قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۲۳

اینیشتین سیاهچاله ها را کشف نکرد؛ داستان واقعی کشف سیاهچاله ها چیست؟ (+عکس)

بیش از 130 سال بعد، آلبرت اینیشتین در سال 1915 نظریه نسبیت عام را ارائه کرد. در این نظریه، گرانش دیگر صرفا یک نیروی معمولی نبود؛ جرم و انرژی ساختار فضا-زمان...
 اینیشتین سیاهچاله ها را کشف نکرد؛ داستان واقعی کشف سیاهچاله ها چیست؟ (+عکس)

عصرایران- امروز نام آلبرت اینیشتین با بسیاری از بزرگ ترین ایده های فیزیک گره خورده است؛ از نسبیت خاص گرفته تا نسبیت عام و توضیحی تازه درباره ماهیت گرانش. اما برخلاف تصور رایج، اینیشتین شخصا سیاهچاله ها را کشف نکرد و حتی در ابتدا نیز مشخص نبود که یکی از پیامدهای معادلات او می تواند به اجرامی منجر شود که حتی نور هم قادر به فرار از آن ها نیست.

داستان سیاهچاله ها در واقع بسیار طولانی تر و پیچیده تر از این است که بتوان آن را به نام یک دانشمند نسبت داد. اولین ایده، بیش از یک قرن پیش از اینیشتین مطرح شد

در سال 1783، جان میشل، دانشمند و کشیش انگلیسی، ایده عجیبی را مطرح کرد. او با استفاده از قوانین گرانش نیوتن استدلال کرد که ممکن است ستاره ای آنقدر پرجرم و فشرده باشد که سرعت لازم برای فرار از سطح آن از سرعت نور بیشتر شود. در چنین شرایطی، حتی نور نیز نمی توانست از آن ستاره بگریزد.

میشل این اجرام فرضی را «ستاره های تاریک» تصور می کرد. چند سال بعد، پیر سیمون لاپلاس نیز به طور مستقل ایده ای مشابه را مطرح کرد.

البته این اجرام هنوز سیاهچاله های امروزی نبودند. فیزیک آن زمان بر پایه مکانیک نیوتنی بود و نور نیز مانند امروز به عنوان چیزی که تحت تاثیر ساختار فضا-زمان قرار می گیرد، در نظر گرفته نمی شد. با این حال، ایده میشل شباهت شگفت انگیزی با یکی از ویژگی های اصلی سیاهچاله های امروزی داشت: وجود جرمی که گرانش آن مانع فرار نور می شود. اینیشتین چه چیزی را به میان آورد؟

بیش از 130 سال بعد، آلبرت اینیشتین در سال 1915 نظریه نسبیت عام را ارائه کرد. در این نظریه، گرانش دیگر صرفا یک نیروی معمولی نبود؛ جرم و انرژی ساختار فضا-زمان را تغییر می دهند و اجرام در این فضا-زمان خمیده حرکت می کنند.

معادلات نسبیت عام پیامدهای عجیبی داشتند و یکی از مهم ترین آن ها به سیاهچاله ها مربوط می شد.

اما نکته جالب این است که اینیشتین خودش نخستین راه حل معروف این معادلات را پیدا نکرد. شوارزشیلد و یک راه حل تاریخی

در سال 1916، کارل شوارزشیلد، فیزیکدان و ستاره شناس آلمانی، نخستین راه حل دقیق معادلات میدان اینیشتین را برای میدان گرانشی یک جرم کروی و بدون چرخش پیدا کرد.

شوارزشیلد در آن زمان در جبهه شرقی جنگ جهانی اول خدمت می کرد و راه حل خود را در همان دوره برای اینیشتین فرستاد. این راه حل بعدها به یکی از پایه های مهم نظریه سیاهچاله ها تبدیل شد.

کارل شوارزشیلد (Karl Schwarzschild)

در راه حل شوارزشیلد، فاصله مشخصی از مرکز جرم به دست می آید که امروز آن را «شعاع شوارزشیلد» می نامیم. اگر جرمی با جرم مشخص بتواند درون این شعاع فشرده شود، افق رویدادی تشکیل می شود؛ مرزی که پس از عبور از آن، حتی نور نیز نمی تواند به بیرون بازگردد.

برای مثال، اگر جرم خورشید را بدون تغییر جرم آن به اندازه کافی فشرده کنیم، شعاع شوارزشیلد آن حدود 3 کیلومتر خواهد بود. یعنی تمام جرم خورشید باید در ناحیه ای با شعاع حدود 3 کیلومتر قرار بگیرد تا به یک سیاهچاله تبدیل شود. پس شوارزشیلد سیاهچاله را کشف کرد؟

این جمله هم نیاز به دقت دارد.

