قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

وقتی اسرائیلی ها جهنم را دیدند (+صدا)

در سال‌های آخر مجبور بود با یک تاکسی دور شهر بچرخد تا خرج خانه و زندگی‌اش لنگ نماند.
 وقتی اسرائیلی ها جهنم را دیدند (+صدا)

عصر ایران؛ علی نجومی ــ  یکشنبه ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۴۷. تهران هنوز تابستان نشده، اما بوی تابستان می‌دهد. هوای دم‌کرده و آفتاب بی‌رحم، رمق تهرانی‌ها را گرفته است. اما حالا حوالی ساعت چهار بعدازظهر، کم‌کم شهر به‌طور عجیبی دارد خلوت می‌شود. جمعیت را هول‌وولا گرفته و مثل آتش روی اسفند، آرام و قرار ندارند.

پادکست را این‌جا بشنوید کد صوت دانلود صوت اصلی

آخر، در شهر خبری است؛ آن هم چه خبری!

بازی آخر تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت‌های آسیا در سال ۱۹۶۸، مقابل اسرائیل برگزار می‌شود. مسابقاتی که با شرکت پنج تیم برگزار شده بود. همه تیم‌ها به‌صورت رودررو با هم بازی کرده بودند و حالا بازی آخر مانده بود.

ایران حتی اگر بازی را یک بر صفر هم می‌باخت، قهرمان می‌شد. اما کدام ایرانی دوست داشت تیمش قهرمانی را با شکست جشن بگیرد؟

اسرائیلی‌ها اما مدافع عنوان قهرمانی بودند و حریف سرسخت و سمجی به حساب می‌آمدند. اما این‌ها همه حرف بود.

اسرائیل، اسرائیل بود و ایران، ایران.

و این بود که شاید بتوان گفت این مهم‌ترین بازی تاریخ فوتبال ایران بود؛ و شاید هنوز هم هست.

بازی در استادیوم امجدیه، یا همان ورزشگاه شهید شیرودی فعلی، برگزار می‌شد. اصلاً همه بازی‌های آن دوره در همین استادیوم انجام شده بود.

۳۰ هزار نفر داخل استادیوم بودند و ۱۰ هزار نفر هم بیرون، پشت درها مانده بودند. بقیه هم یک جایی رادیو یا تلویزیونی پیدا کرده بودند و آماده شروع بازی بودند.

اما تیم ایران یک نگرانی بزرگ داشت. همایون‌خان بهزادی، یا همان «سرطلایی»، گلزن اول ایران، در بازی قبلی آسیب دیده بود و گرچه به زور آمپول خودش را به بازی رسانده بود، اما محمودخان بیاتی، مربی ایران، گفته بود:

«بازی کردن همایون اَلا و بِلا فقط ۱۵ دقیقه آخر، آن هم شاید!»

از مجموعه پادکست مشاهیر جاودانه ایران، پادکست زرتشتی مشهور قربانی کینه شد را این‌جا بشنوید

بازی شروع شد. پنج دقیقه که گذشت، کم‌کم انگار ترس ساق پای بازیکنان ایران را شل کرد. پاس‌ها به مقصد نمی‌رسید. ضربات سر را اسرائیلی‌ها مثل آب خوردن می‌زدند؛ انگار روی فنر می‌پریدند و یکی دو متر از بازیکنان ما بالاتر بودند.

اگر عزیز اصلی، گلرمان، نبود، معلوم نبود همان نیمه اول چه بلایی سرمان می‌آمد.

به هر زحمتی بود، نیمه اول را گل نخوردیم. هنوز این ما بودیم که قهرمان می‌شدیم، اما محمودخان بیاتی می‌دانست نیمه دوم با این وضعیت کارمان تمام است.

اما چه چاره‌ای داشت؟ انگار مخ محمودخان هم قفل کرده بود. تیم نفهمید وقت استراحت چطور تمام شد و «یا علی» گفتند و رفتند توی زمین.

