفاق طی چند مرحله، از اواخر دوره قاجار تا سال‌های نخست حکومت پهلوی، شکل گرفت و سرانجام در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به الزام عمومی رسید: ابتدا تلاش برای ثبت احوال و صدور ورقه هویت آغاز شد، سپس قانون نام خانوادگی را وارد نظام ثبتی کرد، لغو القاب به تضعیف شیوه قدیمی شناسایی افراد انجامید و درنهایت قانون مدنی انتخاب نام خانوادگی را به یک الزام قطعی تبدیل کرد.

به همین دلیل، اگرچه چند تاریخ در روایت اجباری شدن نام خانوادگی در ایران ذکر می‌شود، این تاریخ‌ها الزاماً با یکدیگر تعارض ندارند. هریک به مرحله‌ای از روند شکل‌گیری نظام هویت رسمی در ایران اشاره می‌کنند و سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ نقطه نهایی این مسیر است. وقتی نام خانوادگی وجود نداشت

پیش از شکل‌گیری ثبت احوال، مردم ایران بی‌نام یا بی‌هویت نبودند؛ تفاوت در شیوه شناسایی آنان بود. هویت فرد بیش از آن‌که در یک سند دولتی ثبت شود، در شبکه خانواده، محله، حرفه، دین، ایل و طایفه معنا پیدا می‌کرد. برای نمونه، فردی ممکن بود با نام خود و نام پدر، نام زادگاه یا حرفه‌اش شناخته شود؛ عناوینی چون «محمدحسن بن علی تبریزی»، «کربلایی حسین بزاز» یا «میرزا احمد مستوفی». در معاملات، ازدواج، طلاق، وقف، وصیت و ارث نیز اسناد شرعی، شهادت شاهدان و تأیید معتمدان اهمیت زیادی داشت.

این شیوه در جامعه‌ای که بخش بزرگی از روابط آن محلی و چهره‌به‌چهره بود، کارکرد خود را داشت، اما با گسترش نهادهای حکومتی محدودیت‌های آن آشکار شد. دولت برای سربازگیری، مالیات، انتخابات، آموزش، قضاوت و ثبت مالکیت نیاز داشت بداند هر شخص دقیقاً چه کسی است، چند سال دارد و چه رابطه‌ای با دیگران دارد.

موضوع دیگری که نظام نام‌گذاری را پیچیده می‌کرد، رواج فراوان القاب بود. القاب در دوره قاجار، به‌ویژه میان رجال حکومتی، شاهزادگان، روحانیان، بازرگانان و کارکنان دیوانی، جایگاه مهمی داشتند. بیش از ۸۰ درصد از رجال، شاهزادگان، روحانیان، تاجران و کارمندان اداری لقب داشتند و گاه یک فرد در طول زندگی‌اش به چندین لقب دست می‌یافت.

عنوان‌هایی که با «الدوله»، «السلطنه»، «الملک»، «نظام»، «خان» و واژه‌های مشابه ساخته می‌شدند، چنان فراوان بودند که تاریخ‌نگاران تاریخ القاب در دوره قاجار را به سه دوره تقسیم می‌کنند: دوره رونق در زمان فتحعلی‌شاه، دوره تورم القاب در دوره ناصرالدین‌شاه و دوره انحطاط در اواخر حکومت قاجار. در چهلمین سال سلطنت ناصرالدین‌شاه، فهرستی از القاب دیوانی تهیه شد که شامل ۶۱۸ لقب  (۲۱۸ لقب شغلی و ۴۰۰ لقب توصیفی) بود. با ترکیب واژگان، امکان ساخت حدود ۱۰ هزار لقب مختلف وجود داشت.

این گسترش القاب از اواخر قاجار با انتقاد روزنامه‌نگاران، شاعران و شماری از روشنفکران روبه‌رو شد. نشریاتی چون «حبل‌المتین» زبان به انتقاد از این القاب ساختگی و متورم گشودند. منتقدان معتقد بودند کثرت القاب، علاوه بر نشان دادن جایگاه اجتماعی، گاه به ابزاری برای امتیازخواهی، تکبر و تملق تبدیل شده است. مشروطه و آغاز یک تغییر مهم

انقلاب مشروطه فقط ساختار سیاسی کشور را تغییر نداد؛ گسترش قانون‌گذاری، انتخابات و دستگاه اداری تازه، نیاز به تعریف دقیق‌تر هویت افراد را نیز بیشتر کرد. در چنین فضایی استفاده از نام خانوادگی، به‌ویژه در میان روشنفکران، اهل فرهنگ و کارکنان دولت، به‌تدریج رواج یافت.

