
عصر ایران ؛ علی نجومی ــ در وصفش گفته اند از قرار معلوم مدت ها شاگردی ابلیس را کرده است. محال بود چیزی را بخواهد و بدست نیاورد. مهره مار داشت. زبانش شنونده را سحر و جادو می کرد. اگر غیر از این بود که نمی توانست صدراعظم 3 پادشاه شود و از این نظر به یگانه تاریخ ایران تبدیل شود. میرزا علیاصغر خان که القابش را به قول امروزی ها تریلی هم نمی کشد.
آن قدر راه بالا رفتن از نردبان قدرت در دربار قاجار را خوب بلد بود که از مسوولیت شترخانه و قاطرخانه سلطنتی پله پله رفت بالا تا روزی رسید که پادشاهان قاجار برای برکناریش باید نقشه می کشیدند تا از او پلتیک نخورند. گفتنه اند رشته ارتباطاتش تمامی نداشت. کلا مقامات حکومت ایران در دوره قدرت امین السلطان از 2 گروه بیشتر نبودند یا با او بودند یا علیه او که خدا نکند علیه او می بودند چون دودمانشان بر باد می رفت به طوری که حتی مرگ ناصرالدین شاه را هم ناشی از توطئه او می دانند.
سال 1268 خورشیدی بود که امین اسلطان صدراعظم ناصرالدین شاه شد. تمام قراردادهای مهم و بدنامی که در عهد ناصری بسته شد همه در همین سال های صدارت امین السلطان امضا شدند . از امتیاز کشتیرانی در رود کارون به انگلیسی ها و قرارداد تالبوت گرفته تا امتیاز تاسیس بانک شاهنشاهی به رویتر در همه ردپای این گرجی تبار زیرک و انگلوفیل دیده می شد.
عزیزخان خواجه
اما به راستی راز قدرت این مرد مرموز از کجا می آمد. در این زمینه تزی پرطرفدار و جذاب وجود دارد از این قرار که امین السلطان با اندرونی کاخ گلستان در ارتباط نزدیک بود.
زیباروترین خواجه ی دربار ناصری یعنی عزیزخان که به دهن لقی شهرت داشت. خیلی زود شاخک های امین السلطان تکان خورد و عزیزخان را ردیابی کرد سبیلش را که چرب کرد دیگه اخبار اندرونی روزی 2 نوبت سر وقت می رسید دستش.
حالا دیگر امین السلطان حتی از خواب های ناصرالدین شاه هم با خبر بود. اما امان از دهان لق. پول که دست عزیزخان رسید شروع کرد به سرمایه گذاری وقتی چشمان اطرافیان گرد شد که این پول ها از کجا آمده؟ عزیزخان هم که عاشق قپی در کردن بود می گفت: صدارعظم التفات فرمودند.
خلاصه مدتی طول نکشید که قضایا به گوش سلطان صاحبقران رسید مطمینا اگر سرنخ قضیه به کسی غیر از امین …