توپ که شروع کرد به گشتن، انگار سرگیجه ما هم شروع شد. چپ و راست، شوت بود که اسرائیلی‌ها به سمت دروازه ایران می‌زدند و بالاخره دقیقه ۵۶، گیورا اشپیگل گل آن‌ها را زد.

کارش را بلد بود و زهرش را بالاخره ریخت.

چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که افتضاح بعدی از راه رسید و فریبرز اسماعیلی اخراج شد. فریبرز مهاجم فوق‌العاده‌ای بود، ولی در آن بازی محو شده بود. حالا هم به خاطر یک برخورد خشن کارت قرمز گرفته بود.

یک بر صفر عقب باشی و ۱۰ نفره هم بشوی. آیا توی کوچه ایران هم عروسی می‌شد؟ آن هم یک عروسی ۳۰ میلیون نفری.

جواب سؤال دست یک نفر بود؛ بال چپ تکنیکی و قلدر ایران، اکبر افتخاری. همان که می‌گفتند یک جوری با توپ دریبل می‌زند که انگار توپ با نخ به پایش وصل است.

انگار تازه از دقیقه ۶۰ موتور اکبرآقا روشن شد. یک جوری این اسرائیلی‌ها را این‌ور و آن‌ور می‌کرد و توپ را رد می‌داد که بدبخت‌ها سرگیجه گرفته بودند.

حالا دیگر می‌شد ترس را توی چهره مربی آن‌ها خواند. تماشاگرها به وجد آمده بودند. موتور اکبرآقا که روشن شد، بقیه تیم هم جان گرفتند.

اما نه شوت‌های پرویز قلیچ‌خانی و نه فرارهای حسین کلانی، هیچ‌کدام راه به جایی نمی‌برد.

جای یک نفر خالی بود؛ همان که عادت داشت سانترهای اکبرآقا را بکارد توی گل.

حالا دیگر دقیقه ۷۰ بازی بود و محمودخان بیاتی بالاخره چراغ سبز را نشان داد تا سرطلایی برود توی زمین.

حالا دیگر هیچ‌کس در جمعیت دلِ نشستن نداشت. همه ایستاده بازی را می‌دیدند.

یکی دو دقیقه بعد، روبی یونگ، کاپیتان اسرائیل، هم به خاطر تکل خشن روی حسین کلانی اخراج شد. حالا دیگر انگار واقعاً باد توی بادبان کشتی ایران افتاده بود.

هنوز هم همه توپ‌های ایران از سمت چپ و توسط اکبرآقای افتخاری روی دروازه اسرائیلی‌ها ریخته می‌شد. خداییش دردانه تیم ایران بود؛ عین موشک نقطه‌زن، توپ را می‌فرستاد همان‌جایی که باید برود. جادوگری بود که اسرائیلی ها را جادو کرده بود.

و بالاخره یکی از همین سانترهای خاص اکبرآقا رفت بالا و نشست روی سر همایون‌خان.

و او هم به این توپ‌ها «نه» نمی‌گفت.

گل برای ایران!

جمعیت روی سر و کول همدیگر بالا می‌رفتند. فریاد «ایران، ایران» گمانم تا تجریش می‌رفت.

اما صبر کنید!

مربی اسرائیل داد و بیداد می‌کرد که توپ از خط رد نشده. داور وسط گنگ و گیج به نظر می‌رسید. اصلاً انگار یک خالیش نبود که چه شده!

ببین استرس با آدم چه کار می‌کند.

بالاخره داور به کمکش اعتماد کرد و گل را به نفع ایران اعلام کرد.

چند دقیقه بعد هم پرویز قلیچ‌خانی گل دوم ایران را زد و قهرمان آسیا شدیم؛ بی‌حرف و حدیث.

بعد از بازی، تا چند روز ایران غرق جشن و سرور بود. دمِ درِ دکان‌ها یک ظرف پاکت گذاشته بودند تا دهان‌ها را شیرین کنیم.

ایران شده بود فاتح آسیا؛ آن هم با بردن اسرائیل.