برای دولت جدید، شناخت فرد دیگر فقط مسئله‌ای اجتماعی نبود. انتخابات نیازمند تشخیص افراد واجد شرایط رأی دادن بود؛ نظام وظیفه باید سن و هویت مشمولان را می‌دانست؛ دستگاه قضایی برای رسیدگی به ارث و ازدواج و اختلافات حقوقی به هویت مشخص اشخاص نیاز داشت و دولت برای تهیه آمار جمعیتی به اطلاعاتی منظم و قابل اعتماد احتیاج پیدا کرده بود.

به این ترتیب، نام خانوادگی بخشی از تحول بزرگ‌تری شد که جامعه ایران را از نظام شناسایی عمدتاً محلی و شفاهی به نظام هویت مکتوب و متمرکز منتقل می‌کرد؛ تحولی که سرانجام در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ شکل قانونی نهایی خود را یافت. سال ۱۲۹۷؛ آغاز ثبت احوال نوین

یکی از مهم‌ترین نقاط این مسیر به سال ۱۲۹۷ خورشیدی و واپسین سال‌های حکومت قاجار بازمی‌گردد. در این دوره مقدمات تشکیل اداره سجل احوال فراهم شد و صدور اوراق هویت آغاز شد. در منابع رسمی، سوم دی ۱۲۹۷ به عنوان تاریخ صدور نخستین شناسنامه یا ورقه هویت در تهران ذکر شده است؛ سندی برای دختری به نام «فاطمه» که نام خانوادگی «ایرانی» برای او ثبت شد.

اما آغاز صدور شناسنامه به معنای آن نبود که از همان روز همه ایرانیان صاحب نام خانوادگی شدند. دولت هنوز شبکه اداری لازم برای پوشش سراسر کشور را نداشت و بخش بزرگی از مردم نیز ضرورتی برای مراجعه به چنین نهادی نمی‌دیدند. بسیاری از مردم عادی استقبالی از این اوراق نکردند و انتخاب نام خانوادگی تنها در میان قشر روشنفکر، اهل علم و صاحب‌منصبان رواج داشت.

 امور مربوط به ولادت و ازدواج عموم مردم همچنان به صورت سنتی و توسط روحانیون و بزرگان قوم ثبت می‌شد. این نظام ابتدا دامنه محدودی داشت و برای عمومی شدن آن، قانون‌گذاری و ایجاد تشکیلات گسترده‌تری لازم بود.

همین تفاوت میان «آغاز ثبت احوال» و «اجباری شدن سراسری نام خانوادگی» منشأ بخشی از اختلاف تاریخ‌هایی است که درباره این موضوع گفته می‌شود و نشان می‌دهد چرا سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به‌عنوان نقطه نهایی این مسیر اهمیت دارد. چرا دولت به شناسنامه نیاز داشت؟

یکی از اسناد ارائه‌شده هنگام بررسی قانون سجل احوال، تصویر روشنی از نگاه دولت آن روزگار به این موضوع ارائه می‌کند. وزارت داخله در توضیح ضرورت قانون، ثبت هویت ساکنان کشور را با امور قضایی، مالیاتی، انتخابات، آموزش و قشون مرتبط دانسته بود.

استدلال دولت این بود که داشتن آمار دقیق جمعیت، برنامه‌ریزی برای نیازهای عمومی را آسان می‌کند؛ ثبت هویت در شناسایی اشخاص کمک می‌کند؛ اختلافات مربوط به وراثت و زوجیت را کاهش می‌دهد؛ وصول مالیات و عوارض را تسهیل می‌کند؛ در انتخابات امکان شناسایی افراد واجد شرایط را فراهم می‌سازد و برای اجرای آموزش عمومی و خدمت نظام وظیفه ضروری است.

بنابراین، شناسنامه و نام خانوادگی از همان ابتدا دو روی یک تحول بودند. دولت می‌خواست هر فرد را به صورت شخصی مشخص و قابل تمایز در نظام اداری ثبت کند و برای چنین کاری، تنها داشتن یک نام شخصی کافی نبود. هزاران نفر ممکن بود «محمد»، «حسن»، «احمد» یا «فاطمه» نام داشته باشند؛ نام خانوادگی راهی برای کاهش این ابهام بود. قانون ۱۳۰۴ چه چیزی را تغییر داد؟

یکی از نقاط عطف این روند در ۱۴ خرداد ۱۳۰۴ رقم خورد؛ زمانی که مجلس شورای ملی قانون سجل احوال را تصویب کرد. براساس پژوهش مریم نیلقاز با عنوان «پیشینه شناسنامه در ایران» که بر اسناد مجلس تکیه دارد، این قانون مردم را مکلف می‌کرد پس از ایجاد شعب سجل احوال، ورقه هویت دریافت کنند.

ماده چهارم این قانون مستقیماً به موضوع نام خانوادگی مربوط بود. در مراحل بررسی لایحه، مقرر شد هر شخص برای خود «اسم مخصوصی» انتخاب کند که همان نام خانوادگی بود. فرد از آن پس نامی مرکب از نام شخصی و نام خانوادگی داشت.

