قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۲۳

نان سنگک: کار، معرفت و زیست ایرانی

شاطرهای قدیم نان سنگک هر کدام به سلیقه خود در روی نانی که می‌ پختند علامت مخصوصی از خود بر جای می‌ گذاردند که شاطرهای دیگر با آن علامت آشنایی داشتند و نان دس...
 نان سنگک: کار، معرفت و زیست ایرانی

 عصر ایران؛ جواد لگزیان - نان سنگک با کیفیتی بی‌نظیر و طعمی خوش رونق‌بخش سفره‌ ایرانیان در طول تاریخ بوده است، نانی که بیش از هر چیز این همه خوبی را مدیون تلاش کارگرانی زحمتکش است که باید شرح حال و روایتشان از زندگی را بارها شنید و بسیار آموخت. کتاب «نان سنگک، مطالعه‌ای مردم‌شناختی» گزارشی خواندنی و شایسته است درباره این نان و قصه آن. 

داستان حضور دل‌انگیز نان سنگک در پای سفره عقد، شاعری کارگران نانوا و جوانمردی شاطران و نشان ویژه آنها بر نان حکایتی است آشنا که در حقیقت نان سنگک را نه تنها به عنوان قوت لایموت مردمان این دیار که به معنای حاصل کار، معرفت و زیست ایرانی گرامی می‌ دارد.

کتاب با تلاش جواد صفی‌‌نژاد از دوستان مرحوم داود روغنی، معروف به شاطر داود، پدید آمده است. جواد صفی‌‌نژاد در مقدمه‌ای جالب از چگونگی چاپ کتاب که قرار بوده قبل از انقلاب توسط مرکز مردم‌شناسی‌ وزارت فرهنگ و هنر منتشر شود  تا چاپ امروز آن می‌ گوید. 

در مقدمه در باب نشان ویژه شاطران بر نان سنگک می‌ خوانیم: در آن زمان شغل شاطری بسیار باارزش و قابل احترام توده‌های مردم بود، نقل می‌ کنند که مرحوم روغنی در روی هر نان سنگکی که می‌ پخت در یک گوشه آن علامت خاصی بر جای می‌ گذاشت که نان خود پخته را با این علامت هر کجا می‌ دید می‌ شناخت.

 در این باره باید گفت که شاطرهای قدیم نان سنگک هر کدام به سلیقه خود در روی نانی که می‌ پختند علامت مخصوصی از خود بر جای می‌ گذاردند که شاطرهای دیگر با آن علامت آشنایی داشتند و نان دست پخت همکاران را می‌شناختند.

شاطر میرابوالقاسم روغنی از خویشاوندان نزدیک،  پسر عموی، شاطر داود بود و حدوداً هم زمان با شاطر داود به شغل شریف شاطری اشتغال داشت. علامت ویژه نان‌های شاطر میرابوالقاسم شکل چکش‌مانندی را داشت که در انتهای گوشه چپ نان سنگک پخت خود بر جای می‌ گذاشت. فرزند نامبرده این شکل ویژه را برای نگارنده تعریف و ترسیم نمود.

همچنین در مقدمه در باب جوانمردی نانوایان قدیم آمده است: در آن زمانها در نانوایی‌ها گذشت و مردانگی در کار بود. پیرمردان، پیرزنان، از کار افتادگان و کودکان اگر پول نداشتند، نان مجانی بدانها داده می‌ شد زیرا به یاد دارم که روزی فردی سه نان برداشته بود، می‌ خواست که ببرد. ترازودار از او درخواست پول کرد. وی پول نداشت. صاحب دکان که ایستاده بود، گفت، بگذار ببرد، پولش را به من داده است. و یا یک روز کودکی که می‌خواست یک نان ببرد، پول نداشت. ترازودار که متوجه بی‌پولی و سر و وضع او شده بود به مشتریان گفت، پولش را قبلاً پرداخت کرده است.

در فصل نخست کتاب درباره شهر ری و محیط اجتماعی آن به قلم صفی‌‌نژاد می‌ خوانیم‌ و آنگاه قوانين بلدیه تهران درباره نانوایی، قیمت نان، نظامنامه خبازخانه و تصاویری دیدنی از نانوایی‌های سنگک را خواهیم دید.

در گام ‌بعد نوبت به مطالعه کتاب شاطر داود «مجموعه معارف و فرهنگ نانوایی سنگکی و نان سنگک» می‌ رسد که  حاصل تجربه و آگاهی‌های چهل ساله‌ی سید داوود روغنی‌ فرزند سید محمود متولد سال‌ ۱۳۰۱ شمسی‌ در محله‌ نفرآباد شهر ری‌ است. محتوای کتاب بازگوکننده‌ی فرهنگ نانوایی سنگکی مربوط به قبل از سال‌های ۱۳۱۰ تا سال ۱۳۲۰ خورشیدی در شهر ری است، که در آن سال‌ها به «زاویه‌ی مقدسه» یا «شاه عبدالعظیم» شهرت داشته است.

