این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
عصر ایران ؛ علی نجومی _ الفرید سراسیمه وارد اتاق زیرشیروانی شد. مدتی صبر کرد تا توالی نفسهایش به حالت طبیعی بازگردد. هرچه گذشت، هراسش بیشتر و بیشتر شد. خبط بزرگی از او سر زده بود. آخر پیش خودش چه فکری کرده بود که شب را بیرون از خانه گذرانده بود؟ چرا خام حرفهای استیون شده بود؟
اما آخر استیون که نیت شومی نداشت؛ میخواست با او عقد کند. اصلاً این، یکجورهایی پیشنهاد خود الفرید بود. البته استیون هم بیتقصیر نبود؛ مدام از عشق بیپایانش و شور و حرارت آتشینش با او حرف زده بود. با توجه به مخالفتهای پدر الفرید، که از قضا کشیش روستا بود، آنها تصمیم گرفته بودند از سفر دو روزه پدر الفرید نهایت استفاده را ببرند و به لندن بروند و آنجا صیغه عقد را جاری کنند. …