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که انتخاب «فامیل» را از یک رسم محدود در میان برخی اقشار، به بخشی از سازوکار قانونی ثبت هویت تبدیل کرد و راه را برای الزام نهایی در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ هموار ساخت.

اسناد مذاکرات و پیشنهادهای نمایندگان نشان می‌دهد که جزئیات انتخاب نام خانوادگی نیز از همان ابتدا محل توجه بود. نمایندگان درباره انحصاری شدن یک نام خانوادگی در حوزه ثبت، جلوگیری از انتخاب بعضی نام‌های خاص و حتی امکان تغییر نام خانوادگی پیشنهادهایی مطرح کردند. در متن قانون نیز حق تقدم نام خانوادگی مورد توجه قرار گرفت؛ به این معنا که پس از ثبت یک نام، دیگران نمی‌توانستند آزادانه همان نام را در همان حوزه ثبت کنند. پایان عصر القاب

در همان سال، تغییر دیگری نیز رخ داد که به تثبیت نام خانوادگی کمک کرد: محدود شدن و لغو بسیاری از القاب قدیمی. در اردیبهشت ۱۳۰۴ پیشنهادهایی در مجلس برای کنار گذاشتن عنوان‌هایی مانند سپهسالار، سپهدار، سردار و دیگر القاب نظامی و دیوانی مطرح شد. نمایندگانی چون زین‌العابدین رهنما، حسن تقی‌زاده و ضیاء واعظی خواستار لغو این القاب شدند و استدلال می‌کردند که بسیاری از این عناوین نظامی به افراد غیرنظامی داده شده و ارزش خود را از دست داده است.

در نیمه اردیبهشت ۱۳۰۴، قانون الغای القاب به تصویب رسید. طبق این قانون، به کار بردن عناوین گذشته لغو و افراد ملزم شدند برای خود نام و نام خانوادگی انتخاب کنند. استفاده از القاب ملغی‌شده با جریمه نقدی همراه بود و خطاب کردن افراد تنها با کلمات «آقا» و «بانو» مجاز شمرده شد.

ماجرا فقط حذف چند واژه از کنار اسم‌ها نبود. با کنار رفتن القاب، نظام قدیمی تشخیص جایگاه و هویت اشخاص نیز بخشی از کارکرد گذشته خود را از دست می‌داد. در نظم اداری جدید، قرار بود فرد بیش از لقب و منصب، با «نام شخصی + نام خانوادگی» شناخته شود.

البته فرهنگ اجتماعی یک‌شبه تغییر نکرد. بسیاری از رجال سال‌ها با لقب سابق خود شناخته می‌شدند و برخی حتی نام خانوادگی‌شان را به شکلی برگزیدند که یادآور لقب پیشین باشد. برای نمونه، محمد مصدق ملقب به «مصدق‌السلطنه» نام خانوادگی «مصدق» را برگزید و احمد قوام ملقب به «قوام‌السلطنه»، نام «قوام» را انتخاب کرد. ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷؛ شناسنامه از انتخاب به ضرورت تبدیل شد

گسترش نظام وظیفه نقش مهمی در فراگیر شدن شناسنامه داشت. پس از تصویب قانون نظام وظیفه در ۱۳۰۴، دولت برای تشخیص سن مشمولان به اطلاعات سجل احوال نیازمند شد. در منابع آمده است که فراخوان مشمولان بر پایه اطلاعات شناسنامه صورت می‌گرفت و از ۱۳۰۶ الزام دریافت ورقه هویت جدی‌تر شد.

در ۲۰ مرداد ۱۳۰۷ نیز مجلس قانون تازه‌ای درباره سجل احوال تصویب کرد. این قانون ساختار ثبت احوال را منظم‌تر کرد و «اداره کل احصائیه و سجل احوال مملکتی» جایگاه مشخص‌تری یافت.

مطابق قانون، افراد باید برای دریافت ورقه هویت مراجعه می‌کردند و تولد، ازدواج، طلاق و فوت نیز در مهلت مقرر گزارش می‌شد. قانون حتی مقرر کرده بود که اداره مسئول آمارگیری، سرشماری دوره‌ای جمعیت کشور را انجام دهد.

درواقع، نام خانوادگی دیگر تنها واژه‌ای برای تمایز دو خانواده نبود؛ جزئی از شبکه اطلاعاتی تازه‌ای بود که زندگی افراد را از تولد تا مرگ ثبت می‌کرد و زمینه‌ساز الزام نهایی سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ شد. مأموران ثبت احوال چگونه به سراسر کشور رسیدند؟

اجرای چنین قانونی در کشوری با جمعیت عمدتاً روستایی، پراکندگی جغرافیایی زیاد، جامعه عشایری و سطح پایین سواد آسان نبود. دفاتر ثبت احوال باید از شهرهای بزرگ فراتر می‌رفتند و دولت ناچار بود از ساختارهای محلی نیز کمک بگیرد.

