
عصر ایران ؛ نهال موسوی - در چند روز گذشته مصاحبه بلاگر جنجالی مینا نامداری با یک رسانه یوتیوبی داخلی و بازنشر گزیدههایی از آن در فضای مجازی و حتی برخی رسانهها بسیار بازتاب پیدا کرد.
کارنامه مینا نامداری با جنجالهای جنسی و اخلاقی گره خورده است: از ازدواج پرحاشیه گرفته با شهاب تا لایوی جنجالی که در آن طرف مقابل بهعنوان نوجوانی معرفی میشد، موضوعی که ابعاد اخلاقی و حتی حقوقیاش هرگز بهدرستی روشن نشد.
حالا همان فرد، بدون آنکه گذشتهاش با شفافیت و پاسخگویی واقعی تسویه شده باشد، در جایگاه مفسر اوضاع اجتماعی و سیاسی کشور نشسته و از چهرههایی چون حسین ستوده، هادی چوپان و مریلا زارعی بهعنوان الگو نام میبرد. این تناقض، خود گویای نوعی سواستفاده ابزاری از اعتبار دیگران برای بازسازی وجهه شخصی است.
مینا نامداری این روزها روایت تازهای از خودش عرضه میکند: زنی که از گذشتهاش برائت میجوید و در برابر دوربینی داخلی، با پوششی متفاوت از آنچه شهرتش را ساخت، درباره ایران امروز سخن میگوید. اما پرسش اصلی این نیست که آیا این تغییر صادقانه است یا نه، پرسش این است که چرا اساساً باید صدای چنین چهرهای، در چنین جایگاهی شنیده شود.
ماجرای مینا نامداری را نباید صرفاً بهعنوان یک روایت فردی خواند. این پدیده، نمونهای از یک الگوی تکرارشونده در اکوسیستم رسانهای داخلی است که ارزش دارد جداگانه تحلیل شود:
هرچه یک چهره در گذشته پرحاشیهتر، جنجالیتر و به تعبیر رایج «زردتر» بوده، اکنون احتمال بیشتری دارد که به یک تریبون رسمی یا نیمهرسمی دست پیدا کند. این نه یک تصادف است، نه استثنا، بلکه به نوعی منطق ساختاری بدل شده است.
آنچه در چنین برنامههایی رخ میدهد، نه گفتوگویی صادقانه با واقعیت، بلکه تلاشی است برای سفیدشویی رسانهای، جایگزینی صورتمسئلههای واقعی با چهرههای تازه و روایتهای احساسی. این نه راهحل است، نه حتی مسکن، صرفاً به تعویق انداختن یک بحران است.
کسی که با جنجال جنسی یا اخلاقی به شهرت رسیده، عملاً یک «دارایی» انباشته دارد: تعداد بالای فالوور، کنجکاوی عمومی درباره سرنوشتش، و ظرفیت بالای کلیکخوری. برنامهسازانی که به دنبال بازدید و تعامل هستند، این سرمایه را میبینند و نه لزوماً اعتبار یا صلاحیت تحلیلی فرد را. نتیجه این میشود که مسیر …