از نگاه شاطر داود نان سنگک که از نظر مزه طعم هم چنین هضم آسان و سلامت بهترین نان ایران و شاید هم دنیا باشد، از آرد مرغوب و سالم و آب خالص و نمک به دست می‌ آید و ترش هم که در خمیر آن به کار می‌ رود از همان آرد و آب و نمک درست می‌ شود. در پخت نان سنگک به غیر از سه ماده‌ی فوق جوش شیرین و یا هر ماده‌ی دیگری نمی‌ توان به کار برد و به جز آرد گندم مرغوب و سالم، هیچ آرد دیگری حتی آرد جو یا سایر حبوب به درد پختن نان سنگک نمی‌ خورد.

کتاب درباره تاریخ نان سنگک تصریح می‌ کند که از چگونگی و محل و تاریخ پیدایش نان سنگک هیچ گونه اطلاع دقیقی در دست نیست و قدیمی‌ترین نوشته‌ای که از نان سنگک نام می‌برد برهان قاطع است که در سال١٠٦٢ هـ. ق نوشته شده است و نویسنده‌ی این فرهنگ درباره‌ی معنی واژه سنگک می‌نویسد: نوعی از نان هست که روی سنگریزه‌های گرم بپزند.  

در صفحات بعدی کتاب میهمان حکایتی جالب در عهد ساسانی می‌ شویم: یکی از سلاطین ساسانی بیمار می‌ شود، طبيب معالج تجویز می‌ کند برای شاه نانی تهیه کنند که آن نان روی ریگ سنگ ریزه پخته شده باشد؛ در اجرای دستور طبیب خوانسالار دستور می‌ دهد روی ساج مقداری ریگ ریخته و زیر آن آتش روشن کنند، ریگ‌های روی ساج داغ می‌ شود، خمیر را روی ریگ‌های داغ قرار می‌ دهند ولی این کافی نبود، چون یک روی نان که روی سنگ بوده پخته می شده، لذا ساجی دیگر بالای خمیر قرار می‌ دهند به طوری که به خمیر نزدیک باشد، ولی به آن نچسبد، سپس روی ساج رویی نیز آتش می‌ ریزند.

حرارتی که زیر ساج بالایی به وجود می‌آید باعث می‌شود روی نان نیز پخته شود. بعدها پختن نان روی ریگ توسعه و تکامل یافته تا به صورت امروز درآمده است. 

کتاب در ادامه درباره گندم، پخت انواع نان سنگک مانند نان سنگک تازه، دوآتشه، یخه‌دار، دنده‌ای و ممبر توضیح می‌ دهد و بعد به شرح نان پای سفره عقد و رسوم ‌مربوط به آن می‌ پردازد. صفحات بعدی کتاب هم به ساختمان بنای نان سنگکی، افزار کار نانوایی سنگکی، اصطلاحات خاص نانوایی سنگکی، بهداشت در نانوایی سنگکی، بار کردن دیزی در نانوایی سنگکی، زندگی کارگران نانوایی و مسابقه پرشور و هیجان نانوایان سنگکی اختصاص يافته است.

در بخش دیگری از کتاب شاطر داود با تاسف از آلوده شدن بعضی کارگران به تریاک یاد می‌ کند که در آن زمان به گفته شاطر مسکن‌ و آرام‌ بخش‌ دیگری‌ نداشتند و بعد سراغ فصل خوب اوقات فراغت می‌ رود و از قهوه‌خانه می‌ نویسد که گویا محل کاریابی هم بوده است: کارگران نانوایی سنگکی پاتوق‌های مخصوص داشتند و این پاتوق‌ها در قهوه‌خانه‌هایی بود که به نام قهوه‌خانه‌ی شاگرد نانواها معروف بودند. 

هر کارگری که بی‌کار می‌ شد، برای یافتن کار به این قهوه‌خانه‌ها می‌ رفت و خود را به مدیر قهوه‌خانه که غالباً کارگر پیر و از کار افتاده‌ای بود، معرفی می‌کرد. کارفرمایان نیز وقتی کارگر لازم داشتند به این قهوه‌خانه‌ها مراجعه می‌ کردند و از مدیر قهوه‌خانه کارگر می‌ خواستند.

مدیر قهوه‌خانه که به موقعیت محل و دکان آگاه بود و ویژگی‌های حرفه‌ای و شخصیتی کارگران را نیز می‌ دانست، هر کارگری را به محلی که متناسب با روحیه و طرز کارگر او بود، می‌ فرستاد و از کارگر و کارفرما هر کدام مبلغی معادل یک چهارم تا یک سوم مزد یک روز آن کارگر را به عنوان دلالی می‌ گرفت.