در قوانین اولیه برای حاکمان، بلدیه، نظمیه، کدخدایان و حتی رؤسای ایلات نقش‌هایی در اجرای ثبت احوال در نظر گرفته شده بود. برای افرادی که سواد نداشتند نیز مأمور ثبت احوال می‌توانست اطلاعات را با حضور معتمدان ثبت کند.

مقاومت یا بی‌میلی بخشی از مردم نیز قابل انتظار بود. در روستاها و نواحی عشایری، مردم با مفهوم ثبت دولتیِ وقایع حیاتی بیگانه بودند. بسیاری از مراجعه به مأموران ثبت پرهیز می‌کردند، زیرا گمان می‌کردند داشتن شناسنامه مساوی است با پرداخت مالیات بیشتر یا اعزام پسران به خدمت اجباری سربازی. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها، ثبت دقیق تاریخ تولد بود. در جامعه‌ای که سواد عمومی پایین بود، بیشتر مردم تاریخ دقیق ولادت خود را نمی‌دانستند.

سن افراد معمولاً به صورت تقریبی و با ارجاع به حوادث تاریخی (مثل سال قحطی، سال سیل، یا زمان تاج‌گذاری پادشاه) محاسبه می‌شد. به همین دلیل، در بسیاری از شناسنامه‌های قدیمی، تاریخ تولدها نادقیق است و عدم انطباق سن واقعی با سن شناسنامه‌ای تا دهه‌ها یکی از معضلات حقوقی و اداری کشور بود که به شکل‌گیری پرونده‌های متعدد «اصلاح سن» در دادگاه‌ها منجر می‌شد.

قانون برای حل این مشکل به تشویق اکتفا نکرد. دریافت ورقه هویت به‌تدریج برای مراجعه به ادارات و انجام امور رسمی ضروری شد و برای نداشتن آن یا اعلام نکردن وقایع حیاتی نیز ضمانت اجرا در نظر گرفته شد. نام‌های خانوادگی از کجا آمدند؟

وقتی میلیون‌ها ایرانی باید در مدت نسبتاً کوتاهی صاحب نام خانوادگی می‌شدند، پرسش مهمی مطرح بود: چه نامی انتخاب کنند؟

یک شیوه رایج، استفاده از نام پدر یا یکی از نیاکان بود. از همین الگو نام‌هایی با پسوندهایی مانند «ی»، «زاده»، «پور» و ترکیب‌های مشابه شکل گرفتند. اگر نام جد خانواده محمد بود، «محمدی» می‌توانست یکی از گزینه‌های طبیعی باشد.

جغرافیا نیز منبع بزرگی برای ساخت نام خانوادگی بود. بسیاری از خانواده‌ها نام شهر، روستا، محله یا منطقه‌ای را که خود یا اجدادشان از آن آمده بودند، انتخاب کردند. به همین دلیل، نام‌های خانوادگی با نسبت‌های جغرافیایی در سراسر ایران فراوان است.

حرفه و شغل نیز در انتخاب نام مؤثر بود. صراف، جواهری، مستوفی و انواع نام‌های برگرفته از مشاغل و مناصب نمونه‌هایی از این شیوه‌اند. نام طایفه، شهرت بزرگ خاندان، لقب قدیمی یا ویژگی‌هایی که به یک فرد یا خانواده نسبت داده می‌شد نیز می‌توانست پایه انتخاب «فامیل» باشد.

به این ترتیب، بسیاری از نام‌های خانوادگی امروز را می‌توان مانند تکه‌ای کوچک از تاریخ اجتماعی ایران خواند. یک نام گاه از زادگاه خانواده خبر می‌دهد، نامی دیگر حرفه یکی از نیاکان را حفظ کرده و نامی دیگر یادگار یک لقب یا وابستگی طایفه‌ای است. امروزه بیش از ۱۰ هزار واژه نام خانوادگی در ایران وجود دارد که محمدی، حسینی، احمدی، رضایی، مرادی، حیدری و کریمی در صدر بیشترین فراوانی‌ها قرار دارند. مأمور ثبت احوال نام‌ها را انتخاب می‌کرد؟

روایت مشهوری وجود دارد که مأموران ثبت احوال خودشان برای خانواده‌ها نام انتخاب می‌کردند. منابع نشان می‌دهد نقش مأموران در فرایند ثبت و گاه راهنمایی مردم مهم بوده، اما تعمیم این موضوع به همه ایرانیان دقیق نیست.

اصل قوانین اولیه بر «انتخاب» نام از سوی شخص یا رئیس خانواده استوار بود. با این حال، شرایط اجرای قانون در نقاط مختلف یکسان نبود. بی‌سوادی، آشنا نبودن مردم با قواعد جدید و ضرورت ثبت سریع جمعیت باعث می‌شد مأموران در عمل گاه نقش پررنگ‌تری در پیشنهاد یا صورت‌بندی نام داشته باشند.

