
عصرایران- امروز نام آلبرت اینیشتین با بسیاری از بزرگ ترین ایده های فیزیک گره خورده است؛ از نسبیت خاص گرفته تا نسبیت عام و توضیحی تازه درباره ماهیت گرانش. اما برخلاف تصور رایج، اینیشتین شخصا سیاهچاله ها را کشف نکرد و حتی در ابتدا نیز مشخص نبود که یکی از پیامدهای معادلات او می تواند به اجرامی منجر شود که حتی نور هم قادر به فرار از آن ها نیست.
داستان سیاهچاله ها در واقع بسیار طولانی تر و پیچیده تر از این است که بتوان آن را به نام یک دانشمند نسبت داد. اولین ایده، بیش از یک قرن پیش از اینیشتین مطرح شد
در سال 1783، جان میشل، دانشمند و کشیش انگلیسی، ایده عجیبی را مطرح کرد. او با استفاده از قوانین گرانش نیوتن استدلال کرد که ممکن است ستاره ای آنقدر پرجرم و فشرده باشد که سرعت لازم برای فرار از سطح آن از سرعت نور بیشتر شود. در چنین شرایطی، حتی نور نیز نمی توانست از آن ستاره بگریزد.
میشل این اجرام فرضی را «ستاره های تاریک» تصور می کرد. چند سال بعد، پیر سیمون لاپلاس نیز به طور مستقل ایده ای مشابه را مطرح کرد.
البته این اجرام هنوز سیاهچاله های امروزی نبودند. فیزیک آن زمان بر پایه مکانیک نیوتنی بود و نور نیز مانند امروز به عنوان چیزی که تحت تاثیر ساختار فضا-زمان قرار می گیرد، در نظر گرفته نمی شد. با این حال، ایده میشل شباهت شگفت انگیزی با یکی از ویژگی های اصلی سیاهچاله های امروزی داشت: وجود جرمی که گرانش آن مانع فرار نور می شود. اینیشتین چه چیزی را به میان آورد؟
بیش از 130 سال بعد، آلبرت اینیشتین در سال 1915 نظریه نسبیت عام را ارائه کرد. در این نظریه، گرانش دیگر صرفا یک نیروی معمولی نبود؛ جرم و انرژی ساختار فضا-زمان را تغییر می دهند و اجرام در این فضا-زمان خمیده حرکت می کنند.
معادلات نسبیت عام پیامدهای عجیبی داشتند و یکی از مهم ترین آن ها به سیاهچاله ها مربوط می شد.
اما نکته جالب این است که اینیشتین خودش نخستین راه حل معروف این معادلات را پیدا نکرد. شوارزشیلد و یک راه حل تاریخی
در سال 1916، کارل شوارزشیلد، فیزیکدان و ستاره شناس آلمانی، نخستین راه حل دقیق معادلات میدان اینیشتین را برای میدان گرانشی یک جرم کروی و بدون چرخش پیدا کرد.
شوارزشیلد در آن زمان در جبهه شرقی جنگ جهانی اول خدمت می کرد و راه حل خود را در همان دوره …








