عصر ایران؛ محسن سلیمانی فاخر- محمدرضا یکانی در نخستین تجربه کارگردانی خود در «ماه پنهان» انتخابی میانه دارد؛ نه به سمت سینمای جشنوارهای میرود و نه قواعد سینمای بدنه را بهطور کامل میپذیرد.
او میکوشد یک مسألۀ اجتماعی را در قالب یک قصۀ پرتعلیق و مخاطبمحور روایت کند؛ انتخابی که در شرایط امروز سینمای ایران، خود واجد اهمیت است. فیلم میخواهد هم قصه بگوید و هم دربارۀ خانواده، بحران و انتخابهای اخلاقی سخن بگوید و همین تلاش، نقطه آغاز خوانش جامعهشناختی آن است.
الگوی اصلی «ماه پنهان» به یکی از موقعیتهای آشنای سینمای اجتماعی ایران بازمیگردد: بحرانهای سخت اجتماعی و اقتصادی، آدمها را تا جایی تحت فشار قرار میدهند که برای عبور از وضعیت موجود، به راههایی غیرقانونی یا غیراخلاقی پناه میبرند. در اینجا نیز بلندپروازی و میل به تغییر وضعیت، شخصیت را وارد مسیری میکند که سرانجام آن زندان و سپس مجموعهای از بحرانهای تازه است.
مسألۀ مهم فیلم علاوه بر وقوع یک تخلف، پیامدهای انتخاب است؛ اینکه یک تصمیم چگونه میتواند از یک مسألۀ شخصی آغاز و به بحرانی برای خانواده تبدیل شود. …