یک ابلاغیه سال ۱۳۱۴ نیز از مأموران ثبت احوال انتقاد می‌کرد که در مواردی واژه‌های نامتناسب، مرکب یا نادرست را بدون راهنمایی کافی در اسناد وارد کرده‌اند. همین سند نشان می‌دهد رابطه میان انتخاب مردم و عملکرد مأموران پیچیده‌تر از روایت ساده «مأموران برای همه فامیل ساختند» بوده است. سی‌ام مرداد ۱۳۱۳؛ نام خانوادگی در قانون مدنی

مرحله نهایی و قطعی این تحول در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ و با تصویب بخش مربوط به احوال شخصیه در قانون مدنی رقم خورد. ماده ۹۹۷ قانون مدنی مقرر کرد: «هر کس باید دارای نام خانوادگی باشد.»

این حکم، نام خانوادگی را به قاعده‌ای عمومی در حقوق مدنی ایران تبدیل کرد. به همین علت سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به‌ عنوان نقطه نهایی اجباری شدن نام خانوادگی برای همه ایرانیان شناخته می‌شود؛ هرچند فرایند قانونی و اجرایی آن، چنان‌که اسناد نشان می‌دهند، دست‌کم از سال‌ها قبل آغاز شده بود.

بنابراین، تاریخ این تحول را بهتر است به شکل یک خط زمانی دید: شکل‌گیری نخستین نهاد ثبت احوال در ۱۲۹۷؛ قانون سجل احوال و تثبیت قانونی نام خانوادگی در ۱۳۰۴؛ گسترش اجبار دریافت اسناد هویتی و اصلاح قوانین در ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷؛ و سرانجام تصریح قانون مدنی در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ که همه افراد را ملزم به داشتن نام خانوادگی کرد. دردسر نام‌های نامناسب و عصیان نوادگان

انتخاب سریع نام خانوادگی در دوره‌ای که این مفهوم برای بسیاری تازگی داشت، پیامدهایی هم داشت. کمتر از یک سال پس از الزام نهایی سی‌ام مرداد ۱۳۱۳، اداره احصائیه و سجل احوال درباره برخی نام‌های ثبت‌شده ابراز نگرانی کرد.

در ابلاغیه‌ای که در مرداد ۱۳۱۴ به امضای سرتیپ درگاهی، رئیس کل اداره احصائیه و سجل احوال منتشر شد و در روزنامه اطلاعات نیز به چاپ رسید، اداره ثبت احوال از انتخاب برخی نام‌های نامأنوس، طولانی، مرکب یا نامناسب انتقاد کرد. سرتیپ درگاهی به مأموران دستور داد تا نمونه‌های متناسب و درخور شئون اجتماعی را تهیه کرده و در اختیار مردم قرار دهند تا افراد بتوانند با «طیب خاطر» نام‌های خانوادگی زیبایی متناسب با شغل و مقام خود انتخاب کنند. او تأکید کرد که «قسمت اعظم تقدم و تأخر در شئون اجتماعی منوط به حسن یا سوء انتخاب اسماء است.»

همین ماندگاری باعث شد قوانین امکان تغییر نام خانوادگی را نیز تحت شرایطی به رسمیت بشناسند. نامی که یک نسل در شرایط خاصی برگزیده بود، ممکن بود برای نسل‌های بعد نامناسب، دشوار یا دارای معنایی ناخوشایند باشد.

 امروزه نیز هر فرد ایرانی پس از رسیدن به سن قانونی (۱۸ سالگی) تحت شرایطی می‌تواند نام خانوادگی خود را تغییر دهد. دلایلی نظیر طولانی بودن، ثقیل بودن، داشتن القاب زشت، مغایرت با ارزش‌های اجتماعی، واژگان بیگانه، یا تغییر پایگاه اجتماعی، به افراد این حق را می‌دهد که یک بار در طول عمر خود نام خانوادگی‌شان را عوض کنند. زنان نیز پس از ازدواج می‌توانند با شرایطی از نام خانوادگی همسر خود استفاده کنند. انقلاب شناسنامه؛ بازتعریف زنان، کودکان و نهاد خانواده

اهمیت شناسنامه تنها در نام‌گذاری خلاصه نمی‌شد؛ این تکه کاغذ، ساختار اجتماعی ایران را به لحاظ حقوقی متحول کرد.

تا پیش از آن، خانواده واحدی عرفی و شرعی بود که مدارک آن در قباله‌ها و عقدنامه‌های پراکنده نزد روحانیون نگهداری می‌شد. اما با پیدایش شناسنامه، تمام وقایع حیاتی شامل تولد، ازدواج، طلاق و مرگ، در یک سند متمرکز دولتی ثبت شد. این امر، مسائل حقوقی مانند ارث، حضانت، اثبات نسب و سن قانونی ازدواج را سر و سامان بخشید.