از آن تیم، اکبر افتخاری دعوت شد به تیم منتخب آسیا و رفت مالزی تا مقابل آرسنال انگلیس بازی کند و حتی یک گل هم زد. یعنی اولین ایرانی بود که در تیم منتخب آسیا بازی می‌کرد.

بازی‌اش آن‌قدر چشم انگلیسی‌ها را گرفت که برایش بلیت هواپیما فرستادند تا برود لندن.

اما تیمسار خسروانی، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی و باشگاه تاج، یعنی استقلال فعلی، یک کلام گفت: «نه.»

توجیهش هم این بود:

«اکبر، هر چی اجنبی‌ها بهت می‌دن، منم بهت می‌دم؛ ولی خارج، بی‌خارج.»

اکبرآقا همان سال ۱۳۴۷، ۱۲۰ هزار تومان پیش‌پیش گرفت و تازه ماهی سه هزار تومان هم پول توجیبی گرفت و برای تاج بازی کرد.

اما چه فایده که همه پول‌ها رفت که رفت.

یکی دو سرمایه‌گذاری ناشیانه، تمام پول‌های آن سال‌ها را به باد داد.

این خاطرات و حرف‌ها را خیلی‌ها از خودش شنیده بودند؛ از خودش که در سال‌های آخر مجبور بود با یک تاکسی دور شهر بچرخد تا خرج خانه و زندگی‌اش لنگ نماند.

خانه‌اش سمت خیابان سمیه و پایین میدان هفت‌تیر بود. خیلی پررو بودم که می‌رفتم و منتظرش می‌ایستادم تا دو کلام صدایش را بشنوم و از خاطرات تمام‌نشدنی‌اش بگوید.

دفتر خاطراتش تمامی نداشت، اما خودش می‌گفت:

«بهترین روزهای عمرم مال ۱۸ سالگی بود تا ۲۵ سالگی.»

وقتی از جنوب آمد تهران تا برای تیم دارایی بازی کند؛ همان تیم ترسناک و جون‌داری که علی‌اکبرخان محب ساخته بود؛ همان آقا محبِ اهل فوتبال.

آقا محب برایش یک خانه اجاره کرده بود؛ همان بالای امجدیه. ناهار و شامش را هم خانم محب، خانگی، برایش درست می‌کرد.

از وقتی فهمید اکبر کتلت خیلی دوست دارد، دیگر بیشتر کتلت درست می‌کرد. با سنگک خشخاشی، دو سه پر ریحان و خیارشور هم می‌چسباند؛ گلش می‌کرد!

اکبرآقا هم می‌رفت امجدیه و دل از هوادارهای دارایی می‌برد.

آن موقع دارایی تیم ترسناکی بود. تاج خیلی سعی می‌کرد خودش را حریف دارایی بداند، اما حریف نبود.

طرفدارهای دارایی هم اصلاً از تاجی‌ها خوششان نمی‌آمد. برای همین همیشه شعار می‌دادند:

«اکبر افتخاری... تاج رو ببند به گاری!»

اما چرخ روزگار به کام اکبرآقا نچرخید. دارایی منحل شد و اکبرآقا، برخلاف میلش، شاید هم به خاطر تأمین شدن زندگی‌اش، خدا می‌داند چرا، پاشد رفت تاج.

سه سال آنجا بود که با رایکوف، مربی تاج، دعوایش شد. مدتی کوتاه هم برای عقاب و پرسپولیس بازی کرد و در ۲۸ سالگی از فوتبال خداحافظی کرد.

هیچ‌کس هم نفهمید چرا.

اکبرآقا عاقبت سال ۱۳۹۶، در سن ۷۳ سالگی، درگذشت.

این توضیح را هم بدهم که در این پادکست، خیلی از اطلاعات و یادداشت‌های آقای ابراهیم افشار، ورزشی‌نویس درجه‌یک کشورمان، استفاده کردم.

