
عصر ایران؛ علی نجومی ــ یکشنبه ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۴۷. تهران هنوز تابستان نشده، اما بوی تابستان میدهد. هوای دمکرده و آفتاب بیرحم، رمق تهرانیها را گرفته است. اما حالا حوالی ساعت چهار بعدازظهر، کمکم شهر بهطور عجیبی دارد خلوت میشود. جمعیت را هولوولا گرفته و مثل آتش روی اسفند، آرام و قرار ندارند.
پادکست را اینجا بشنوید کد صوت دانلود صوت اصلی
آخر، در شهر خبری است؛ آن هم چه خبری!
بازی آخر تیم ملی فوتبال ایران در جام ملتهای آسیا در سال ۱۹۶۸، مقابل اسرائیل برگزار میشود. مسابقاتی که با شرکت پنج تیم برگزار شده بود. همه تیمها بهصورت رودررو با هم بازی کرده بودند و حالا بازی آخر مانده بود.
ایران حتی اگر بازی را یک بر صفر هم میباخت، قهرمان میشد. اما کدام ایرانی دوست داشت تیمش قهرمانی را با شکست جشن بگیرد؟
اسرائیلیها اما مدافع عنوان قهرمانی بودند و حریف سرسخت و سمجی به حساب میآمدند. اما اینها همه حرف بود.
اسرائیل، اسرائیل بود و ایران، ایران.
و این بود که شاید بتوان گفت این مهمترین بازی تاریخ فوتبال ایران بود؛ و شاید هنوز هم هست.
بازی در استادیوم امجدیه، یا همان ورزشگاه شهید شیرودی فعلی، برگزار میشد. اصلاً همه بازیهای آن دوره در همین استادیوم انجام شده بود.
۳۰ هزار نفر داخل استادیوم بودند و ۱۰ هزار نفر هم بیرون، پشت درها مانده بودند. بقیه هم یک جایی رادیو یا تلویزیونی پیدا کرده بودند و آماده شروع بازی بودند.
اما تیم ایران یک نگرانی بزرگ داشت. همایونخان بهزادی، یا همان «سرطلایی»، گلزن اول ایران، در بازی قبلی آسیب دیده بود و گرچه به زور آمپول خودش را به بازی رسانده بود، اما محمودخان بیاتی، مربی ایران، گفته بود:
«بازی کردن همایون اَلا و بِلا فقط ۱۵ دقیقه آخر، آن هم شاید!»
از مجموعه پادکست مشاهیر جاودانه …