از سوی دیگر، شناسنامه تأثیری شگرف بر وضعیت زنان و کودکان داشت. در جامعه سنتی، هویت زنان غالباً در سایه مردان (به عنوان دخترِ فلان شخص یا همسرِ فلان مرد) تعریف می‌شد و کمتر در اسناد دیوانی نمود داشت. صدور شناسنامه باعث شد تا زنان به‌ عنوان «اشخاص حقوقی مستقل» به رسمیت شناخته شوند. برای کودکان نیز، شناسنامه به معنای ورود به چتر حمایتی قانون، امکان ثبت‌نام در مدارس و بهره‌مندی از خدمات عمومی بود. گذار از فرهنگ شفاهی به فرهنگ مکتوب و سندی

شاید ژرف‌ترین نتیجه اجباری شدن شناسنامه در ایران، تغییر ساختار ذهنی جامعه از «فرهنگ شفاهی» به «فرهنگ مکتوب و سندی» بود.

در گذشته، برای اثبات مالکیت، نسب یا هویت، شهادتِ معتمدان و حافظه جمعی کافی بود. اما نظام اداری جدید، «مدرک» را در مرکز توجه قرار داد. از آن پس، هویت افراد باید در کاغذی رسمی که به مُهر و امضای دولت ممهور بود، بازتاب می‌یافت تا معتبر شناخته شود. بدون شناسنامه، فرد از تحصیل، استخدام، افتتاح حساب بانکی، دریافت یارانه، رأی دادن و حتی خرید و فروش رسمی محروم می‌ماند. این روند، گام اساسیِ ایران در ورود به بوروکراسی مدرن بود. یک تغییر کوچک با پیامدی بزرگ

اجباری شدن نام خانوادگی در نگاه اول ممکن است اصلاحی ساده در شیوه نام‌گذاری به نظر برسد، اما در عمل بخشی از یکی از تحولات مهم تاریخ اداری ایران بود. با شناسنامه، فرد برای نخستین بار به شکلی یکسان و سراسری در نظام دولتی ثبت می‌شد؛ نام و نام خانوادگی، تاریخ تولد، والدین و سپس بخشی از وقایع اصلی زندگی او در اسناد رسمی قرار می‌گرفت.

این نظام از یک سو ابزار دولت برای سرشماری، برنامه‌ریزی، نظام وظیفه، مالیات و اداره کشور بود و از سوی دیگر، به افراد امکان می‌داد هویت، سن، نسب، تابعیت و بسیاری از حقوق خود را در برابر نهادهای رسمی اثبات کنند. به همین دلیل شناسنامه را می‌توان هم ابزار مدیریت جمعیت و هم سند به رسمیت شناخته شدن حقوقی فرد دانست.

نام خانوادگی نیز در همین روند به یکی از پایدارترین عناصر هویت تبدیل شد. واژه‌هایی که پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ایرانی در نخستین دهه‌های قرن چهاردهم خورشیدی انتخاب یا ثبت کردند، اکنون پس از چند نسل بخشی طبیعی از زندگی نوادگان آنان است.

امروزه در ادبیات روزمره و فرهنگ عامه ایرانیان، «شناسنامه» از یک سند اداری فراتر رفته و به نمادی از اصالت و ریشه‌داری تبدیل شده است؛ وقتی می‌گوییم فردی «شناسنامه‌دار» است، به اعتبار و پیشینه او اشاره داریم و واژه «بی‌شناسنامه» کنایه‌ای از بی‌اعتباری و طردشدگی اجتماعی است.

در طول یک قرن گذشته، قالب این سند نیز تحولات زیادی را به خود دیده است؛ از اوراقِ یک‌برگی «سجل احوال» تا دفترچه‌های چندبرگی که جایگاهی برای ثبت انتخابات، ازدواج، تولد فرزندان و فوت در آن‌ها تعبیه شد. در دهه‌های اخیر، با گسترش فناوری اطلاعات، هسته اصلی نظام هویت‌یابی از دفترهای دست‌نویس به سامانه‌های متمرکز الکترونیکی و پایگاه‌های داده آنلاین انتقال یافته است. تعریف «کد ملی» و صدور «کارت ملی هوشمند»، بسیاری از کارکردهای سنتی شناسنامه‌های کاغذی را برعهده گرفته‌اند. با این حال، شناسنامه همچنان جایگاه نمادین و حقوقی خود را به‌عنوان سند مادر حفظ کرده است.

سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ تنها یک تاریخ در تقویم قانون‌گذاری نیست؛ یادآور لحظه‌ای است که جامعه ایران گامی قطعی از هویت محلی و شفاهی به هویت رسمی و مکتوب برداشت. شاید به همین دلیل تاریخ نام خانوادگی فقط داستان انتخاب چند هزار واژه برای خانواده‌های ایرانی نباشد. این تاریخ، روایت عبور جامعه از دوره‌ای است که فرد را همسایه‌ها، خویشاوندان و معتمدان محلی می‌شناختند، به دوره‌ای که هویت باید در دفتر دولت نیز ثبت می‌شد. نام خانوادگی در نقطه تلاقی این دو جهان قرار گرفت: بخشی از گذشته خانواده‌ها را در خود حفظ کرد و در همان حال به یکی از پایه‌های هویت رسمی ایرانیان در دنیای جدید تبدیل کرد؛ انقلابی که «رعیتِ» وابسته به طایفه و لقب را به «شهروندی» دارای هویت مستقل و حقوق قانونی تبدیل نمود.

منابع و مآخذ

۱. «قانون سجل احوال»، مصوب ۱۴ خرداد ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی، مجموعه قوانین دوره پنجم مجلس شورای ملی؛ متن و سوابق تقنینی موجود در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و مرکز اسناد کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.

۲. «قانون سجل احوال»، مصوب ۲۰ مرداد ۱۳۰۷ مجلس شورای ملی، مجموعه قوانین دوره ششم مجلس شورای ملی؛ متن قانون در پایگاه قوانین و مقررات/مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.

۳. «قانون مدنی»، جلد دوم، کتاب هفتم «در نکاح و طلاق» تا کتاب دهم «در حجر و قیمومت»، مصوب ۳۰ مرداد ۱۳۱۳ مجلس شورای ملی؛ به‌ویژه ماده ۹۹۷: «هر کس باید دارای نام خانوادگی باشد.» متن قانون در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.

۴. اسناد مربوط به لایحه و مذاکرات مقدماتی «قانون سجل احوال» در دوره پنجم مجلس شورای ملی، مرکز اسناد کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، کارتن ۱۰۷، پوشه ۲۷؛ شامل لایحه وزارت داخله، گزارش‌های کمیسیون داخله و پیشنهادهای نمایندگان درباره نام خانوادگی و ورقه هویت، ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ خورشیدی.

۵. نیلقاز، مریم، «پیشینه شناسنامه در ایران»، پیام بهارستان، دوره دوم، سال دوم، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۰، صص ۵۳۲ تا ۵۶۲. مقاله مبتنی بر اسناد دوره پنجم مجلس شورای ملی، کارتن ۱۰۷، پوشه ۲۷، مرکز اسناد کتابخانه مجلس شورای اسلامی.

۶. سازمان ثبت احوال کشور، «تاریخچه ثبت احوال در ایران»، درگاه رسمی سازمان ثبت احوال کشور؛ درباره تشکیل نخستین تشکیلات ثبت احوال در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، صدور نخستین اسناد هویتی و تحولات سازمان ثبت احوال.

۷. مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، جلد اول، تهران: نشر هرمس، چاپ ۱۳۹۵، ص ۵۹۱؛ برای بررسی ساختار اجتماعی و اداری دوره قاجار و رواج القاب.

۸. اشرف، احمد، «القاب دیوانی در عصر قاجاریه»، آینده، سال هشتم، شماره ۱۲، اسفند ۱۳۶۱؛ درباره ساختار، گسترش و کاربرد القاب دیوانی در دوره قاجار.

۹. اسناد مجلس شورای ملی درباره پیشنهاد لغو القاب نظامی و کشوری، دوره پنجم مجلس، اردیبهشت ۱۳۰۴؛ از جمله پیشنهادهای نمایندگان درباره عناوینی چون سپهسالار، سپهدار، سردار، سپهبد، امیر و عناوین مرکب با «سپاه»، «لشکر»، «جنگ»، «سالار» و «نظام»؛ مرکز اسناد کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.

۱۰. اسناد آرشیو ملی ایران درباره لغو القاب و مکاتبات اداری مرتبط با عناوین و مناصب نظامی و کشوری در سال‌های پایانی قاجار و آغاز پهلوی؛ سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

۱۱. ملک‌زاده، الهام و علیزاده بیرجندی، زهرا، پژوهش مربوط به «عوامل مؤثر در شکل‌گیری سیاست‌ها و تحولات جمعیتی در دوره رضاشاه»؛ برای بررسی رابطه ثبت احوال، سیاست‌های جمعیتی و گسترش نظام اداری در این دوره.

۱۲. بی‌طرفان، محمد، مدیریت شهری نوین در ایران؛ تجربه انجمن‌های بلدی در دوره مشروطیت، تهران: نشر تاریخ ایران؛ برای زمینه تاریخی تحول مدیریت و نهادهای اداری ایران در دوره مشروطه.