یاد اکبرآقای افتخاری هم گرامی. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر عکس یادگاری فرزندان آخرین ولیعهد قاجار و نوه های محمدعلی شاه خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : اربن اکسپلوریشن ؛ یکی از خاص ترین ساختمان های متروکه بلژیک (+تصاویر) بیشتر بخوانید: زنی که نفرت را به عشق ترجیح داد؛ قصه عشق شاهزاده سرخ (+صدا) تماشاخانه ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید محمدباقر خرازی کیست؟روحانی جنجالی با ادعاها و ایده‌های تخیلی فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۱ ساعت قبل / سایت برترینها

گرمای اروپا به فوتبال هم رحم نکرد

همشهری: پاری‌سن‌ژرمن قرار بود یکشنبه در ورزشگاه پارک دو پرنس، دفاع از قهرمانی‌اش در لیگ فرانسه را مقابل رن آغاز کند، اما موج‌های گرمای تابستان چنان بلایی سر زمین چمن آوردند که مسابقه از پاریس به ورزشگاه رن منتقل شد. زمین پارک دو پرنس برای برگزاری مسابقه در شرایط مناسب و ایمن تشخیص داده نشد و PSG مجبور شد افتتاحیه فصل را در خانه حریف برگزار کند. باشگاه گفته برای بازی بعدی خانگی مقابل موناکو در ۴ سپتامبر، چمن جدید آماده خواهد شد.

اما ماجرا فقط یک زمین فوتبال نیست. اروپا امسال یکی از سخت‌ترین تابستان‌های سال‌های اخیرش را تجربه می‌کند؛ موج‌های گرما پشت سر هم آمده‌اند، رکوردهای دما شکسته شده، آتش‌سوزی‌های گسترده رخ داده و مرگ‌ومیر ناشی از گرما به یک مسئله جدی بهداشت عمومی تبدیل شده است. در اواخر ژوئن، بیش از ۱۰ هزار مرگ اضافی در اروپا ثبت شد، در حالی که در بسیاری از مناطق دما از ۴۰ درجه عبور کرده بود؛ بیش از ۹ هزار نفر از این گروه بالای ۶۵ سال بودند.

همه این اتفاقات در حالی رخ داده که دمای هوا در حوالی ۳۰ تا ۴۰ درجه بوده است؛ چیزی که برای ما خاورمیانه‌ای‌ها شوخی است و ماها در این دما، تازه هوس چای می‌کنیم.

اما برسیم به اسپانیا؛ همان کشوری که اسمش برای خیلی از ما با آفتاب و ساحل و فوتبال و تعطیلات گره خورده است. اروپایی‌ها هم برای عشق و حال به سواحل این کشور می‌روند. اما اوضاع اسپانیا هم خراب است. طبق برآورد سامانه پایش مرگ‌ومیر اسپانیا، از آغاز برنامه مقابله با گرما تا ۱۵ اوت، ۴۱۹۱ نفر در این کشور بر اثر گرمای شدید جان باخته‌اند.

البته این‌طور نیست که بیش از چهار هزار نفر در اسپانیا با دیدن عدد ۳۰ روی دماسنج مرده باشند! قربانیان گرما الزاما کسانی نیستند که وسط خیابان از گرما نقش زمین شده‌اند. بخش بزرگی از مرگ‌ها در افراد سالمند و کسانی اتفاق می‌افتد که بیماری زمینه‌ای دارند. حدود ۸۹ درصد مرگ‌های ناشی از گرمای تابستانی در گروه سنی بالای ۶۵ سال برآورد شده است. کشورهای جنوبی اروپا، از جمله ایتالیا، اسپانیا و یونان، در میان آسیب‌پذیرترین کشورها قرار دارند.

حالا سوال این‌جاست؛ چرا اروپایی‌ها کولر نمی‌گذارند؟ چرا در زمستان‌ها هم زورشان می‌آید از شوفاژ استفاده کنند؟ چرا جی کی رولینگ، کتاب‌های هری پاتر خودش را در کافه ادینبورو می‌نوشت تا از گرمای رایگان آن و البته اینترنت استفاده کند؟ چرا اروپایی‌ها که زمانی همه دنیا مستعمره آنها بود، تا این حد در بخش انرژی ضعیف و آسیب‌پذیرند؟ در اتحادیه اروپا، در ۲۰۲۴ حدود ۶۱.۵ درصد مصرف انرژی خانوارها صرف گرمایش فضا شده و فقط ۰.۸ درصد مربوط به سرمایش بوده است.