و یک نکته به یادماندنی این کتاب این که قهوه‌خانه در آن زمان فرهنگسرای کارگران بوده است: قهوه‌خانه‌ها در روز مرکز رتق و فتق امور جاری مردم بودند و شبها مرکز نقالی و شاهنامه‌خوانی و مشاعره به طریق سردم‌خوانی می‌شدند. در سردم‌خوانی‌ها کارگران نانوایی‌ها بیش از صنوف دیگر شرکت داشتند، شاید به این دلیل که کارگر نانوایی که کارش کاری یکنواخت بود و خیلی زود برای او عادی می‌ شد و کار را از روی عادت انجام می‌ داد، وقت بیشتری برای تفکر و تمرکز داشت و بهتر می‌ توانست اشعار را از بر کند.

علاوه بر کار کسالت‌بار، مجال اندیشیدن به محرومیت‌ها، ناراحتی‌ها، اخم کارفرما، ناز مشتری، احساس مسئولیت به خاطر کار فوتی، سروکار داشتن با رزق مردم، ناامیدی از آینده، مواقع بیکاری را در قهوه‌خانه گذراندن، ... و در موقع کار ساعتها خاموش بودن، آنان را به طرف شاعری و درویشی گری سوق می‌ داد و ایشان را مردمانی حساس باریک‌بین و بی‌اعتنا به خویش بار می‌ آورد. به این سبب اغلب آنها با آن که بی‌سواد بودند یا خود شاعر بودند یا اشعار زیادی از شعرا را از بر داشتند. 

کتاب «نان سنگک، مطالعه‌ای مردم‌شناختی» نوشته سید داود روغنی (شاطر داود) به اهتمام جواد صفی‌نژاد را در ۳۱۲ صفحه انتشارات اختران رهسپار بازار کتاب کرده است. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر عربستان سعودی: آغاز فعالیت ائتلاف دریایی با مشارکت 13 کشور خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : «خانه‌ریز»، نسخه سانتی‌متری برای بحران میلیونی مسکن! بیشتر بخوانید: تاریخ جدید ژاپن: وقتی سامورایی‌ها تاجر شدند چرا ارتش ایران در یونان ناکام ماند برای نویسندگی باید کلکسیونر و شکارچی شوید وقتی منافع طبقاتى پشت پرده منافع ملی پنهان می‌شود معجزه اقتصادی کریم خان زند: مالیات اندک، رونق بازار و بهبود معیشت «زیستن با کتاب و قلم»؛ خاطرات عبدالحسین آذرنگ تماشاخانه پارتیا، افسانه «آن‌شیگائو»؛ سفر شاهزاده ایرانی به چین / سوغات او یک دین بود ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۳۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

توقف شبکه کتاب؛ ضعف مدیریت یا اهمال‌کاری وزارت ارشاد؟

خبر توقف فعالیت شبکه تلویزیونی کتاب، هرچند در میان انبوه اخبار پرسروصدای این روزها شاید کم‌اهمیت به نظر برسد، اما در واقع نشانه‌ای از یک بحران عمیق‌تر و ریشه‌دارتر دارد. بحرانی که سال‌هاست دامن‌گیر جایگاه کتاب در نظام رسانه‌ای و فرهنگی کشور بوده است. 

وبسایتی که قرار بود بستری تخصصی برای پوشش اخبار نشر، معرفی کتاب، گفت‌وگو با نویسندگان و مترجمان و پیگیری رویدادهای حوزه کتاب باشد، بیش از دو ماه است که سکوت کرده و آخرین ردپای فعالیتش به ایام نمایشگاه کتاب در خرداد بازمی‌گردد. 

در کشوری که آمار مطالعه در آن سال‌هاست نزولی گزارش می‌شود و ناشران و نویسندگان از رکود بازار نشر می‌نالند، وجود پلتفرمی که بتواند اخبار و محتوای این حوزه را به‌صورت مستمر و حرفه‌ای پوشش دهد، نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت زیرساختی است. 

رسانه‌های عمومی و پرمخاطب، به دلایل مختلف، فرصت و انگیزه کافی برای پرداختن عمیق به مسائل نشر و کتاب را ندارند و همین خلأ است که باید با رسانه‌های تخصصی پر شود. تعطیلی چنین پلتفرمی، به معنای از دست رفتن یکی از معدود کانال‌های اطلاع‌رسانی تخصصی در این حوزه است؛ کانالی که شاید مخاطب انبوه نداشت، اما برای جامعه کوچک اما تأثیرگذار اهل کتاب و نشر، منبعی ضروری به شمار می‌رفت.

زاویه دوم، تناقض میان شعارهای مکرر درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی از یک سو، و بی‌مهری مدیریتی به نهادها و پلتفرم‌هایی که دقیقاً برای همین هدف شکل گرفته‌اند. 

