
عصر ایران؛ ماندانا خُرّم - در واپسین روزهای اوت، یک آتشبار پاتریوت یونانی مسیر نسبتاً کوتاه کارپاتوس تا کرت را طی کرد. مقصد آن پایگاه سودا، در شمالغرب کرت، بود؛ پایگاهی که سالهاست یکی از مهمترین نقاط اتصال یونان به ساختار نظامی آمریکا و ناتو در شرق مدیترانه محسوب میشود.
انتقال یک سامانۀ دفاعی میان دو جزیره یونانی شاید در ظاهر اقدامی احتیاطی به نظر برسد، اما در فضای تهدیدهای تازه ایران علیه پایگاههای آمریکایی در اروپا، معنایی فراتر از یک جابهجایی نظامی پیدا میکند و این احتمال را تقویت میکند که آتن خود را برای گسترش دوباره دامنه جنگ آماده میسازد.
این تحرکات بار دیگر پرسشی را پیش روی سیاست خارجی یونان قرار داده است: اگر رویارویی میان ایران از یکسو و آمریکا و اسراییل از سوی دیگر وارد مرحله تازهای شود، آتن تا کجا در کنار متحدان خود خواهد ایستاد؟
پاسخ را نمیتوان صرفاً در دوگانۀ «ورود به جنگ» یا «بیطرفی» جستوجو کرد. یونان احتمالاً خواهد کوشید بیآنکه آشکارا در حملات علیه خاک ایران مشارکت کند، ظرفیتهای دفاعی، موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای لجستیکی خود را برای پشتیبانی از متحدان غربی به کار گیرد و همزمان، میان حمایت از آنان و پرهیز از ورود مستقیم به جنگ تعادل برقرار کند.
نشانههای این تلاش برای حفظ تعادل را میتوان در موضعی دید که دولت یونان چند ماه پیش در قبال بحران هرمز اتخاذ کرد.
در ۱۶ مارس ۲۰۲۶، پاولوس ماریناکیس، سخنگوی دولت یونان، اعلام کرد این کشور در عملیات نظامی تنگه هرمز شرکت نخواهد کرد و حضور دریایی آن صرفاً به مأموریت اروپایی «آسپیدس» برای حفاظت از کشتیها در دریای سرخ محدود خواهد ماند.
این موضع از تمایل آتن برای پرهیز از تبدیلشدن به یکی از طرفهای مستقیم جنگ حکایت داشت، اما دامنۀ آن محدود بود: ماریناکیس تنها درباره عملیات نظامی در هرمز سخن گفت و دولت یونان نیز تعهد صریحی نداد که پایگاه سودا برای پشتیبانی از عملیات نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
بااینحال، میزان فاصلهای که آتن میتوانست از جنگ حفظ کند، بیش از هر چیز به فراز و فرود خود بحران بستگی داشت. با فروکشکردن حملات موشکی در بهار، سطح نگرانی در یونان نیز برای مدتی کاهش یافت؛ تا جایی که نیکوس دندیاس، وزیر دفاع این کشور، در ماه …