بین کشورهای اروپایی، کشورهای شمالی که چیزی به نام کولر ندارند؛ چون عمر تابستان‌شان به عوض کردن پوشال کولر قد نمی‌دهد. اما در جنوب و کشورهای اسپانیا، ایتالیا و یونان و پرتغال کولر و وسایل خنک‌کننده هم دارند و مصرف انرژی آنها در میان کشورهای اتحادیه اروپا بالاست. مصرف انرژی خانوارهای اتحادیه اروپا برای سرمایش از ۴۰.۵ هزار تراژول در سال ۲۰۱۸ به ۸۰.۴ هزار تراژول در ۲۰۲۴ رسیده؛ یعنی در ۶سال تقریبا دو برابر شده است.

در فرانسه اما فقط حدود ۲۴ درصد خانه‌ها در سال ۲۰۲۵ مجهز به سیستم تهویه مطبوع بوده‌اند؛ هرچند این رقم از ۱۸ درصد در سال ۲۰۲۳ افزایش پیدا کرده است.

اما در بیشتر کشورهای اروپایی، دست زدن به معماری خانه‌های قدیمی غیرقانونی است و صاحبخانه یا مستاجر نمی‌تواند سرخود کولر کار بگذارد. بسیاری از خانه‌های اروپایی اساسا برای آب‌وهوای گرم طراحی نشده‌اند. در بخش بزرگی از اروپا، برای دهه‌ها مسئله اصلی این بود که چطور خانه را گرم کنیم، نه چطور خنکش کنیم. عایق‌کاری، پنجره‌ها، سیستم گرمایش مرکزی و معماری خانه‌ها عمدتا با زمستان تعریف شده‌اند. کولر هم تا همین اواخر برای بسیاری از اروپایی‌ها یک وسیله لوکس یا چیزی مخصوص جنوب اروپا بود، نه یک وسیله ضروری برای زنده ماندن.

از طرف دیگر، نصب و استفاده از کولر هزینه دارد. افزایش قیمت انرژی هم باعث شده خیلی از خانوارها در مصرف انرژی محتاط باشند؛ در فرانسه، مثلا ۳۶ درصد خانوارها در سال ۲۰۲۵ گفته‌اند برای پرداخت برخی قبض‌های انرژی با مشکل مواجه شده‌اند.

از آن طرف، اروپا با یک مشکل دیگر هم روبه‌روست: جمعیت پیر. مطالعات جدید نشان می‌دهد افراد بالای ۶۰ سال بسیار بیشتر از آنچه قبلا تصور می‌شد در برابر گرمای شدید آسیب‌پذیرند. توانایی بدن برای دفع گرما با افزایش سن کاهش پیدا می‌کند و بیماری‌های قلبی، ریوی، کلیوی و مصرف برخی داروها هم می‌توانند خطر را بیشتر کنند. شاید برای همین است که اروپایی‌ها نسبت به بقیه جهان در برابر جنگ اخیر آمریکا با ایران موضع منفعلانه در پیش گرفته‌اند. آنها نسبت به انرژی، بسیار آ

سیب‌پذیرند. البته آسیب‌پذیری اروپا فقط به کولر محدود نمی‌شود. جنگ و اختلال در تنگه هرمز نشان داده وابستگی انرژی همچنان یکی از نقاط حساس اقتصاد اروپاست. بریتانیا هم برخلاف تصور، نفت تولید می‌کند، اما تولید دریای شمال سال‌هاست روند نزولی دارد و این کشور همچنان واردکننده خالص نفت است و ترامپ هم بارها به آنها طعنه زده که چرا استخراج نمی‌کنند.