شوارزشیلد نخستین راه حل دقیق نسبیت عام را به دست آورد که ساختار ریاضی مورد نیاز برای توصیف یک سیاهچاله غیرچرخان را در خود داشت. اما در سال های نخست، فیزیکدانان لزوما این راه حل را به عنوان توصیف یک جرم واقعی به نام «سیاهچاله» تفسیر نمی کردند. برای مدت زیادی، این موضوع بیشتر یک ویژگی عجیب ریاضی معادلات نسبیت عام به شمار می رفت.

بعدها، با پیشرفت نظریه گرانش و فهم بهتر فروپاشی ستاره های پرجرم، مشخص شد که چنین اجرامی می توانند پیامد طبیعی تکامل برخی ستاره های بسیار پرجرم باشند.

بنابراین بهتر است بگوییم:

اینیشتین نظریه ای را ارائه کرد که امکان توصیف سیاهچاله ها را فراهم کرد و شوارزشیلد نخستین راه حل دقیق مرتبط با آن را پیدا کرد؛ اما شکل گیری مفهوم مدرن سیاهچاله حاصل چندین دهه پژوهش دانشمندان مختلف بود. چرا به آن «سیاهچاله» می گوییم؟

جالب است که نام امروزی این اجرام نیز در سال 1916 وجود نداشت.

اصطلاح انگلیسی «Black Hole» یا «سیاهچاله» در سال 1967 توسط فیزیکدان آمریکایی جان ویلر به کار گرفته شد و به تدریج به نام استاندارد این اجرام تبدیل شد.

این نام بسیار مناسب بود: اگر چیزی از افق رویداد عبور کند، دیگر نمی تواند اطلاعاتی را به بیرون منتقل کند. از دید ناظر بیرونی، این ناحیه کاملا تاریک است؛ زیرا حتی نور نیز نمی تواند از آن خارج شود. آیا سیاهچاله واقعا همه چیز را می بلعد؟

نه. یکی از رایج ترین تصورات اشتباه درباره سیاهچاله ها این است که آن ها مانند یک جاروبرقی کیهانی همه چیز اطراف خود را می مکند.

سیاهچاله همانند هر جرم دیگری گرانش دارد و شدت گرانش آن به جرم و فاصله بستگی دارد. اگر خورشید را ناگهان با یک سیاهچاله دقیقا هم جرم جایگزین کنیم، مدار زمین در اصل تغییر نمی کند؛ چون جرم موجود در مرکز منظومه همان مقدار قبلی است. البته زمین دیگر نور و گرمای خورشید را دریافت نخواهد کرد.

برای اینکه جسمی واقعا وارد سیاهچاله شود، باید به اندازه کافی به آن نزدیک شود و از افق رویداد عبور کند. پس این همه انرژی اطراف سیاهچاله از کجا می آید؟

اینجا به یکی از شگفت انگیزترین ویژگی های سیاهچاله ها می رسیم.

خود سیاهچاله به طور مستقیم مانند یک لامپ نور تولید نمی کند. اما ماده ای که به سمت سیاهچاله سقوط می کند، ممکن است پیش از رسیدن به افق رویداد در قالب یک «قرص برافزایشی» بسیار داغ و سریع به گردش درآید.

در این قرص، اصطکاک، آشفتگی و فرایندهای گرانشی باعث می شوند بخشی از انرژی گرانشی ماده به تابش تبدیل شود. به همین دلیل، محیط اطراف برخی سیاهچاله ها می تواند فوق العاده درخشان باشد و حتی در طول موج های پرانرژی مانند پرتو ایکس تابش کند.

بازده این فرایند نیز می تواند بسیار چشمگیر باشد. در برخی شرایط، درصد قابل توجهی از جرم ماده ای که به سمت سیاهچاله می رود می تواند به انرژی تابشی تبدیل شود؛ اما این مقدار یک عدد ثابت نیست و به ویژگی های سیاهچاله، به ویژه چرخش آن، وابسته است.

این موضوع یکی از دلایلی است که سیاهچاله ها را به قدرتمندترین منابع انرژی در برخی محیط های کیهانی تبدیل می کند. سیاهچاله ها حاصل کار یک نفر نیستند

داستان سیاهچاله ها نمونه بسیار خوبی از این است که چگونه علم معمولا در یک لحظه و توسط یک نفر ساخته نمی شود.