۱۳. رستمی، فرهاد، پهلوی‌ها؛ خاندان پهلوی به روایت اسناد: رضاشاه، تهران: مؤسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر، ۱۳۷۸، ۴۲۸ صفحه؛ برای مطالب مربوط به رضاشاه و تحولات اداری و سیاسی این دوره.

۱۴. «متحدالمال اداره احصائیه و سجل احوال مملکتی درباره انتخاب نام خانوادگی»، به امضای سرتیپ درگاهی، رئیس اداره احصائیه و سجل احوال؛ منتشرشده در روزنامه اطلاعات، مرداد ۱۳۱۴. این بخش منبع اصلی مطالب مربوط به انتقاد اداره سجل احوال از نام‌های خانوادگی نامأنوس، مرکب، نامناسب یا دشوار و تأکید بر راهنمایی مردم در انتخاب نام خانوادگی است.

۱۵. مجموعه قوانین و مقررات ثبت احوال کشور و دستورالعمل‌های مربوط به تغییر نام و نام خانوادگی، سازمان ثبت احوال کشور؛ برای ضوابط مربوط به حق تقدم نام خانوادگی و موارد تغییر نام خانوادگی. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر قادر باستانی: نظام اسلامی به يک تصميم و تفاهم بزرگ نياز دارد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : سرطان روده بزرگ، شایع اما قابل پیشگیری/غربالگری از ۴۰ سالگی را جدی بگیرید بیشتر بخوانید: پرتکرارترین نام‌های خانوادگی در کشور کدامند؟ تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه
۳ ساعت قبل / روزنامه شرق

وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه

‌زخم نفت، مدرنیزاسیون تحمیلی، رانده‌شدن مردم از جغرافیای زیست‌شان‌ و تبدیل حافظه جمعی به میدان مقاومت. جلد اول «شهرهای نمک»، یعنی «سرگردانی»، در نسخه فارسی با ترجمه امل نبهانی منتشر شده و آن را می‌توان رمانی درباره پیدایش نفت در شبه‌جزیره عربستان و دگرگونی روستاها و بادیه‌ها معرفی کرد.

 میگنا - خطاهای رایج در تشخیص «شوخی» با «تمسخر»/ تاثیر شوخی بر شخصیت کودکان
۱ ساعت قبل / سایت میگنا

میگنا - خطاهای رایج در تشخیص «شوخی» با «تمسخر»/ تاثیر شوخی بر شخصیت کودکان

سبک شوخی در محیط خانواده، نه تنها بر فضای خانه تأثیر می‌گذارد، بلکه شخصیت و شیوه‌های ارتباطی کودک را در آینده شکل می‌دهد و والدین نقش کلیدی در آموزش قواعد احترام، شوخ‌طبعی و مرزهای ارتباطی به فرزندان دارند.

 کیهان پشت علی مطهری درآمد؛ وظیفه حکومت اسلامی فقط تامین آب و نان نیست
۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

کیهان پشت علی مطهری درآمد؛ وظیفه حکومت اسلامی فقط تامین آب و نان نیست

روزنامه کیهان در واکنش به نامه آیت‌الله احمد عابدینی خطاب به علی مطهری درباره مسئله حجاب، با انتقاد شدید از طرح مسائل اقتصادی و اجتماعی در کنار موضوع حجاب، وی را «روحانی‌نما» خواند و تشبیه او درباره «دزدیدن کشمش» را به باد انتقاد گرفت.

 قیمت خودرو امروز 31 مرداد 1405 / بررسی کارنامه ۶ ماهه بازار خودرو + جدول
۴۴ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

قیمت خودرو امروز 31 مرداد 1405 / بررسی کارنامه ۶ ماهه بازار خودرو + جدول

قیمت خودرو امروز 31 مرداد 1405 از سوی بنگاه‌های معاملاتی اعلام شد.

 23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!
۶ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!

رونالدو برای 25امین فصل متوالی در دوران حرفه‌ای خود، گلزنی کرد

 تورم نهاده‌های صنعت رکورد زد؛ موج گرانی به کالاها می‌رسد؟
۵۶ دقیقه قبل / سایت اکوایران

تورم نهاده‌های صنعت رکورد زد؛ موج گرانی به کالاها می‌رسد؟

آخرین آمارهای صنعت نشان می‌دهد وضعیت تورم نهاده‌ها در این بخش اقتصاد اوج گرفته و به رقم تاریخی ۱۰۹ درصد رسیده است. این تورم که در بهار ۱۴۰۵ به وقوع پیوسته نسبت به بهار ۲۵ سال گذشته خود بی‌سابقه بوده است. باید دقت داشت که تورم به وقوع پیوسته در نهاده‌های بخش صنعت در نهایت خود را در قیمت کالاهای نهایی بخش صنعتی نشان خواهد داد و تورم کالاهای صنعتی نیز در ماه‌های آتی به این نرخ نزدیک خواهد شد.