برگردیم به فوتبال؛ جمال موسیالا در دو بازی دوستانه پیاپی برای بایرن مونیخ غش کرد که البته فقط مرتبط با گرمای هوا نبود و او اخیرا دچار یک بیماری نادر شده است.

در جام جهانی وقتی فیفا کولینگ‌بریک یا همان زنگ آبخوری سه دقیقه‌یا را برای هر نیمه در نظر گرفت، صدای خیلی‌ها در آمد، اما فعلا چاره‌ای جز استفاده از این فرصت‌ها برای آب‌رسانی به بازیکنان نیست؛ مبادا تلفات گرمازدگی در اروپا به زمین‌های فوتبال هم سرایت کند. وقتی گرما می‌تواند چمن یک ورزشگاه بزرگ را خراب کند، با جان فوتبالیست چه می‌کند؟ حالا تصور کنید گرما با آدم‌هایی که نه زمین چمن مجهز دارند، نه ورزشگاه مدرن، نه سیستم خنک‌کننده و نه توان مالی برای فرار از گرما چه می‌کند.

 


۲ ساعت قبل / سایت جماران

سازمان ملل: کرانه باختری در آستانه فروپاشی قرار گرفته است

مدیر دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل در اراضی فلسطینی هشدار داد اوضاع کرانه باختری به آستانه فروپاشی رسیده و خشونت شهرک‌نشینان صهیونیست با حمایت دولت رژیم صهیونیستی ادامه دارد.

وی در گفت و گو با الجزیره تاکید کرد اسرائیل به دلیل نبود پاسخگویی و مجازات، نسبت به آنچه در کرانه باختری رخ می‌دهد بی‌اعتناست و اگر جامعه بین‌المللی وارد عمل نشود، این تعرضات متوقف نخواهد شد.

این مقام سازمان ملل افزود اراده سیاسی کافی برای متوقف کردن اقدامات رژیم صهیونیستی وجود ندارد و اقداماتی که تاکنون برای پایان دادن به نقض‌ها در کرانه باختری اتخاذ شده، کافی نبوده است.

 


۲ ساعت قبل / سایت صفحه سیاست

انتقال بزرگ در سری آ؛ ستاره لیورپول راهی اینتر شد

صفحه سیاست-

جونز که محصول آکادمی لیورپول است، پس از توافق نهایی دو باشگاه قرارداد انتقال دائمی خود به اینتر را امضا کرد. این باشگاه ایتالیایی ابتدا ۳۰ میلیون یورو برای جذب این بازیکن پرداخت می‌کند و پنج میلیون یوروی دیگر نیز به‌عنوان پاداش‌های وابسته به عملکرد در نظر گرفته شده است.

اینتر پیش از این در ماه ژانویه برای جذب جونز تلاش کرده بود، اما پیشنهاد قرضی این باشگاه مورد موافقت لیورپول قرار نگرفت. پیشنهاد حدود ۲۵ میلیون یورویی اینتر در ماه ژوئن نیز از سوی باشگاه انگلیسی رد شد و در نهایت دو طرف بر سر انتقالی ۳۵ میلیون یورویی به توافق رسیدند.

پایان یک دوره ۱۶ ساله در آنفیلد

جونز از سال ۲۰۱۹ و در دوران حضور یورگن کلوپ، نخستین بازی خود برای تیم بزرگسالان لیورپول را انجام داد و در مجموع ۲۲۸ بار با پیراهن این تیم به میدان رفت.

او در فصل ۲۰۲۵-۲۶ در ۴۹ مسابقه برای لیورپول بازی کرد، اما تنها ۲۸ بار در ترکیب اصلی قرار گرفت. این بازیکن در پایان فصل حتی به‌صورت موقت در پست دفاع راست نیز به میدان رفت.

لیورپول با انتشار بیانیه‌ای رسمی جدایی جونز را تأیید کرد و ضمن قدردانی از سال‌های حضور این بازیکن، برای او در ادامه دوران حرفه‌ای آرزوی موفقیت کرد.