جان میشل در قرن هجدهم ایده اجرامی را مطرح کرد که نور نمی توانست از آن ها فرار کند. اینیشتین با نسبیت عام، چارچوب جدیدی برای فهم گرانش و فضا-زمان ارائه کرد. شوارزشیلد نخستین راه حل دقیق معادلات اینیشتین را به دست آورد. دانشمندان دیگری در دهه های بعد به مطالعه فروپاشی ستاره ها، ساختار فضا-زمان و ویژگی های این اجرام پرداختند و سرانجام اصطلاح «سیاهچاله» وارد زبان علمی شد.

امروز دیگر سیاهچاله ها صرفا یک کنجکاوی ریاضی نیستند. شواهد رصدی فراوانی از وجود آن ها در جهان داریم و حتی در سال 2019 نخستین تصویر مستقیم از سایه یک سیاهچاله منتشر شد.

بنابراین اگر بخواهیم داستان را در یک جمله خلاصه کنیم، بهتر است نگوییم «اینیشتین سیاهچاله ها را کشف کرد» یا حتی «شوارزشیلد سیاهچاله ها را کشف کرد».

داستان واقعی بسیار جذاب تر است:

اینیشتین معادلات را نوشت، شوارزشیلد نخستین راه حل مهم آن را پیدا کرد و چند نسل از دانشمندان کمک کردند تا یک ویژگی عجیب ریاضی به یکی از واقعی ترین و شگفت انگیزترین اجرام جهان تبدیل شود. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تصاویری جدید از حسین طائب در قم خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : انهدام پهپاد MQ9 در آسمان هرمزگان توسط سپاه بیشتر بخوانید: نظریه نسبیت عام اینشتین در بزرگ‌ترین مقیاس ممکن ثابت شد تماشاخانه پارتیا، افسانه «آن‌شیگائو»؛ سفر شاهزاده ایرانی به چین / سوغات او یک دین بود ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸ / سایت عصرایران

معمای ۹۰ ساله فیزیک؛ آیا فضای خالی واقعاً خالی است؟

برای قرن‌ها، دانشمندان فضای خالی (خلأ) را به عنوان تهی‌مطلق تصور می‌کردند؛ جایی که هیچ ماده، ذره یا انرژی در آن وجود ندارد. اما در سال ۱۹۳۶، ورنر هایزنبرگ، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل فیزیک و شاگردش هانس اویلر، نظریه‌ای انقلابی مطرح کردند که این تصویر را به چالش کشید.

به گزارش زومیت، براساس نظریه هایزنبرگ، فضای خالی در سطح کوانتومی، هرگز کاملاً تهی نیست. درعوض، آنها معتقد بودند که خلأ، دریایی جوشان از «ذرات مجازی» است. این ذرات (الکترون‌ها و همتایان پادماده‌ی آنها یعنی پوزیترون‌ها) به طور ناگهانی از هیچ به وجود می‌آیند و پس از کسری از ثانیه، ناپدید می‌شوند. این پدیده که به «کف کوانتومی» معروف است، در شرایط عادی قابل مشاهده نیست.

اما نکته‌ی کلیدی این است: اگر میدان مغناطیسی فوق‌العاده قوی به این دریای ذرات مجازی اعمال شود، برهم‌کنش‌هایی رخ می‌دهد که می‌تواند نحوه‌ی حرکت نور را تغییر دهد. این اثر که دوشکستی خلأ (Vacuum Birefringence) نام دارد، باعث می‌شود فضای خالی مانند منشور عمل کند و امواج نور عبوری از آن را در یک جهت خاص دچار قطبش (هم‌راستا شدن) کند.

مشاهدات ستاره‌ی مرده و مغناطیسی، قوی‌ترین شواهد را برای اثبات این نظریه فراهم کرده که فضای خالی می‌تواند نحوه‌ی عبور نور را تغییر دهد

همان‌طور که در وب‌سایت اسپیس توضیح داده شده است، مشکل اصلی این است که برای مشاهده‌ی این اثر، به میدان‌های مغناطیسی عظیمی نیاز است که میلیون‌ها بار قوی‌تر از هر چیزی هستند که بشر می‌تواند روی زمین تولید کند. بنابراین، تنها در فضا و در اطراف اجرام خاص می‌توان چنین شرایطی را یافت.

خوشبختانه، جهان هستی خودش این آزمایشگاه‌های عظیم را در اختیار ما قرار داده است: مگنتارها یا ستاره‌های مغناطیسی. این اجرام، بقایای چگال و بسیار مغناطیسی ستارگانی هستند که با انفجاری عظیم (ابرنواختر) به پایان رسیده‌اند.