تجربه برنامه‌ای مانند کتاب‌باز نیز نشان داد که حتی در دل تلویزیون، آن رسانه‌ای که در رقابت با فضای مجازی بارها به حاشیه رانده شده، هنوز ظرفیت قابل توجهی برای ترویج کتابخوانی وجود دارد. 

اما وقتی از دل همین گفتمان کتاب‌محور، پلتفرمی مثل شبکه کتاب که به‌طور مشخص برای این منظور طراحی شده بود، بی‌سروصدا تعطیل می‌شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا شعارهای مربوط به کتاب و کتابخوانی، پشتوانه عملی و بودجه‌ای پایداری دارند یا صرفاً در حد سخن باقی می‌مانند.

این گزاره که ارزش چیپس و پفک در صدا و سیما همچنان بیش از کتاب است، هرچند تلخ و گزنده است، اما توصیفی دقیق از واقعیت موجود به دست می‌دهد. 

کتاب در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی نه به عنوان محتوایی جدی و اثرگذار، بلکه به عنوان دکوری در پس‌زمینه یا جایزه‌ای تشریفاتی در پایان مسابقات ظاهر می‌شود، چیزی شبیه به یک نماد فرهنگی تزئینی، نه یک اولویت واقعی. 

در چنین فضایی و رقابت نابرابر تلویزیون با سایر رسانه‌ها، شاید وجود یک شبکه تلویزیونی قدرتمند در حوزه کتاب می‌توانست این پیش‌فرض را اصلاح کند اما ظاهرا مدیریت ضعیف و نبود برنامه راهبردی همین کورسوی امید را هم خاموش کرد‌.  

زاویه چهارم و شاید مهم‌ترین جنبه ماجرا، پیامدهای بلندمدت این‌گونه تعطیلی‌هاست. وقتی یک نهاد رسانه‌ای تخصصی، هرچند کوچک، بی‌سروصدا از کار می‌افتد، پیام ضمنی آن به جامعه فرهنگی این است که سرمایه‌گذاری در چنین حوزه‌هایی، سرمایه‌گذاری پایداری نیست. 

علاوه بر این، از دست رفتن آرشیو محتوایی چنین پلتفرم‌هایی، به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه مستند حوزه نشر کشور نیز هست؛ حافظه‌ای که بازسازی آن، در صورت نیاز آینده، هزینه و زمان بسیار بیشتری خواهد طلبید.

در نهایت، تعطیلی شبکه کتاب را نباید صرفاً به عنوان یک رویداد منفرد و اداری نگاه کرد، بلکه باید آن را نشانه‌ای از یک الگوی تکرارشونده در مواجهه با نهادهای فرهنگی کوچک اما تأثیرگذار دانست. 

نهادهایی که به دلیل نداشتن مخاطب انبوه یا حامی قدرتمند، به‌سادگی در معرض حذف قرار می‌گیرند. 

اگر قرار است شعار تقویت فرهنگ کتابخوانی، صرفاً شعار نماند، لازم است نهادهایی از این دست، نه فقط حفظ، بلکه تقویت و توسعه یابند، چرا که در غیاب چنین بسترهایی، گفت‌وگوی جدی درباره کتاب و نشر، هر روز بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر آلمان؛ ۱۴ هزار مرگ و میر ناشی از گرما نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : سیاه‌پوشی حرم رضوی در سوگ شهادت امام حسن عسکری تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 «کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
۱۴ ساعت قبل / سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
۱۳ ساعت قبل / سایت تابناک

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریاف...

 ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟
۱۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟

سرپرست اداره‌کل حفظ، احیا و مرمت بناها و محوطه‌های تاریخی با تاکید بر اینکه یافته‌های اخیر در جبهه جنوبی کاخ جهان‌نما براساس اسناد، نقشه‌ها و عکس‌های تاریخی است، گفت: این عملیات غافلگیرکننده نیست و تمام اقدامات با اشراف کامل بر نقشه‌ها و مستندات تاریخی انجام می‌شود.

 بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

فروش خیره‌کننده فیلم‌های «اودیسه» و «مرد عنکبوتی: روزی نو» در کنار آثار غافلگیرکننده‌ای چون «اتاق‌های پشتی» و «وسواس» گیشه تابستان امسال را به‌شدت داغ کرد. از این رو درآمد فروش فیلم‌های داخلی آمریکا از مرز ۴‌میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که بعد از دوران همه‌گیری کرونا تنها برای دومین بار به دست آمده است. نخستین تابستانی که پس از تغییرات گسترده ناشی از کرونا فروش ۴‌میلیارد‌دلاری را تجربه کرد سال ۲۰۲۳ بود و حالا یک بار دیگر این اتفاق تکرار شده است.

 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.