با جدایی جونز، لیورپول در حال حاضر برنامه‌ای جدی برای جذب جانشین او ندارد و به نظر می‌رسد تری نیونی، هافبک جوان این تیم، یکی از گزینه‌های اصلی برای پر کردن جای خالی او باشد.




 حق امید‌ها را خرج بیرو‌ها نکنیم
۱ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

حق امید‌ها را خرج بیرو‌ها نکنیم

امید‌های فوتبال ایران به سادگی ناامید می‌شود اگر بهترین فرصت را صرفاً به بهانه کسب نتیجه تقدیم بزرگسالان کنیم

 تلاطم بورس در مرز حساس
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تلاطم بورس در مرز حساس

بورس تهران پس از رشد 60درصدی از ابتدای سال، اکنون در آستانه ورود شاخص کل به کانال ۶‌میلیون واحدی با احتیاط بیشتری حرکت می‌کند. نزدیک شدن به این مرز روانی، از یک‌سو میل برخی معامله‌گران به شناسایی سود را افزایش داده و از سوی دیگر، بخشی از سرمایه‌گذاران همچنان به تداوم روند صعودی امیدوارند. همین وضعیت، بازار را در نقطه‌ای مردد قرار داده است. با وجود چهارمین هفته متوالی مثبت بورس، دو سناریو برای مسیر پیش‌روی بازار سهام مطرح است. در سناریوی نخست، عطش خریداران می‌تواند عرضه‌های ایجادشده در بازار را جذب کند و تداوم حضور ارزش معاملات در سطوح بالا نیز می‌تواند به عبور شاخص از مرز ۶‌میلیون واحد و رسیدن به ارتفاعات بالاتر منجر شود. اما در سناریوی دیگر، رشدهای اخیر زمینه شناسایی سود را فراهم می‌کند و کاهش قدرت تقاضا می‌تواند شاخص را وارد فصل جدیدی از نوسان و استراحت کند. کارشناسان معتقدند، واکنش بورس …

 حد و مرز دولت
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

حد و مرز دولت

نظریه‌های اقتصادی، کالاهای عمومی را با دو خصوصیت «رقابت‌ناپذیری» و «استثناناپذیری» تعریف می‌کنند؛ اما در دنیای واقعی، مرز این تعریف با خدمات ضروریِ غیرعمومی کاملا بهم می‌خورد. وظایفی چون امنیت و دفاع مرزی تعریف مشخصی دارند؛ با این همه، بخش زیادی از مداخله‌های دولتی در حوزه‌های آموزش، درمان و زیرساخت اتفاق می‌افتند؛ بخش‌هایی که شاید با تعاریف کهنه‌ کالای عمومی منطبق نباشند، اما چون منافع همگانی (آثار خارجی مثبت) دارند، حضور دولت را توجیه می‌کنند.

 23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!
۱ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!

رونالدو برای 25امین فصل متوالی در دوران حرفه‌ای خود، گلزنی کرد

 منشا صدای شنیده شده در تهران مشخص شد
۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

منشا صدای شنیده شده در تهران مشخص شد

صدایی که در دقایق اخیر در برخی نقاط تهران شنیده شد مربوط به جشن آغاز امامت حضرت ولی‌عصر (عج) است و ارتباطی با فعالیت پدافند ندارد.

 محمدرضا ظفرقندی: اگر هر مسیری جز یادداشت تفاهم طی شود، خسارت زیادی برای کشور ایجاد می‌کند
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محمدرضا ظفرقندی: اگر هر مسیری جز یادداشت تفاهم طی شود، خسارت زیادی برای کشور ایجاد می‌کند

آرمان امروز : وزیر بهداشت گفت: اکنون موضوع مهم، پساجنگ است. حرکت در مسیر گذشته همان نتایج گذشته را رقم می‌زند؛ باید تغییرات جدی صورت گیرد و آن اتفاقات افتاده جبران شود. اگر فردی مثل آقای خاتمی بیانیه می‌دهد و صحبت می‌کند، باید قدر آن را دانست و به آن توجه شود. این افراد سرمایه‌های [ ]