اندازه‌ی مگنتار معمولاً به اندازه‌ی یک شهر است، اما جرم آن می‌تواند چندین برابر خورشید باشد. این چگالی باورنکردنی، میدان‌های مغناطیسی تولید می‌کند که قوی‌ترین میدان‌های شناخته‌شده در کل جهان هستند. شدت این میدان‌ها به قدری است که می‌توانند ساختار اتم‌ها را در هم بشکنند. مشاهدات ستاره‌ای مرده با میدان مغناطیسی عظیم، قوی‌ترین شواهد را تاکنون برای اثر عجیب کوانتومی فراهم کرده است که بر اساس آن، فضای خالی نحوه‌ی عبور نور را تغییر می‌دهد.

به گفته‌ی مارکوس لوور، اخترفیزیکدان دانشگاه سوینبرن استرالیا و یکی از نویسندگان مطالعه، «تشخیص دوشکستی خلأ به میدانی بیش از ۱۰۰ میلیون بار قوی‌تر از هر چیزی که تاکنون روی زمین ساخته‌ایم نیاز دارد. خوشبختانه، طبیعت این میدان‌ها را در اختیار ما قرار داده است.»

میشلا نِگرو، اخترفیزیکدان دانشگاه ایالتی لوئیزیانا و دیگر نویسنده‌ی پژوهش، در بیانیه‌ای تأکید کرد: «ما دیگر فقط اجرام نجومی را مطالعه نمی‌کنیم؛ بلکه از آنها برای آزمایش قوانین اساسی طبیعت استفاده می‌کنیم. این بسیار هیجان‌انگیز است.»

برای نخستین بار، تیمی از محققان به رهبری ریچل استوارت، دانشجوی فیزیک در دانشگاه جرج واشنگتن، موفق به رصد این پدیده شدند. آنها از تلسکوپ فضایی IXPE (کاوشگر تصویربرداری قطبش‌سنجی پرتو ایکس) ناسا استفاده کردند که سال ۲۰۲۱ به فضا پرتاب شده است. این تلسکوپ برای اندازه‌گیری دقیق جهت و میزان قطبش پرتوهای ایکس طراحی شده است.

هدف دانشمندان، مگنتاری به نام ۱E 1547-5408 بود. این ستاره‌ی مرده، هر دو ثانیه یک بار به دور خود می‌چرخد و به دلیل انتشار منظم امواج رادیویی، هدفی ایده‌آل برای این تحقیق محسوب می‌شود.

مشاهدات در مارس و آوریل ۲۰۲۵ انجام شد و با داده‌های تکمیلی از چندین رصدخانه‌ی دیگر ترکیب شد: تلسکوپ پرتو ایکس مستقر در ایستگاه فضایی بین‌المللی تلسکوپ رادیویی مورینگ در استرالیا رصدخانه‌ی نجوم رادیویی آفریقای جنوبی

اما داستان این مگنتار به ۲۰ سال قبل بازمی‌گردد. فرناندو کامیلو، دانشمند ارشد رصدخانه‌ی آفریقای جنوبی و یکی از نویسندگان مقاله، از سال ۲۰۰۷ که برای اولین بار امواج رادیویی این مگنتار را شناسایی کرد، مشغول مطالعه روی آن بوده است. او می‌گوید: «هرگز تصور نمی‌کردیم که پس از ۲۰ سال، این جرم آسمانی به بررسی یکی از پیش‌بینی‌های بنیادین مکانیک کوانتومی کمک کند.»

محققان در این مطالعه به دو شواهد کلیدی دست یافتند که به گفته‌ی آنها، تنها با اثر دوشکستی خلأ قابل توضیح است:

۱. قطبش بسیار بالا: پرتوهای ایکس جذب‌شده از این مگنتار، تقریباً سه برابر بیشتر از منابع مشابه، قطبش داشتند. این میزان از قطبش آنقدر بالاست که مدل‌های استاندارد از نحوه‌ی گسیل نور توسط ستاره‌های نوترونی به تنهایی نمی‌توانند آن را توضیح دهند.

۲. هم‌راستایی کامل با میدان مغناطیسی: جالب‌تر اینکه، جهت این قطبش به طور دقیق با جهت میدان مغناطیسی ستاره هم‌خوانی داشت و با الگوی مشاهده‌شده در امواج رادیویی آن مطابقت می‌کرد. این هم‌راستایی، شواهدی بسیار قوی است که نشان می‌دهد میدان مغناطیسی عظیم ستاره، عامل اصلی این پدیده است.

