
در سراسر تاریخ عثمانی، زنانی از سرتاسر اروپای شرقی و بالکان به گرداب سیاستهای پرآشوب دربار امپراتوری عثمانی پرتاب میشدند. بسیاری از آنها به اسارت درآمده و به حرمسرا فروخته میشدند؛ برخی دیگر نیز ابزارهای دیپلماتیکی بودند در دست پادشاهیهایی که برای پرهیز از یورش عثمانی، به هر دستاویزی چنگ میزدند.
به گزارش خبرآنلاین، این زنان آموختند که چگونه در این فضای سیاسی حرکت کنند، جایگاه خود را تثبیت نمایند و حتی قدرت را به دست گیرند. در حالی که برخی از آنان به عنوان مشاورانی استوار در کنار سلطانهای نامداری همچون محمد فاتح خدمت میکردند، برخی دیگر با درهمشکستن سنتهای دیرینه، در مقام والدهسلطان (مادر سلطان) و نایبالسلطنه حکمرانی کردند و حرمسرا را به کانون قدرت امپراتوری بدل ساختند. چگونه مارا برانکویچ پل میان جهان مسیحیت و عثمانی شد؟ (حدود ۱۴۸۷-۱۴۱۷/۱۴۲۰)
مارا، دختر دسپوت صربستان، در سال ۶-۱۴۳۵ میلادی به عقد سلطان مراد دوم درآمد تا از تهاجم و حملات عثمانی جلوگیری کند. با اینکه او از سلطان فرزندی نداشت، به چهرهای مادرانه، مشاور و حامیِ کلیدی برای فرزند مراد، یعنی محمد دوم، بدل شد. مارا با وجود اعتقادش به آیین ارتدکس، از پیروزی اسطورهای محمد بر امپراتوری روم شرقی در مقام فاتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ حمایت کرد.
مارا به عنوان سفیری کلیدی و مشاور دیپلماتیک برای امپراتوری اسلامیِ در حال گسترشِ محمد خدمت میکرد. او اروپای مسیحی را آرام میساخت تا مشروعیت حکومت سلطان را تثبیت کند و تهدیدات جنگهای صلیبی را فرونشاند. او همچنین واسطه اصلیِ محمد با جمهوری ونیز و پادشاهی مجارستان شد و با میانجیگری در توافقهای تجاری کلیدی، به ادغام و مشروعیتبخشی به جایگاه امپراتوری به عنوان یک قدرت مسلط در اروپا کمک کرد. خرم سلطان و انقلابی حقوقی که او را به مقام امپراتریس رساند (حدود ۱۵۰۵/۱۵۰۷–۱۵۵۸)
خرمسلطان که از قلمروی پیشین پادشاهی لهستان، یعنی اوکراین امروزی، به اسارت گرفته شده بود، دل سلیمان اول را ربود. عشق سلیمان به او برای همیشه مسیر جانشینی، مناسبات جنسیتی و سیاستهای تولیدمثل را در امپراتوری عثمانی دگرگون کرد. سلطان از گرفتن معشوقهای دیگر خودداری کرد و برای ارتقای جایگاه خرم، منصبی تازه ابداع نمود و او را به مقام خاصگیسلطان، …













