
همه ما با حس عجیب دژاوو آشنا هستیم، تجربهای که لحظهای نو را آشنا و از پیش دیدهشده جلوه میدهد. اما پدیده متضاد آن، ژامهوو، که «هرگز دیده نشده» معنا میدهد، به مراتب نادرتر و کمتر شناختهشده است. این خطای شناختی باعث میشود کلمات، چهرهها یا مکانهای کاملاً آشنا، ناگهان برای مغز ما بیگانه و غیرواقعی شوند. دانشمندان در تلاشند تا منشا این پدیده را کشف کنند. ژامهوو؛ از تجربه شخصی تا آزمایشگاهی
به گزارش گجت نیوز، موسیقیدانانی که جای خود را در قطعات صدها بار نواخته شده گم میکنند یا افرادی که به چهرهای آشنا خیره میشوند تا زمانی که آن را نشناسند، از جمله تجربیات رایج این پدیده هستند. دکتر آکیرا اوکانر، متخصص علوم اعصاب از دانشگاه سنت اندروز، خود در حین رانندگی این حس را تجربه کرده و بر اثر آن مجبور به توقف شده است.
در سال ۲۰۲۳، تیم اوکانر برای روشی که به وسیله آن ژامهوو را در محیط آزمایشگاه ایجاد کردند، برنده جایزه ایگنوبل شد. در این آزمایش، از ۹۴ دانشجو خواسته شد یک کلمه مشخص را بارها و بارها بنویسند تا زمانی که احساس کنند کلمه غلط یا غیرواقعی به نظر میرسد. حدود ۷۰ درصد از شرکتکنندگان، معمولاً پس از حدود ۳۳ بار تکرار، این حس را گزارش کردند.
شرکتکنندگان، حس خود را اینگونه توصیف کردند: کلمات معنای خود را از دست میدهند، کنترل دست از بین میرود و کلمه به نظر نمیرسد که واقعاً یک کلمه باشد. این حس، که بسیاری از مردم آن را تجربه کردهاند اما نامی برایش نمیشناختند، اغلب با از دست دادن معنای کلمات پس از خیره شدن طولانیمدت به آنها همراه است. ریشه ژامهوو کجاست؟ پردازش بصری یا خطای معنایی؟
توضیح رایج برای این پدیده، سیری (satiation) نام دارد. این ایده میگوید که نگاه کردن یا فکر کردن به یک کلمه، چهره یا شیء با شدت و تکرار زیاد، باعث بارگذاری بیش از حد موقت در بازنمایی مغز از آن شده و در نتیجه معنای آن را از بین میبرد. این نظریه قدیمی است و دوباره کشف شده است؛ روانشناسی به نام مارگارت فلوی واشبرن در سال ۱۹۰۷ چیزی مشابه آن را منتشر کرده بود.
اما یک مطالعه جدید در سال ۲۰۲۴ که در نشریه Communications Biology منتشر شد، این تصویر را پیچیدهتر کرده است. محققان یک مدل یادگیری عمیق ساختند که قشر بینایی مغز را …