این کشف، حرف هایزنبرگ را بعد از ۹۰ سال ثابت کرد: فضای خالی پر از ذرات ریز است و میدان‌های مغناطیسی قوی می‌توانند نور را منحرف کنند

مارکوس لوور، اخترفیزیکدان دانشگاه سوینبرن، در واکنش به این کشف گفت: «این نتیجه برای ما بسیار آرامش‌بخش است. چون نشان می‌دهد پیش‌بینی‌های نظریه‌هایمان درست از آب درآمده و قوانین فیزیک همانطور که می‌شناختیم، همچنان پابرجا هستند. اگر این اثر را پیدا نمی‌کردیم، مجبور بودیم بسیاری از فرضیه‌های بنیادین خود را زیر سوال ببریم.»

هرچند این کشف، موفقیتی بزرگ و گامی بلند در فیزیک به شمار می‌رود، محققان تأکید می‌کنند که برای اثبات قطعی این پدیده، به تحقیقات گسترده‌تری نیاز است.

برنامه‌های آینده آنها در دو جهت اصلی پیش می‌رود: نخست، استفاده از مأموریت‌های فضایی نسل جدید مانند پروژه‌ی پیشنهادی GoSOX که برای مطالعه‌ی دقیق‌تر قطبش پرتوهای ایکس طراحی خواهد شد. دوم، بهبود و ارتقاء شبیه‌سازی‌های کامپیوتری که به آنها امکان می‌دهد تا سیگنال ظریف دوشکستی خلأ را از میان انبوهی از سایر فرآیندهای فیزیکی و تشعشعات اطراف مگنتارها شناسایی و جداسازی کنند. این دو رویکرد مکمل، می‌توانند راه را برای تکمیل تلاشی که هایزنبرگ نزدیک به یک قرن پیش آغاز کرد، هموار سازند.

پژوهش در ژورنال Nature منتشر شده است. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر سالانه چند هواپیمای مسافربری در جهان اسقاط می‌شود؟ + طول عمر و معیارهای بازنشستگی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : «میدان شهدا» 140 سال قبل چه شکلی بود؟(عکس) بیشتر بخوانید: اگر زمین ناگهان از حرکت به دور خورشید بایستد چه اتفاقی می افتد؟ تماشاخانه حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / گرگان چه چیزی را از دست داد؟ موتورسیکلت هست، زن موتورسوار هست؛ پس چه چیزی کم است؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶ / خبرگزاری دانشجو

ثبت ۹۰ زمین‌لرزه در کشور طی هفته سوم مردادماه ۱۴۰۵

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ از مرکز لرزه‌نگاری کشوری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، از این تعداد، ۶۷ زمین‌لرزه با بزرگی کمتر از ۳، ۱۰ زمین‌لرزه با بزرگی ۳ تا ۴، ۴ زمین‌لرزه با بزرگی ۴ تا ۵ گزارش شده است.

 

بر اساس این گزارش هیچ گونه زمین لرزه با بزرگی ۵ تا ۷ در این بازه زمانی ثبت نشده و زمین‌لرزه شاخص هفته در حسینیه استان خوزستان، ساعت ۱۸:۳۱:۱۱ در تاریخ ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ و با بزرگی ۴.۷ ثبت شده است.

 

در این هفته حسینیه در استان خوزستان با ۷ زمین لرزه، لرزه خیزترین منطقه کشور بوده است.

 

بر پایه جدول تفکیک استانی، همچنین استان‌های خراسان رضوی با ۱۶ زمین لرزه، سمنان با ۱۲ زمین لرزه و خوزستان با ۱۱ زمین‌لرزه در صدر استان‌های دارای بیشترین رخداد لرزه‌ای قرار داشته‌اند.

 

در بازه زمانی ۱۷ تا ۲۳ مردادماه خراسان شمالی با ۹ زمین لرزه، ایلام با ۸ زمین لرزه، کرمان با ۶ زمین لرزه، فارس با پنج زمین لرزه، اصفهان با ۴ زمین لرزه به ثبت رسیده است.

 

بر اساس این گزارش، استان‌های کرمانشاه و یزد هر یک با ۳ زمین لرزه، گلستان و همدان هر یک با ۲ زمین لرزه و استان‌های کردستان، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر، چهارمحال و بختیاری هر یک با یک زمین لرزه در ردیف دیگر استان‌هایی قرار دارند که در این بازه زمانی زمین لرزه در آنها به ثبت رسیده است.

 

مرکز لرزه‌نگاری کشوری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران همچنین اعلام کرد: در استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، البرز، تهران، زنجان، قم، قزوین، گیلان، لرستان، مرکزی، هرمزگان و سیستان و بلوچستان هیچ گونه زمین لرزه‌ای به ثبت نرسیده است.